Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
گزارش ادبی

«کینه نویسندگان حکومتی از بی‌اعتنایی روشن‌فکران»

2011 September 15

مصطفا خلجی/ رادیو کوچه

mostafa.k@koochehmail.com

هفته‌ای که گذشت، از نظر ادبی، طبق معمول چند سال گذشته، چندان خوب و خوش نبود. آن‌چه در خبرها منتشر شد، نشان از محدودیت بیش‌تر برای ادبیات و کتاب بود و آن‌چه از زبان مسوولان نیز شنیده شد علیه نویسندگان بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تعیین‌تکلیف وزارت ارشاد برای کتاب‌خوانان

در روزهای گذشته، وزارت ارشاد اعلام کرد که «برای اطمینان خاطر خانواده‌ها» کتاب‌های مناسب را به آن‌ها معرفی می‌کند.

مشخص نیست که خانواده‌ها کی و چگونه عدم اطمینان خاطر خود را در این زمینه به مسوولان وزارت ارشاد ابلاغ کرده‌اند.

«بهمن دری»، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، خواستار بسیج عمومی در تمام زیرمجموعه معاونت متبوعش به منظور عملیاتی شدن طرح معرفی کتاب‌های شاخص در گونه‌های مختلف شده و گفته است: «قطعن معرفی کتاب از سوی وزارت ارشاد به نوعی در خانواده‌ها برای تهیه کتاب اطمینان ایجاد می‌کند، که این خود در نهایت به افزایش مطالعه در بلندمدت خواهد انجامید.»

او اضافه کرد: «این طرح برای نخستین‌بار و با تاسی از ره‌نمودهای مقام معظم رهبری برای گسترش و ترویج کتاب‌خوانی در جامعه و ترغیب مردم به خرید و مطالعه کتاب‌های ارزش‌مند و مفید به اجرا درخواهد آمد.»

وی ادامه داد: «در نظر داریم با کارشناسی دقیق توسط مرکز مطالعات معاونت و با هم‌کاری موسسه خانه کتاب، ماهانه 10 عنوان کتاب مفید از سوی این معاونت برای مطالعه اقشار مختلف جامعه و مخاطبان عمومی معرفی کنیم.»

گفته شده در این طرح وزارت ارشاد شاخصه معرفی کتاب بر مبنای «هویت دینی و ملی» پی‌ریزی خواهد شد.

در این اوضاعی که هر روز انتقادها به عمل‌کرد وزارت ارشاد و سانسور آثار ادبی در این وزارت‌خانه بیش‌تر می‌شود، این اقدام وزارت ارشاد نشان‌دهنده اوج اعتماد به نفس مسوولان آن است.

سال‌هاست که وزارت ارشاد می‌خواهد به نوعی مانع از توزیع کتاب‌های مورد نظر قشر کتاب‌خوان و جای‌گزینی کتاب‌های مورد نظر خود با آن‌ها شود.

به نظر می‌رسد این طرح در همین راستاست و به نوعی در جهت سانسور بیش‌تر کتاب است.

آن‌چه سبب ترس جمهوری اسلامی در حوزه کتاب شده است، استقبال مردم از کتاب‌هایی است که مقامات جمهوری اسلامی آن‌ها را «ضاله» می‌دانند؛ نظیر آثار «پائولو کوئیلو» یا آثار نویسندگان روشن‌فکر. و در این میان هر‌چه تلاش می‌کند کتاب‌های مورد حمایتش، علی‌رغم تبلیغات گسترده مورد توجه مردم نیست.

این موضوع نه تنها وزارت ارشاد را به سانسور بیش‌تر کتاب‌ها ترغیب می‌کند، بلکه باعث ایجاد کینه در «نویسندگان متعهد» که نزدیک به حکومت هستند، می‌شود.

اظهارنظر دو نویسنده حکومتی علیه روشن‌فکران

در هفته گذشته، دو نویسنده نزدیک به دولت علیه نویسندگان روشن‌فکر سخنانی را گفتند که نشان از کینه دیرین آن‌ها نسبت به ادبیات مستقل ایران دارد.

یکی از این نویسندگان، «محسن مومنی شریف» بود، که خود رییس یکی از نهادهای حکومتی در حوزه فرهنگ، به نام «حوزه هنری» است.

این نویسنده حکومتی، کینه خود را از نویسندگان مستقل، به بهانه دفاع از «انقلاب» و «جنگ» مطرح می‌سازد. اما آن‌چه پشت این بهانه نهفته است، کینه‌ای است که این نویسندگان از اقبال مردم به آثار نویسندگان روشن‌فکر و غیرحکومتی دارند.

آن‌چه سبب نادیده گرفتن تلاش نویسندگان حکومتی است، صرفن آثاری که آنان پدید می‌آورند نیست، گرچه آثار آنان با معیارهای ادبیات فاصله‌ بسیار دارد. در واقع علت اصلی جدایی نویسندگان مستقل از نویسندگان حکومتی، کمکی است که نویسندگان حکومتی به سانسور ادبیات در ایران می‌کنند.

محسن مومنی شریف با اریه تعریفی از ادبیات غرب که در هیچ کتابی موجود نیست، گفته است که «غربی‌ها در ادبیات‌شان به دنبال ناامید کردن ما و تاریک نشان دادن تاریخ و آینده هستند» این ادعای مومنی ناشی از توجه همیشگی قشر کتاب‌خوان ایرانی به ادبیات جهان به ویژه ادبیات غرب است؛ ادبیاتی که در اصالت آن هیچ شکی نیست.

اما مومنی این استقبال را «ترس و رعب» می‌داند و گفته است که «ادبیات غربی جوانان را مرعوب می‌کند». اما در واقع این حکومت ایران است که از ادبیات مستقل چه ادبیات غربی و چه شرقی و چه داخلی می‌هراسد.

مومنی هم‌چنین گفته است: «بعضی‌ها در این فکر هستند که از گلشیری یا براهنی چیزی نقل کنند یا مانند آن‌ها بنویسند. اما وظیفه ما در حوزه هنری این نیست که به گفته‌های چنین افرادی رجوع کنیم. صادق هدایت چه چیزی می‌تواند برای گفتن به ما داشته باشد؟»

امثال مومنی و دیگر نویسندگان حکومتی گمان می‌کنند، دست‌هایی در کار بوده تا نویسندگانی نظیر صادق هدایت را بزرگ جلوه دهند.

یکی دیگر از این نویسندگان حکومتی که تلقی‌اش از ادبیات مثل مومنی است، «احمد شاکری» است.

احمد شاکری که با عنوان «نویسنده، منتقد و داور جوایز ادبی» با رسانه‌های داخل ایران گفت‌وگو می‌کند، به تازگی گفته است که «منتقدان روشن‌فکر، ادبیات متعهد بعد از انقلاب را هیچ می‌انگارند». همین جمله کافی است که کینه نویسندگان انقلابی را از نویسندگان روشن‌فکر نشان دهد.

شاکری در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده، نوشته است که ادبیات روشن‌فکران دچار «کبر ذاتی» است.

شاکری گفته است: «کبر خصیصه ذاتی جریان روشن‌فکری وابسته در ایران است، زیرا روشن‌فکران خود را از دیگران بالاتر دانسته و خطوط روشنی بین خود و دیگران – که همان فرهنگ و اندیشه بومی است- می‌کشند.»

وی ادامه داده که «روشن‌فکران به دلیل عقب ماندن از مردم در انقلاب و دفاع مقدس، همواره به این دو اتفاق در آثار داستانی‌شان با نوعی حقارت نگاه کرده یا آن را آن گونه که خود می‌خواسته‌اند تحریف کرده‌اند.»

شاکری سپس به حسن میرعابدینی حمله کرده و نوشته است که «نمونه این جانب‌داری از ادبیات روشن‌فکری و بی‌توجهی به ادبیات متعهد را می‌توان در کتاب صد سال داستان‌نویسی ایران نوشته آقای میرعابدینی یافت. این محقق، در دوره‌بندی ادبیات داستانی انقلاب، از بسیاری از نویسندگان متعهد نام نبرده یا بر خلاف رویه ثابت این تحقیق، از بررسی آثار و میزان تاثیرگذاری‌شان بر ادبیات صرف‌نظر کرده است.»

شاکری گلایه کرده است که چرا روشن‌فکران به هوشنگ گلشیری، صادق هدایت، صادق چوبک، احمد محمود، غلامحسین ساعدی و جواد مجابی، توجه می‌کنند و در مقابل به نویسندگان حکومتی مثل محمدرضا سرشار، محمدرضا فعله‌گری، ابراهیم حسن‌بیگی، سمیرا اصلان‌پور و شهریار زرشناس بی‌محلی می‌کنند.

اما به راستی چه چیزی باعث شده که نه تنها نویسنده مستقل بلکه خواننده مستقل ادبیات نیز به نویسندگان حکومتی بی‌اعتنایی کند؟

آن‌چه سبب نادیده گرفتن تلاش نویسندگان حکومتی است، صرفن آثاری که آنان پدید می‌آورند نیست، گرچه آثار آنان با معیارهای ادبیات فاصله‌ بسیار دارد. در واقع علت اصلی جدایی نویسندگان مستقل از نویسندگان حکومتی، کمکی است که نویسندگان حکومتی به سانسور ادبیات در ایران می‌کنند.

بسیاری از کتاب‌های نویسندگان مستقل توسط همین نویسندگان به اصطلاح متعهد خوانده می‌شود و ممیزی می‌شود و گاهی از انتشار باز می‌ماند. طبیعی است که این قدرت یک‌طرفه باعث فساد نویسندگان دولتی شود و تازه در آخر کار نیز به جای پاسخ‌گویی، طلب‌کار باشند که چرا کسی به ما محل نمی‌گذارد؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,