شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016
دایره‌ی شکسته

«غوطه‌ور میان دود و آتش»

۱۳۹۰ مرداد ۱۶

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

اعتیاد به مواد مخدر یکی از انحرافات شایع عصر حاضر است که سالانه قربانیان بی‌شماری می‌گیرد و آسیبی جدی بر پیکر جامعه و خانواده وارد می‌کند. هرچند اعتیاد در مردان بیش‌تر و شایع‌تر از زنان است اما در چند سال اخیر اعتیاد در زنان به علل مختلف افزایش یافته است. با تاسف تعداد قابل توجهی از زنان معتاد، مورد سواستفاده یا خشونت جنسی قرار می‌گیرند و این در حالی است که کم‌ترین توجه به کاهش آسیب زنان معتاد در جامعه می‌شود. زنان معتاد در حالی درگیر ناهنجاری اعتیاد می‌شوند که براساس یک پژوهش انجام شده، عامل اعتیاد بیش از 70 درصد زنان معتاد، همسران معتاد در بیش‌تر موارد، یا خانواده‌های معتاد در کم‌تر موارد هستند. این همه نیز در حالی است که کاهش آسیب اعتیاد در زنان، بر خلاف همه اقدامات درمانی و کاهش آسیب انجام شده برای مردان معتاد، هرگز به معنای واقعی در جامعه تحقق نیافته است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زنان نقش ویژه‌ای در ایستایی و پیش‌رفت جامعه و خانواده دارند و کسی منکر این مسئله نیست. از سوی دیگر ضعف در بنیان‌های خانوادگی باعث بروز مشکلات بسیاری در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی می‌شود. ضعف و امکان وابستگی زنان به هر عامل غیر‌مفید باعث می‌شود تا پایه‌های خانوادگی سست و خانواده دچار مشکلات اساسی شود، به نحوی که زنان معتاد بیش‌تر دارای خانواده‌های از هم پاشیده و یا ناموفق هستند. بر اساس بررسی‌های انجام شده و تحقیقاتی که مراکز آماری که با محوریت اعتیاد زنان تهیه کرده‌اند، به‌طور شاخص اعتیاد در زنان پیرو عوامل جنبی چون اعتیاد همسران، مادران و پدران و به‌طور کلی یکی از اعضای درجه یک است. و این مسئله تاثیر به سزایی در معتاد شدن زنان دارد. خاست‌گاه اعتیاد زنان بیش‌تر در بنیان خانواده شکل می‌گیرد و به‌طور عمومی زنان معتاد دارای همسرانی معتاد هستند که گاه حتا از روی نادانی یا غرور برای ترک اعتیاد همسر، خود را معتاد می‌کنند تا با ترک کردن مواد این قدرت را به همسر خود نشان دهند.

یک بخش از عوامل موثر در مصرف مواد مخدر علل فردی است. یعنی زنان هم مانند مردان با علل متفاوت گرفتار اعتیاد می‌شوند. این دلایل شامل کاهش دردهای جسمانی، کسب لذت، کنجکاوی و کمبودهای عاطفی نیز می‌تواند باشد. پایین بودن سطح شناخت آن‌ها از مواد مخدر و اثرات زیان‌بار آن از پیامدهای ناگوار مصرف این مواد است. این مسئله در میان جوانان به خصوص جوانان باهوش حادتر است. گر‌چه می‌توان گفت شاخص‌های وابستگی به مواد مخدر در هر دو جنس یک‌سان است اما برخی مواد تاثیر مخرب‌تری بر زنان دارند و به گونه‌ای متفاوت بدن را درگیر می‌کند. سو مصرف مواد در بین زنان به احتمال زیاد با بیماری‌هایی نظیر سو تغذیه، فشار‌خون بالا، و بیماری‌هایی که از طریق جنسی انتقال می‌یابند در ارتباط است.

عوامل اجتماعی نیز می‌تواند از مهم‌ترین عوامل گرایش به مواد مخدر باشد. این مسئله شامل فقر و رفاه بیش از حد نیز می‌باشد. عدم دست‌رسی به امکانات معیشتی مناسب، احساس محرومیت و ناکامی و افسردگی می‌تواند از عوامل گرایش به اعتیاد باشد. هم‌چنین رفاه بیش از حد، امکانات رفاهی و ثروت نامحدود و تفریحاتی که ممکن است بعد از مدتی خسته کننده شود نیز امکان گرایش به مواد مخدر را برای امتحان هیجان ناشی از انجام این کار بالا می‌برد. تا 20 سال قبل سو مصرف مواد بیماری مردان یا جزیی از آسیب‌های مردانه شناخته می‌شد و فقط در چند سال اخیر به عنوان یک مشکل جدید جامعه‌ی زنان مطرح شده است. زنان معتاد نه تنها به علت کمبود منابع مالی قادر به شروع درمان نیستند، بلکه یک دسته سدهای اختصاصی دیگر هم برای آنان وجود دارد. این سدها شامل تعداد ناکافی گروه‌های امدادی، خدمات‌رسانی فعال برای آگاه کردن زنان کم‌انگیزه برای ورود به درمان، ترس از نتایج قانونی همانند از دست دادن حق سرپرستی کودک، مشکل رفت و آمد به مراکز درمانی و تحت پوشش بیمه‌ی سلامتی نبودن، پیدا نکردن فرد دیگری برای مراقبت از سایر افراد وابسته‌ی خانواده، بدنامی اجتماعی زنان مصرف کننده مواد و دیگر موارد هستند.

تقدس نقش مادری و فداکاری و از خودگذشتگی که در ارتباط با آن تعریف می‌شود تناقض غیر‌قابل پذیرشی با زنی دارد که برای تامین مواد مصرفی خود حاضر به انجام هر عملی است. میزان طرد زنان معتاد از خانواده بسیار بیش‌تر از مردان است و اعتیادشان کم‌تر مورد پذیرش نزدیکان‌شان قرار می‌گیرد. کتمان این مسئله از سوی نزدیکان باعث می‌شود زنان معتاد نسبت به مردان فرافکنی بیش‌تری از خود نشان دهند و کم‌تر خود را معتاد بدانند و گمان برند می‌توانند کنترل مواد را خود به دست بگیرند.

با تاسف خدمات مراکز ترک اعتیاد و ارایه‌ی سرویس‌های ویژه به معتادین در جامعه به نحو چشم‌گیری مردانه هستند، در نتیجه جذب زنان معتاد به مراکز ترک بسیار کم است و این مبنی بر تعداد اندک آنان نیست. با یک نگرش جنسیتی نسبت به اعتیاد می‌توان حدس زد ترکیب دو واژه‌ی زن و اعتیاد، سنگینی بیش‌تری از تلفیق مردانه‌ی واژه‌ها دارد. زنان معتاد، هراسان از تقبیح نگاه سخت جامعه به آنان از مراجعه به مراکز ترک پرهیز می‌کنند. طبق آمار، طی 4 سال گذشته رشد اعتیاد زنان 3 برابر مردان بوده است و اگر به همین منوال پیش برود تعداد آنان با مردان معتاد به زودی برابر خواهد شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,