Saturday, 18 July 2015
20 October 2021
روان به سلامت- قسمت شانزدهم

«ایده‌های روان پاکی»

2011 August 20

علی انجیدنی/ رادیو کوچه

با سلامی دوباره خدمت همه شنوندگان عزیز برنامه «روان به سلامت» رادیو کوچه. امروز هم در خدمت شما هستم با یک بحث داغ و شیرین از سری بحث‌های بررسی روح و روان و سلامت و این‌جور چیزهای ما و شما و همه مسوولان ما و شما.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هر دکتر روان‌پاکی و یا هر روان‌پاک دکتری حتمن ایده‌های بسیاری در زمینه‌های بسیار‌تری داره که در وقتش از خودش صادر و یا ساطع می‌کنه. حالا ممکنه چند وقتی ایده نده ولی این بدان معنی نیست که دکتر مورد بحث ما فاقد ایده است چون از نظر علم احتمالات نداشتن ایده در یک دکتر هم‌زمان روان‌پاک سگ درصد نامحتلم…نامحتمل است.

ایده دو شرط داره یکی شرط لازمه که همون ذهن فعال و پویاست و این در دکترهای روان‌پاک به وفور پیدا می‌شه و یکی شرط حادثه یعنی چه شرایطی وجود داشته باشه تا ایده تولید و یا اعلام بشه. ایده ده که در این‌جا دکتر روان‌پاک است اول همه جوانب سیاسی اجتماعی اقتصادی انفرادی و غیره رو در نظر می‌گیره و بعد کمی،فقط کمی، زور می‌زند و ایده را از خود خارج می‌کند و می‌ده دست مسوول دفترش تا کارهای بعدی‌اش رو انجام بده. حالا این ایده چند نوع و چند مرتبه داره که الان براتون توضیح می‌دم.

ایده‌های اقتصادی:

کسی که درس می‌خونه و یا نمی‌خونه براش می‌خونن و دکتر می‌شه‌، اول در بخش اقتصادی مغزش یه اتفاقاتی می‌افته‌. تا قبل از دکتر شدنش فکر می‌کرد که اقتصاد یعنی علم حساب و کتاب بعد اون‌وقت می‌فهمه که نه این مقوله کاملن بی‌حساب و کتابه و به قول معروف هرکی هر کیه… در این‌جا بهتون بگم فرقی نمی‌کنه که طرف دکتر در طب بشه یا دکتر در راه و ساختمان و یا دکتر در جاهای دیگه‌، همه‌اش یه جوره. دکترهای طب مدرک‌شون رو که می‌گیرن فقط رو پول مردم حساب می‌کنند و فقط جمع‌آوری می‌کنند‌، اونم پول‌های بقیه رو‌، دکترهای راه و ساختمان هم همین‌طور‌، پول‌های مردم رو جمع می‌کنند و می‌دن دوروبری‌هاشون تا یا بخورندشون یا بفرستتند ناکجا‌آباد. حالا از ایده دور نشیم. این موجودات یعنی همین دکتر‌های روان‌پاک مثل خودم هر از چند گاهی از خودشون ایده اقتصادی در میارند. اون دکتر طب روان‌پاک مثلن می‌گه من روش جدیدی در درمان فلان بیماری کشف کردم که تا حالا به ذهن جن هم نرسیده و شروع به تبلیغ می‌کنه و اقتصاد خودش رو به‌تر می‌کنه و مال مردم بی‌چاره را بدتر. این دکتر راه و ساختمان روان‌پاک هم می‌گه من یه راه پیدا کردم که همه پول‌های مملکت بین مردم پخش بشه و دیگه دست عده‌ای خاص نیوفته و اونم شروع به تبلیغ می‌کنه و اقتصاد خود و اطرافیانش به‌تر می‌شه و اقتصاد مردم بد از بدتر.

ایده‌های سیاسی:

دکتر‌های روان‌پاک وقتی ایده سیاسی می‌دن که بدونن الان این ایده شون بازار مصرف داره بازم فرق نمی‌کنه دکتر چی باشند. مهم ایده است و استفاده‌ای که از این ایده بهشون می‌رسه. دکتر روان‌پاک طب مثل خودم می‌خواد بشه رییس انجمن دکترهای روان‌پاک… اول یه مدتی تو همه جلسات بی‌ربط و با‌ربط شرکت می‌کنه و خودش رو آدم جاافتاده و باوقاری نشون می‌ده که به جا و خیلی مختصر اظهار نظر می‌کنه و بعد با کمک چند تا از رفیق‌هاش نظرات زایگوماتیک خودش رو تو بوق و کرنا می‌کنه و وقتی موقع انتخاب ریاست انجمن می‌شه با هر روش و کلک جوان‌مردانه و ناجوان‌مردانه اون رو به‌دست میاره. بعدش می‌شه یه خری بدتر از قبلی و دیگه نه وقاری ازش می‌مونه و نه جاافتادگی. میوفته دنبال کسب قدرت بیش‌تر و دهن بقیه هم‌کارهاش رو سرویس کردن. هر از چند گاهی برای این‌که سری تو سرا در بیاره از خودش ایده در میاره که مثلن از امروز در انجمن دکترهای روان‌پاک از بخش جلوی به عقبی منتقل می‌شه و این‌کار باعث جلوگیری از اتلاف انرژی و هزار کوفت و زهر مار دیگه می‌شه…. دکتر روان‌پاک راه و ساختمان هم مثل این مادر مرده همین کارها رو می‌کنه تا قبل از انتخابش هزار تا ژانگولر بازی و وعده و عید و حرف‌های زیبا و بی‌بند‌وبار جذب کن می‌زنه و بعد که انتخاب شد می‌شه برادر زرد نفر قبلی. حالا ایده نگو طبق طبق از دکتر ما در میاد. امروز باید وسط خیابون‌‌ها رو عکس‌برگردون زد. فردا نگو باید آپارتمان‌ها رو فلت کرد. روز بعد باید برای شاه لیر جشن تولد گرفت و … .

ایده‌های فرهنگی:

یارو وقتی دکتر می‌شه با فرهنگ خداحافظی می‌کنه حالا شما هر نوع فرهنگی که فکرش رو بکنی. دکتر روان‌پاک طب تمام فرهنگ‌های شناخته شده و شناخته نشده بشری رو می‌بوسه می‌ذاره کنار، می‌شه یه آدم بی‌فرهنگ کامل. رعایت هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو نمی‌کنه ولی وقتی موقعش برسه چنان ایده‌های فرهنگی از خودش صادر می‌کنه که آدم فکر می‌کنه پسوند نام خانوادگی‌اش هم فرهنگی بوده. مثلن می‌گه «آدم‌ها باید آداب و فرهنگ درست خوردن و نوشیدن رو داشته باشند من همیشه برای مریض‌هام این نظریه و ایده  رو می‌دم که شما سر سفره که براتون غذا می‌کشند اول با قاشق اون رو نصف کنید و فقط نصفه مشخص شده رو بخورید و یا اگه می‌خواین همیشه سلامت بمونید بعد از خوردن بلند شید و جلوی کتاب‌خونتون کمی این ور و اون ور برید و یه کتاب داستان‌های کوتاه انتخاب کنید و پشت میز مطالعه یه داستان کوتاه رو بخونید تا هم فرهنگ کتاب‌خونی تون تقویت بشه و هم مشکلات گوارشی نداشته باشید.» حالا خودش چی‌کار می‌کنه دراز‌کش کنار سفره مثل گاو می‌خوره و بعد همین‌جوری خوابش می‌بره و تا قبل از بلند شدن خروپف‌اش چند تا آروغ هم نصیب بقیه می‌کنه.

دکتر راه و ساختمان اوضاعش بدتره. اون می‌گه فرهنگ قدیمی کشور رو باید احیا کنیم ولی بحث کتاب‌هاشون پیش میاد می‌گه نه، خودمون کتاب خوب داریم. یا می‌گه دختر و پسر می‌تونن با هم راحت ارتباط داشته باشند ولی تو دانش‌گاه باید بین‌شون دیوار باشه. و یا همه باید قوانین رو رعایت کنند بعد خودش و دارودسته‌اش می‌گن این قانون برای اجرا مناسب به نظر نمی‌رسه. دکتر راه و ساختمان ما در بخش فرهنگ این‌قدر ایده می‌ده که همه می‌گن جون هر‌کی دوست داری بس کن.

اگه بخوام از ایده‌پردازی‌های دکتر‌های روان‌پاک در زمینه‌های دیگه بگم باید تهیه‌کننده برنامه وقت یه روز کامل پخش رو به من بده تا مردم بدانند که این دکترهای روان‌پاک چی در چنته دارند و همه قدرشون رو بیش‌تر و به‌تر بدونند. پس تا فرصت بعد بدرود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,