شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق(قسمت دویست و یازده)

«گروگان‌گیری هم فنی علمیست»

۱۳۹۰ مهر ۰۱

 شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گویی حکومت اسلامی در ابتدا باهوش­تر عمل می­کرد، زیرا گروگان­گیری آمریکاییان در سفارت­خانه­شان عواید بیش­تری برای مقاصد جمهوری اسلامی در پی داشت تا گروگان­گیری جوانان ناشی کنونی، اگرچه همان زمان‌هم گروگان­های آمریکایی پس از 444 روز زنده به کشور خود بازگشتند اما گروگان­های همتای ایرانی­شان تنها پس از 5 روز در لندن یک کشته دادند، این ابتدای راه بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 بازخوانی چند پرونده گروگان­گیری دوسویه و مقایسه آنان با هم کمک می­کند تا دریابیم انقلابیون کنونی راه طولانی برای رسیدن به بلوغ سیاسی همتایان غربی­شان دارند و حتا گروگان­گیری هم فنی تخصصی و علمی است که از عهده آن برنمی­آیند.

شاید حساس‌ترین مسئله برای ایران، که موجب فراهم شدن بهانه برای تصرف سفارت آمریکا شد، سرنوشت شاه تبعیدی بود. حامیان بانفوذ شاه در آمریکا، که معتقد بودند از سرگیری روابط دوستانه حکومت جدید با آمریکا، موجب تقویت جمهوری اسلامی می­شود، برای ممانعت از برقراری آن تلاش‌هایی به عمل آوردند و دولت جیمی کارتر رییس جمهور وقت آمریکا را به منظور صدور اجازه ورود شاه به آمریکا برای معالجات پزشکی زیر فشار گذاشتند. وزیر امور خارجه آمریکا معتقد بود که به طور حتم، با ورود شاه به آمریکا، تمامی شانس­های موجود برای برقراری روابط با دولت جدید از میان خواهد رفت. یک دیپلمات آمریکایی و مسوول وقت میز ایران در دپارتمان امور خارجه آمریکا، با مشاهده جو ضدیت با دولت موقت در ایران، به کاخ سفید توصیه کردند که پذیرش شاه به خاک آمریکا را به تعویق بیاندازد. آنان هم­چنین مدعی شدند که پذیرفتن شاه، موجب تضعیف روند عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا خواهد شد و بهانه لازم را برای تندروها فراهم خواهد کرد تا دولت بازرگان را از دور خارج کنند. لینگن حتا ادعا نمود که این امر موجب سقوط سفارت آمریکا در ایران و به گروگان گرفتن اعضای آن خواهد شد. در مقابل برژینسکی، مشاور امنیت ملی، خواستار پذیرفتن شاه و به نمایش گذاشتن اقتدار و وفاداری آمریکا به یک دوست قدیمی بود. سرانجام کارتر با ورود شاه موافقت کرد.

 برخی دلیل این تصمیم کارتر را، اقدامات بشردوستانه می­دانند، برخی نیز معتقدند که کارتر نمی‌خواست در انتخابات ریاست جمهوری آینده، به پشت کردن به یک متحد سال­خورده و بیمار، متهم شود. اما عده‌ای دیگر به تئوری «کیسینجر – راکفلر – چیس مانهاتان» اعتقاد داشتند. بر اساس تئوری فوق الذکر، بانک «چیس مانهاتان» تصمیم داشت تا با متقاعد کردن دولت در پذیرفتن شاه و در نتیجه شتاب بخشیدن به خشونت‌ها در ایران، طرح مسدود کردن دارایی‌های ایران را به اجرا بگذارد. در واقع یکی از نخستین اقدامات دولت کارتر، مسدود سازی میلیاردها دلار از سرمایه‌های ایران در ایالات متحده بود، سرمایه‌هایی که مقادیری از آن­ها در بانک چیس مانهاتان سپرده­گذاری شده بود. وقتی پرشت تصمیم دولت ایالات متحده را با ابراهیم یزدی «وزیر امور خارجه» در میان گذاشت، یزدی اعتراض کرد و این تصمیم را برای دولت بازرگان بسیار مخاطره‌آمیز خواند. یزدی که از تلاش دوستان شاه برای گرفتن اجازه ورود او به آمریکا اطلاع داشت بارها به صورت غیر علنی سعی کرده بود تا از طریق مذاکره با دیپلمات­ها، دولت آمریکا را به عدم پذیرفتن شاه ترغیب نماید، اما توصیه پرشت و لینگن تاثیر چندانی بر قضاوت کاخ سفید نداشت.

پذیرش شاه در 30 مهر 58 در شورای مرکزی پزشکی، موجب تغییر دورنمای سیاسی ایران شد، خاطرات تلخ مربوط به کودتای سازمان‌دهی شده از سوی سیا در 28 مرداد 1332 را زنده کرد و انزجار فراوانی نسبت به ایالات متحده در ایران برانگیخت.

چپ­گرایان، دولت موقت را به عدم اعمال فشار کافی برای استرداد شاه و نداشتن زیرکی لازم جهت شناسایی توطئه واشنگتن برای اعاده سلطنت متهم کردند. خیابان­های اطراف سفارت آمریکا در تهران، به میعادگاه چپ­گرایانی تبدیل شد که پی‌درپی تظاهرات ضد آمریکایی به راه می‌انداختند. در میان ناباوری آنان، هدف اصلی آن­ها یعنی مقابله با امپریالیسم به صورت داغ­ترین مسئله مورد نظر در کشور درآمده بود. اما نیروهای چپ، توان پیشی گرفتن از گروه‌های مبارز اسلامی را نداشتند. یکی از این گروه‌ها، دانشجویان پیرو خط امام بودند که یک روحانی به نام محمد موسوی خوئینی‌ها، رهبر معنوی آنان محسوب میشد.

خوئینی‌ها بر این باور بود که دولت موقت به طرز خطرناکی به ایالات متحده نزدیک شده است و اجازه ورود به شاه توسط آمریکا، توطئه‌ای سازمان یافته برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است. به گفته او دانش­جویان هوادار خمینی به این نتیجه رسیدند که اشغال سفارت آمریکا، به‌ترین اقدام در مقابله با آن خواهد بود، چرا که چنین اقدامی دارای بازتاب­های گسترده در سطح جهانی است و آن­ها از این ره­گذر می­توانند انزجار خود را از پذیرش شاه ابراز کنند. طبق ادعای خوئینی‌ها دانش­جویان از وی خواستند که خمینی را در جریان این تصمیم قرار دهد، اما استدلال وی در رد این درخواست این بود که ملاحظات سیاسی، امکان رضایت خمینی از این اقدام را منتفی می­کند و در صورت مخالفت خمینی با این اقدام، دانش­جویان، محوطه سفارت را فورن ترک خواهند کرد.

بدین‌سان دانش­جویان مبارز، دنبال فرصت مناسبی برای عملی کردن نقشه خود می‌گشتند که دیدار برژینسکی حامی شاه با بازرگان و یزدی در اواخر اکتبر در الجزایر، این فرصت را فراهم ساخت. این دیدار بی‌پروایانه، در آن مقطع حساس توسط تلویزیون سراسری ایران پخش شد و با فراخوان‌های خمینی در تشدید اعتراض دانش­جویان به آمریکا، هم­زمان شد. سه روز پس از این دیدار و در پانزدهمین سال­گرد تبعید اجباری خمینی به ترکیه توسط شاه، سفارت آمریکا در تهران ساعت 10 صبح 13 آبان­ماه 58، توسط دانش­جویان حامی خمینی مورد حمله قرار گرفت، دانش­جویان قفل و زنجیرهای در را با آهن‌بر بریدند و با شکستن در به راحتی به حیاط سفارت وارد شدند، و به حریم دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا تجاوز نمودند.

سفارت در عرض سه ساعت به طور کامل به اشغال آنان در آمد. کارکنان تلاش کردند تا اسناد را از بین ببرند، ولی مهاجمان به سرعت وارد شده و بیش­تر اسناد را به دست آوردند. دانش­جویان که تعدادشان کم­تر از 500 نفر بود، کارکنان سفارت را به گروگان گرفتند. صدها نمونه از اسناد توقیف شد و بحران بزرگی در عرصه بین المللی به وقوع پیوست.

خمینی در ابتدا با اشتیاق چندانی از تصرف سفارت حمایت نکرد، ولی به‌زودی با تشخیص فواید بالقوه چنین اقدامی، نظر خود را تغییر داد و از آن با عنوان «انقلاب دوم ایران» که اهمیت­اش از انقلاب اول بیش­تر بود یاد کرد. نخستین قربانی گروگان­گیری، بازرگان بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,