شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت صد و هشتاد و هفت

«جناح چپ، کاردستی زیرکانه خمینی»

۱۳۹۰ شهریور ۰۴

‌شراره سعیدی / رادیو کوچه

به باور نگارنده جناح چپ بسیار سودمندتر از جناح راست برای ثبات جمههوری اسلامی کوشیده است، از آن‌جا که مواضع غیرقابل تغییر جناح موسوم به راست شناخته شده و بعضن منزجرکننده بوده آقای خمینی با تیزهوشی، مجمع روحانیون را از درون جامعه روحانیت غیر‌منعطف خارج کرد و توانست بقای جمهوری اسلامی را چند دهه تضمین نماید‌. در حالی‌که جناح چپ وابسته به مجمع روحانیون دارای مبانی نظری منسجمی نیست و می‌تواند خود را با هر شرایطی منطبق نموده روزی با اسلامی التقاطی ممزوج از افکار مارکسیسمی و در روزگاری دیگر سرتاپا لیبرالی عرض‌اندام نماید، سال‌های زیادیست که با همین حربه مخالفین جوان و ناآشنا به پیشینه خود را در اندام اپوزیسیونی که به بقای نظام کمک می‌نماید آراسته و فرمان خمینی کبیر را جاری می‌سازد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه‌های پیش گفتیم آتش اختلاف از دولت موسوی زبانه کشید و نظرات اقتصادی دولتی وی بهانه‌ای شد برای ایجاد اولین شکاف جدی در درون نیروهای انقلاب اسلامی‌. با انشعاب «مجمع روحانیون» از «جامعه روحانیت» با خلق واژه «چپ وراست» هسته اصلی مجمع روحانیون با ارسال نامه‌ای به خمینی اجازه این انشعاب را گرفتند.

ولی این انشعاب بهانه‌ای شد برای اختلاف بین عناصر حزب‌اللهی و طرف‌دار نظام و انحراف اذهان عمومی جامعه از مسایل اصلی به مسایل حاشیه‌ای و با برچسب‌هایی چون «اسلام آمریکایی» و «اسلام متحجر» منتقدان را راندن و سر دست گرفتن ادعای خط امام و خود را تنها مدافع خمینی معرفی کردن از ابتدایی‌ترین ترفندهای مجمع بود.

‌پس از رحلت خمینی و دوران رهبری خامنه‌ای و تعلق خاطرش به جناح راست و خالی شدن پشت جناح چپ که حامی قدرت‌مندی مانند خمینی داشتند، بداقبالی‌های این جریان آغاز شد

حذف طرف مقابل در این جریان تا جایی پیش رفت که وقتی جمعی از نمایندگان مجلس دوم امر خمینی را درباره نخست‌وزیری مصلحتی موسوی به امر «ارشادی، مولوی» تفکیک کردند و به  نخست‌وزیری وی رای اعتماد ندادند «عبداله نوری» به عنوان یکی از اعضا مطرح مجمع روحانیون که در آن وقت‌ نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه را هم عهده‌دار بود فهرست آن نود و نه نفر که برخی از آنان امروز از چهره‌های شاخص اصول‌گرایی هستند به عنوان افرادی که از دایره انقلاب خارج بلکه از دایره اسلام ناب خارج شده‌اند را در جبهه‌ها و مراکز تجمع مردمی انتشار داد و با تکفیر آنان تنفر از آنان را از صدام و دشمنان خارجی در افکار عمومی بالاتر جلوه دادند. کیهان تحت نظر «محمد خاتمی» و رسالت به سردبیری «احمد توکلی» مورد عتاب خمینی قرار گرفتند ولی با این‌حال دفاع از خط امام دست آویزی شده بود برای حذف جناح رقیب. افراد مجمع روحانیون که مانند طرف مقابل‌شان از دور هم دستی در جنگ نداشتند، شرایط التهاب سیاسی را در انتخابات مجلس سوم به جایی رساندند که به مصادره صندوق‌های رای توسط فرمان‌داری تهران به دستور «محتشمی‌پور» وزیر کشور وقت به علت تقلب منجر شد و سرنوشت آن انتخابات را مسئله اصلی کشور کرده و حتا شرایطی پیش آوردند که خمینی خود وارد صحنه شد و تمام این اصلی کردن مسایل فرعی و حاشیه‌سازی‌ها منجر به تضعیف جبهه‌های نبرد و یورش مجدد ارتش عراق و تصرف مناطق استراتژیکی چون «فاو» و «شلمچه» و … شد و سرانجام مدعیان خط امام و جنجال‌آفرینی‌های جناح مقابل مقدمات نوشیدن جام زهر را فراهم آوردند.

‌پس از رحلت خمینی و دوران رهبری خامنه‌ای و تعلق خاطرش به جناح راست و خالی شدن پشت جناح چپ که حامی قدرت‌مندی مانند خمینی داشتند، بداقبالی‌های این جریان آغاز شد، در مرحله اول منجر به رد صلاحیت عده‌ای از آنان وعدم اقبال عمومی به مابقی شد و این جریان تا انتخابات مجلس پنجم به حاشیه رفت و به جز عده‌ای از آنان که در دولت رفسنجانی مشغول به کار بودند مابقی به فعالیت‌های اقتصادی و یا مطبوعاتی خود می‌پرداختند.

و از آن‌جا که آقای رفسنجانی روابط خوبی با آنان داشت و در دعوای دو جناح تنها کسی بود که طرفین نام وی را صدر فهرست انتخاباتی خود قرار می‌دادند با شکل‌گیری حزب دولتی «کارگزاران» جمعی از آنان با قرار گرفتن در فهرست نامزدهای آن حزب قدرت و ثروت، با ورود به  مجلس پنجم توانستند به حیات سیاسی خود ادامه دهند و با انتخاب محمد خاتمی عضو اصلی مجمع روحانیون، نمو این جریان به کمک جریان نوظهوری به نام کارگزاران وارد مرحله جدیدی شد.

از طرف دیگر این گروه که مهم‌ترین برگ برنده خود را در روحانی بودن خود می‌دانند برای تداوم مشروعیت حوزوی خود چاره‌ای جز ایجاد پای‌گاه در حوزه علمیه قم خود ندیدند و در بحبوحه‌ای که دولت دوم خرداد خود را پیروز مطلق میدان می‌دانست و برای منزوی کردن جریانات سنتی انقلاب در کل کشور شعار سرمی‌داد، در حوزه علمیه قم نیز اتاق فکر مجمع روحانیون تصمیم گرفت که در مقابل «جامعه مدرسین حوزه» تشکلی موازی و تأثیرگذار ایجاد کند و اعضایی از مجمع روحانیون که چهره‌ای حوزوی‌تر داشتند  چون «موسوی بجنوردی» و «موسوی تبریزی» و «اسداله بیات» وارد این صحنه شدند و طیفی از طلابی که خود را «روشن‌فکر حوزه» می‌دانند را گرد خود آوردند، ولی این فرصت را در حوزه پیدا نکردند وحداقل در حوزه سنتی  که بدنه اصلی حوزه را تشکیل می‌دهد ناموفق بودند و این مجمع به محفلی سیاسی مبدل شد که به صدور بیانیه و برگزاری متینگ‌هایی به نفع جریانات مورد حمایت‌اش می‌پرداخت.

خامنه‌ای که دیگر مجبور به ادامه روش خمینی نبود و می‌توانست با استرانژی خودش به مباحث ورود کند، اساسی‌ترین نقطه انحطاط آنان را این‌گونه برشمرد:

«جریانی که اوایل انقلاب به جریان چپ مشهور بود و شعارهای خوبی می‌داد با وجود داشتن آدم‌های با تقوا، از مراقبت و تقوای جمعی غافل شد و کار به جایی رسید که (فتنه‌گران ضد امام حسین و ضد اسلام و امام)، به آن‌ها تکیه کردند که این واقعیت نشان می‌دهد غفلت از تقوای جمعی، خطری بسیار بزرگ است.»

به نظر جناح راست، دلیل بارز بی‌تقوایی آنان همین قیام برای شکستن ابهت و اقتدار «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» بود که مدعیان ورشکسته خط امام تمام قوای خود را برای حذف و انزوای این پای‌گاه در دستور کار خود قرار دادند.

آقای«موسوی بجنوردی» که به عنوان چهره علمی آن‌ها مطرح است با هم‌کاری تنگاتنگ با جریان کارگزاران به عنوان دین‌شناس اصلی موسسه هم‌شهری در دوران شهرداری آقای کرباسچی تفکرات خود را منتشر کرد، مقالات جنجالی «وکالت فقیه، ولایت فقیه» با پشت‌کار عطریانفر- مسوول روزنامه هم‌شهری – در تنها نشریه رنگین و پرتیراژ آن زمان منتشر می‌شد، در آن مقالات اولین‌بار بود که ولی-فقیه در نشریه‌ای دولتی  به وکیلی از جانب مردم تنزل مقام می‌یافت. کرباسچی در دادگاهی که تخلفات و جرائمش را در شهرداری تهران بررسی می‌کرد چند بار در دفاع از خود برخی از اعمال انجام شده خود را مستند به نظر فقهی وی دانسته بود.

آقای «اسداله بیات» که چهره جنجالی مجلس سوم بود و متهم است که تخلفات مالی ثابت شده‌ای هم در پرونده قضایی وی می‌باشد ازدیگر چهره‌های شاخص آنان و آقای «موسوی تبریزی» که مدتی در دستگاه قضا مسئولیت‌های بالایی داشت تنها عضوی است که برخلاف «یوسف صانعی» درگیر جنجال-های کلامی نشده است.

با توجه به مطالب بررسی شده می‌بینیم که این جریان می‌تواند در عین واحد که ملتزم به ولی فقیه است در براندازی آن کوشش کند و انتظار صداقت از این جناح بسیار متوهمانه است، آنان دارای مبانی شکل‌گرفته‌ای در اخلاقیات سیاسی نیستند و تنها مورد استفاده‌شان فریب عوام به قصد تصاحب ارکان قدرت در دایره بسته جمهوری اسلامیست، این کاردستی آقای خمینی از آن‌جایی زیرکانه به وچود آمد که شاهدیم بیش از دو دهه موجب مشروعیت بخشی به بازی زشت قدرت در کشورمان ایران گشته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. m
    1

    مقاله عالی بود از تحلیل آن لذت بردم
    جناح چپ خود عصای دست خمینی وعامل کشتار ۶۷بود که الان به نام اصلاح طلبان خواهان برقراری دمکراسی اند