Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
پس‌نشینی تند

«از ماست که بر ماست»

2011 August 28

اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه

تئوری توطئه، اصلی نهادینه شده در وجود تمامی ما ایرانیان است. مردم ما هر کجای دنیا که باشند و با هر تحصیلات و در هر جای‌گاه اجتماعی که قرار گرفته باشند، بلافاصله پس از بر آمدن هر مشکلی انگشت اتهام را به سمت دست‌های پشت پرده‌ای نشانه می‌روند که به گمان آن‌ها همواره در گوشه‌ای به کمین نشسته‌اند تا فرهنگ، تمدن و شهروندان ایرانی را تخریب و نابود کنند. ایرانیان مقیم مالزی چندی است که با هجوم اتهامات مختلفی مبنی بر دست داشتن در جرایم اجتماعی هم‌چون قاچاق موادمخدر و رفتارهای غیراخلاقی روبه‌رو هستند. واکنش جامعه ایرانی و به‌خصوص دانش‌جویان در مقابل این هجمه‌ها بیش‌تر از این‌که از سر تحلیل و شناخت خود برآید بر پایه‌ی احساسات نژادپرستانه و خودبرتربینانه بوده است. در گرماگرم این بحث‌ها و جدل‌ها در ماه‌های اخیر، نگارنده جو حاکم را مناسب گفت‌وگویی منطقی در این باره نیافت و ترجیح داد تا اگر حرف و نظری دارد آن را پس از آرام‌تر شدن فضای پرتشنج موجود بیان کنم تا هم به خوبی شنیده و هم جای تضارب آرا بازتر شود، شرایطی که گمان می‌رود در حال حاضر وجود داشته باشد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کم‌تر از دو دهه است که پای ایرانیان به کشور مالزی باز شده است که البته روند این حضور در دهه‌ی اخیر شدت و سرعت بیش‌تری یافته است. در تمامی این سال‌ها رفتار مالز‌یایی‌ها با ایرانیان و قضاوت آن‌ها درباره‌ی هم‌وطنان‌مان توام با احترام و خوش‌بینی بوده است و تنها در سه، چهار ساله‌ی اخیر بوده است که این جو اعتماد و احترام تا اندازه‌ی زیادی خدشه‌دار شده و نگاه شهروندان مالزی به هم‌وطنان‌مان توام با بدبینی و سو‌ظن شده است. در این میان و در نهایت تاسف بسیاری از دانش‌جویان، تجار و حتا روزنامه‌نگاران و فرهیختگان تمامی مشکل را بر گردن تنگ‌نظری آنانی انداخته‌اند که نمی‌توانند موفقیت و پیش‌رفت ایرانیان را در جامعه‌ی مالزی دیده و چون هم‌وطنان ما را رقیبی سرسخت بر سر راه خود می‌بینند، با این روش‌ها سعی در بدنامی جامعه‌ی ایرانی دارند.

واقعیت این است که این استدلال بر پایه‌ی فرضیاتی نادرست بنا شده است که می‌توان یکی یکی آن‌ها را مورد بررسی قرار داد. نخست آن‌که مگر قدرت اقتصادی و میزان حضور ایرانیان در بازار و داد و ستد مالی مالزی به چه اندازه‌ است که صاحبان قدرت اقتصادی و تاجران بزرگ در مالزی را به خطر بیاندازد؟ به جرات می‌توان گفت که سرمایه‌ی تمامی ایرانیانی که در مالزی به کارهای خرد و داد و ستدهای کوچک مشغولند به اندازه‌ی یکی از صدها هزار سرمایه‌دار مالایی و یا چینی‌تبار نیست. طبیعی است که این سطح حضور ایرانیان در بازار مالزی که بخش فراوانی از مشتریان‌شان را هم خود هم‌وطنان ایرانی‌شان تشکیل می‌دهند مایه‌ی نگرانی هیچ‌کس نیست. پرسش دیگر این‌که آیا مالایی‌ها در تمام سال‌های گذشته خواب بوده‌اند و به ناگهان و در دو سال اخیر دریافته‌اند که با مهاجرانی باهوش و توانا روبه‌رو هستند که دارند جا را برای آن‌ها تنگ می‌کنند و به موقعیت آن‌ها لطمه می‌زنند و به همین سبب شروع به تخریب آن‌ها کرده‌اند؟

به گمان نگارنده ماجرا را باید از زاویه‌ی دیگری دید. باید پذیرفت بخش فراوانی از مشکلات پیش‌آمده واقعی بوده و گناه آن بر گردن خود ایراینانی است که در مالزی کار و یا تحصیل می‌کنند. در همه‌ی سال‌های گذشته درصد بالایی از ایرانیانی که در مالزی بودند را طبقه‌ی تحصیل‌کرده تشکیل می‌دادند. این افراد یا برای تحصیل در مقاطع تکمیلی به مالزی آمده بودند و یا به سبب برخورداری از توانایی و دانش بالا در مراکز دانش‌گاهی و یا علمی مالزی مشغول به کار بودند. این افراد همگی در دانش‌گاه‌های برگزیده و تراز اول تحصیل می‌کردند و جزو نخبگان حاضر در این مراکز دانش‌گاهی محسوب می‌شدند. پس از بحران مالی که در سه، چهار ساله‌ی اخیر در شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس و به ویژه در دوبی پیش آمد، نگاه بسیاری از سرمایه‌های خرد به سوی مالزی چرخید و آن‌ها این کشور را فضایی بکر برای فعالیت‌های خود یافتند. از سوی دیگر با وخیم‌تر شدن موقعیت سیاسی ایران در سطح جهانی و هر چه سخت‌تر شدن امکان تحصیل دانش‌جویان ایرانی در کشورهای اروپایی و آمریکایی و علاوه بر آن وخامت شرایط درونی کشور، شمار فراوانی از ایرانیان، مالزی را کشوری دیدند که در آن هم می‌شود از آزادی‌های اجتماعی مناسبی برخوردار بود و هم می‌توانند به راحتی فرزندان‌شان را برای تحصیل به دانش‌گاه‌های درجه‌ی دوم این کشور بفرستند.

مجموع این شرایط بود که پس از سه چهار سال در طبقه‌ی اجتماعی ایرانیان مقیم مالزی تغییر عمده‌ای ایجاد شد و جو و فضای طبقه‌ی تحصیل‌کرده، روشن‌فکر، متخصص و باسواد جایش را به طبقه‌ی خرده‌ بورژوایی داد که فرهنگ و رفتارهای اجتماعی ویژه خود را نیز به هم‌راه آورد. افزایش برگزاری میهمانی‌ها، کنسرت‌های «لس‌آنجلسی» و «پرشین‌نایت»ها که متاسفانه بسیاری از آن‌ها به برخوردها و درگیری‌های فردی و گروهی منجر می‌شد و در مواردی پای پلیس را نیز به آن‌ها باز می‌کرد، نوع لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت و موها، نحوه‌ی گفتار و رفتار اجتماعی لمپن‌مابانه، فقط نمونه‌های کوچکی از این تغییرات روی داده بودند. این بود که پس از چند سال کم کم و به تدریج قضاوت دیگران نیز درباره جامعه‌ی ایرانی دچار تغییر شد. این جامعه جدید ایرانی در برخورد با ساکنان و شهروندان مالایی مشکلات و دردسرهای تازه‌ای را پیش آوردند که هر‌کدام باید جداگانه و در جای خود مورد بررسی ویژه قرار بگیرد. مشکل قاچاق موادمخدر نیز یکی از همین موارد است که ریشه‌ها و دلایل مختص به خود را دارد و البته نیاز به کنکاش و بررسی جداگانه‌ که در روزهای آینده به آن نیز خواهیم پرداخت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,