Saturday, 18 July 2015
22 September 2020

«ترفند تازه‌ای با عنوان اجلاس بیداری اسلامی»

2011 September 24

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مهیار فرآورده

علی خامنه‌ای که اعتبار خود را در داخل ایران و منطقه از دست داده، و حیثت او به‌عنوان رهبر در جهان به افتضاح کشیده شده است، به‌فکر چاره افتاده و می‌خواهد از آب گل‌آلودی که در پی خیزش‌های مردم کشورهای عرب شمال آفریقا در منظقه ایجاد شده به نفع خویش ماهی بگیرد. اینست که تمام امکانات کشور را در راه دودوزه چینی تازه‌ای بسیج کرده است: «اجلاس بیداری اسلامی».

سراسر سخنانی که خامنه‌ای در معرکه «اجلاس بیداری» در روز شنبه 26 شهریور بر زبان آورد، اگر دروغ محض نباشند یا تحریف واقعیت‌اند، و یا از همان دست اظهارات «رهبرانه» است که برای مردم داخل ایراد می‌کند.

او سعی کرد با به‌کار بردن واژه‌های دهن‌پرکن و وزن‌داری هم‌چون «بزرگ»، «عظیم» و «کبیر»، جمهوری اسلامی را که جز نامی از جمهوریت و اسلامیت آن باقی نمانده، نظامی «ماندگار» و «مقتدر» و «پیش‌رونده» معرفی کند و در پرت‌گویی آن‌چنان عنان را از کف داد که نظام را حتی با پس‌وند «شجاع» وصف کرده است! این‌که آیا اصولن در ادبیات پارسی می‌توان یک «نظام» را با واژه «شجاع» توصیف کرد، بحث دیگری است.

جالب است بدانیم درست همان‌روز، بی‌بی‌سی فارسی، یک فیلم مستند یک‌ساعته در مورد چگونه‌گی قدرت‌گرفتن علی خامنه‌ای در ایران، از برنامه تلویزیونی خود پخش کرد و چند مقاله نیز در مورد افراد خانواده او و مردانی که به وی در قبضه‌گردن قدرت کمک می‌کنند در وب‌گاه خود منتشر کرد. در این مستند سعی شده با تکیه بر روی نقاط مثبت خامنه‌ای پیش از به‌قدرت رسیدن وی، و نقل گذرا و یا رد شدن از روی جنایت‌هایی که او به‌خصوص در تیر 1387 و پس از خرداد 88 مرتکب شده، چهره‌ای مثبت از او در ذهن بیینده به‌جا بماند. اینکه هم‌زمانی اجلاس مورد بحث و مستند بی‌بی‌سی چه ارتباطی می‌توانند با هم داشته باشند، نیز موضوع دیگری است که در بحث این مطلب نمی‌گنجد.

برگردیم به خامنه‌ای در «اجلاس بیداری اسلامی.»

خامنه‌ای که موجودیت ولایت خود را بر وجود «دشمن» پایه نهاده و قبلن سعی کرده بود این واژه را از سخنان خود حذف کند، باز در اجلاس کذایی مورد گفت‌وگو، حرف‌های او حول محور «دشمن» و «عوامل نفوذی دشمن» می‌گردد.

خامنه‌ای می‌گوید؛ پس از تشکیل نظام اسلامی در ایران ما انتظار داشتیم مصر پیش از همه جا، به پا خیزد. از این رو خامنه‌ای در دل شعری از ابوفراس خطاب به ملت مصر زمزمه می‌کند که به بیان عربی آن اکتفا می‌کند، گویی نیازی به ترجمه آن شعر به پارسی نمی‌بیند و یا فکر می‌کند همان بهتر که مردم معنی آن‌را نفهمند. نه تنها در این‌جا، که او بارها در صحبت‌های خود عباراتی به‌عربی می‌آورد اما از بیان ترجمه آن به‌فارسی خبری نیست.

خامنه‌ای وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر می‌بیند،‌ پاسخ خود را می‌شنود که «به او»– و نه به هیچ‌کس دیگری – با همان زبان می‌گفتند: «بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعهٌ -ولکنَّ مِثلی لایُذاعُ لهُ سِرٌّ» ..

از آن‌جا که خامنه‌ای و هم‌پالکی‌هایش برای زورچپان کردن تفکرات عصرحجری خود نخست آن‌را مقدس می‌کنند تا بتوانند به عوام دین‌دار به قیمتی گزاف بفروشند، وی قیام مردم مصر را «سر مقدس» توصیف می‌کند و آن‌را به‌حساب بر‌افراشته‌شدن پرچم اسلام در آن کشور و دل‌بستگی دیرین مردم به «شریعت اسلامی» دانسته است. کسانی‌که قیام مردم مصر، لیبی و تونس را پی‌گیری کرده‌اند، به‌خوبی واقفند که در هیچ‌یک از شعارهای آن مردم نه از شریعت اسلامی نامی برده و نه به‌آن اشاره‌ای داشته‌اند است.

سران شاخه مذهبی در این کشورها، در پاسخ سخن‌گویان ولایت فقیه که ادعا می‌کردند قیام‌ها در مصر، تونس و لیبی خواست‌گاه اسلامی دارد، بارها به‌صراحت اعلام نمودند که سامانه مورد نظر آن‌ها هیچ وجه‌مشترکی با نظام ولایت‌فقیه ندارد و آن‌ها خواهان مدیریت کشورشان از طریق شریعت اسلامی نیستند.

سران شاخه مذهبی در این کشورها، در پاسخ سخن‌گویان ولایت فقیه که ادعا می‌کردند قیام‌ها در مصر، تونس و لیبی خواست‌گاه اسلامی دارد، بارها به‌صراحت اعلام نمودند که سامانه مورد نظر آن‌ها هیچ وجه‌مشترکی با نظام ولایت‌فقیه ندارد و آن‌ها خواهان مدیریت کشورشان از طریق شریعت اسلامی نیستند

تحلیل‌های غیر‌واقعی خامنه‌ای یا به‌دلیل عدم درک وی از اوضاع منطقه مربوط می‌شود، و یا این‌که آگانه سعی دارد تا آن‌گونه که خود مایل است و به‌نفع اوست به مسایل نگاه کرده و به دیگران منتقل کند. خامنه‌ای اصول انقلاب‌های کنونی مصر و دیگر کشورهای منطقه را بر چهار اصل استوار دانسته که لااقل سه مورد آن کذب مطلق است.

یکی از دلایلی که خامنه‌ای برای قیام در سه کشور یاد شده بیان می‌کند، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه‌ی آمریکا و اروپاست که به‌زعم خامنه‌ای در طول دو قرن گذشته بیش‌ترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند.

این‌که برخورد آمریکا و کشورهای اروپایی در رابطه با این سه کشور در دو قرن گذشته چه‌گونه بوده است، نیاز به کنکاش بیش‌تری دارد، اما به نتیجه‌ای که خامنه‌ای می‌خواهد به آن برسد ربطی ندارد. مهم این‌است که امروز آمریکا و کشورهای اروپایی از قیام‌های مردم منطقه پشتیبانی می‌کنند و برای سرنگون کردن دیکتاتور لیبی حتی به حمله نظامی مبادرت ورزیدند. از این گذشته؛ در هیچ‌کدام از این کشورها شعاری بر علیه غرب و آمریکا داده نشد که هیچ، مردم لیبی حتی در مقابل دوربین حبرنگاران بارها از سرکوزی رییس‌جمهوری فرانسه تشکر کردند.

دلیل دیگری که خامنه‌ای برای قیام مردم منظقه بیان می‌کند، «مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست» است. باید این پرسش را مطرح کرد که مردم کدام‌یک از کشورهای قیام کننده در شش ماه گذشته، مبارزه با اسراییل را در شعارهای خود گنجانده بودند؟ هیچ‌کدام!

چنان‌که ملاحظه می‌شود، دلایلی که خامنه‌ای برای به‌پا خواستن مردم کشورهای مورد بحث برشمرده، همگی جعلی‌اند. بااین‌که رژیم بشار‌اسد تا کنون بیش از دوهزار شهروند آن کشور را به قتل رسانده و تعداد دستگیرشده‌ها و زندانیان سیاسی از ده‌هزار افزون شده است، خامنه‌ای سخنی از اسد به‌میان نمی‌آورد، همان‌طور که از تنفر اکثریت ایرانیان نسبت به ولایت خود نیز حرفی نمی‌زند.

خامنه‌ای به مردم این کشورها توصیه می‌کند که «اصولشان را روی کاغذ بنویسید» و «نگذارند اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود». همان اصول اسلامی که خامنه‌ای و ولایتش بر اساس آن به شکنجه در زندان‌ها دست می‌زنند و تجاوز جنسی را نیز در راه رسیدن به مقاصد خود پیشه کرده‌اند.

خامنه‌ای که چیزی برای ارایه‌کردن در چنته ندارد، می‌خواهد با دامن‌زدن به دشمنی‌های احتمالی دیرینه بین غرب و شرق، مردم کشورهای اسلامی را بر علیه غرب بشوراند و از همین روست که می‌گوید «هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیم‌های جنایت‌کاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند اعتماد نکنید». برای خامنه‌ای «سرچشمه‌ی فیاض اسلام» که توصیه بهره‌گیری از آن را به مردم کشورهای اسلامی می‌کند، گاو چاق و چله شیردهی است که سی‌ودوسال است دارد از آن می‌دوشد.

خامنه‌ای و ولایتش که در داخل ایران مسجدهای سنی‌ها و مراکز دراویش را مورد تهاجم و تخریب قرار می‌دهند و پیروان دیگر مذهب‌ها نیز مدام در زیر گروه فشار روزگار می‌گذرانند، توصیه مهم‌تری برای مسلمانان دارد: «پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌یی و مرزی». اگر پیش از این، کمک ولایت‌فقیه به گروه‌های تروریستی تنها در شکل حدس و گمان وجود داشت، اکنون مدارک متعددی مبنی بر این‌گونه اقدام‌ها به‌دست آمده است.

در حالی‌که رژیم ولایت‌فقیه بنا بر اقرار روح‌اله خمینی با خدعه روی کار آمد و حاکمان امروز به‌ویژه پس از انتخابات 88 خشونت‌بارترین روش‌ها را در کشور به اجرا گذاشتند و رژیم پیوسطه کوشیده است تا در منطقه جنگ به‌راه بی‌اندازد، خامنه‌ای می‌خواهد به مردم کشورهای مسلمان حقنه کند که «بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده»! خامنه‌ای در رویایی به‌سر می‌برد که با دنیای واقعی هیچ‌گونه ارتباطی ندارد.

وی برای آن‌که خر مراد را در راه دل‌خواه خود راه برد، می‌گوید چون ملت‌های انقلاب کرده مسلمانند، بنابراین مطلوب آنان «نظام مردم‌سالاری اسلامی» است. و حتمن چون آخوندها بهتر از هر کس دیگری از مردم‌سالاری و اسلام سردرمی‌آوردند، پس آخوندها باید آن کشورها و مردمشان را راهبر شوند! این چیزی است که خامنه‌ای به‌دنبالش است.

خامنه‌ای که در رهبری ایران به بن‌بست سیاسی رسیده، سعی می‌کند تا شاید بتواند ضعف خود را در لابلای این ترفندها بپوشاند. گویا او قصد دارد همان‌طور که ایران را به درجه‌ای والا رسانده که هیچ کشوری به سران آن اعتماد ندارد، می‌خواهد با دیگر کشورهای منطقه یک «امت واحد اسلامی» ایجاد کند و لابد رهبری آن هم باید در دست او و نظامیان فاسد سپاه‌پاسداران باشد!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,