شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق(قسمت دویست و بیست و هشتم)

«مردان بی‌دانشی که خدایی می‌کنند»

۱۳۹۰ مهر ۲۲

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

احمد کسروی در اشاره به رفتار روحانیت می­نویسد: «به هر حال این­ها مردان بی­دانشی هستند که از جهان و کارهای آن به اندازه کودک ده ساله آگاهی نمی­دارند و چون مغزهاشان انباشته از فقه و حدیث و بافندگی­های دور و دراز و اصول فلسفه است جایی برای دانش یا آگاهی باز نمی­باشد. در جهان این همه تکان­ها پیدا شده، دانش­ها پدید آمده، دیگرگونی­ها رخ داده، آنان یا ندانسته­اند و نفهمیده­اند، و یا فهمیده پروایی ننموده­اند. در این زمان می­زیند و جهان را جز با دیده هزار و سی­صد سال پیش نمی­بینند. بی‌دردانیند که شش ماه درس خوانند که (مقدمه واجب، واجب است یا نه؟!) سی سال و چهل سال سختی به خود دهند که روزی رسد و حجت­الاسلام نامیده شوند. بزرگ‌ترین آرزوشان رسد بردن از پول هند و گرد آوردن مقلدانی از بازرگانان (مقدس) ایران باشد. …. اما روزی­خواری ایشان از دو راه است: یکی از پول هند که سالانه با دست نمایندگان انگلیس به حجج اسلام رسد و آنان هر یکی خود رسدی برداشته بازمانده را به طلبه­های پیرامون خود بخشند. دیگری از پول­هایی که بازرگانان و توانگران (مقدس) ایران فرستند و یا با خود برند.»

زرتشتیان، یهودیان، برهماییان، مسیحیان و سایر ادیان، طبقه روحانی دارند و غالبن از امتیازات خاصی هم برخوردار بوده­اند، تحقیقات تاریخی، جامعه شناختی و مشاهده بسیاری از جوامع معاصر، این واقعیت را تایید می­کند. در میان پیروان ادیان بزرگ و کوچک آسمانی و غیر آسمانی، غالبن طبقه خاصی به نام روحانی بوده که موقعیت و وظایف مخصوص داشته و از مزایای مالی و غیر مالی اجتماعی نیز برخوردار بوده است. اما برداشت، فهم و تجربه آقای خمینی و سایر پیش­گامان روحانی از انقلاب و اداره کشور پهناور ایران چه ویژگی­ها و خصوصیاتی داشته که او را به سمت رهبری کشور سوق داد؟

می­گویند دولت مهدی بازرگان نخستین آوردگاه این چالش بود. مهندس بازرگان به عنوان یکی از بارزترین مظاهر دین­داری و دین­گرایی در عصر پهلوی، نخستین روشن­فکری شد که در قامت یک دولت­مرد به چالش با مرجعیت شیعه سوق پیدا کرد. وی اگر چه از سوی خمینی به عنوان رییس دولت منصوب و مقبول از جانب شارع مقدس معرفی شده بود، اما دیری نپایید که با جسارت و زبان گزنده مخصوص به خودش به مصاف تقابل با خمینی رفت و آشکارا از برخی سخنان انتقادآمیز رهبر گلایه کرد.

در واقع نخستین چالش میان مرجعیت شیعه و مقامات عالی روحانی با دولت جمهوری اسلامی زمانی رخ داد که خمینی ترجیح داده بود در قم اقامت کند و در قامت یک رهبر غیررسمی به انتقاد از دولت منصوب خود بپردازد. هنوز قانون اساسی به تصویب خبرگان و مردم نرسیده بود و آقای خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و نه رهبر جمهوری اسلامی، از تداوم وجود نشانه­های طاغوتی در ادارات دولتی گلایه کرده بود. این انتقاد او با واکنش مهدی بازرگان رو­به­رو شد و رییس دولت موقت با صراحت لهجه­ای که زبان­زد بود از خمینی خواست به جای گلایه از دولت، به تهران برگردد تا جلوی چالش­های بیش­تر میان دولت و او گرفته شود.

دومین چالش جدی دولت بازرگان با روحانیت بر سر قضیه اعدام­های انقلابی و نیز فعالیت کمیته­های انقلاب اسلامی بروز یافت که عمدتن تحت نظر روحانیون انقلابی فعالیت می­کردند. صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع منصوب خمینی و چهره جنجالی اعدام­های آن روزها، در جای جای خاطرات دو جلدی خود از آن­چه که کارشکنی­های پیاپی دولت بازرگان در مسیر محاکمات سران رژیم شاه نامیده انتقاد کرده است. خلخالی هم­چنین دولت بازرگان را به فراری دادن شاپور بختیار و تلاش برای زنده ماندن هویدا متهم کرده است. بدین ترتیب در روزهایی که در غیاب قانون اساسی جدید، خلخالی به مثابه رییس دستگاه قضایی حکومت جدید عمل می­کرد، میان وی و دولت بازرگان چالش­های پیاپی و جدی بروز می­یافت و گلایه­های متقابل و آشکاری را در پی داشت. بازرگان که به دلیل همین مسایل چندین بار تا آستانه کناره‌گیری رفته بود، فعالیت­های روحانیون انقلابی را به زیان دولت می­دید و آشکارا از آن­ها می­خواست که به جای دخالت در کار دولت، به حوزه علمیه برگردند و کار را به متخصصین بسپارند.

تداوم این تقابل به سقوط دولت 9 ماهه مهندس بازرگان منجر شد و با کناره­گیری این چهره شاخص روشن­فکری دینی، روحانیت عرصه­های دیگری را نیز در اختیار گرفت. بازرگان اگرچه روابط حسنه­ای با برخی مراجع تقلید نام­دار آن عصر «شریعت­مداری و مرعشی نجفی» داشت، اما همان­گونه که آیت­اله طالقانی پیش­بینی کرده بود نتوانست با روحانیون سازگاری پیدا کند و عرصه را به سود آنان خالی کرد. پس از او بنی­صدر نخستین رییس جمهور تاریخ ایران و اولین دولت­مردی بود که هم­کاری با یک مرجع تقلید را در قامت رهبر رسمی کشور تجربه می­کرد.

زمانی که در بهمن سال 58 ابوالحسن بنی­صدر رییس جمهور ایران شد، قانون اساسی حکومت جدید به تصویت ملت هم رسیده و خمینی در قامت فرد شماره یک رسمی و قانونی کشور در تهران مستقر شده بود. اگرچه دلیل بازگشت خمینی به تهران، بیماری قلبی عنوان شد. بنی­صدر تا آخرین هفته­های ریاست جمهوری خود، حمایت قانونی و علاقه درونی خمینی را به هم­راه داشت و از همین رو، برکناری وی روند طاقت­فرسایی را برای مخالفان قدرت­مند او ایجاد کرده بود.

دوره 16 ماهه ریاست­جمهوری بنی­صدر با حمله عراق به ایران هم­راه شد و کشور شرایط بغرنجی را پشت سر گذاشت. از سویی دولت عملن در دست مخالفان بنی­صدر قرار داشت و رجایی به عنوان چهره محبوب روحانیون انقلابی، زمام امور را در دست گرفته بود و از سوی دیگر، خمینی نیز سعی وافری در موازنه قوا میان رییس­جمهور و نخست­وزیر ایفا می­کرد. مهم­ترین چالشی که در این دوره در جریان روابط حوزه با دولت بروز کرد، اتهام دخالت نزدیکان آیت­اله شریعت­مداری در کودتای نوژه بود که عملن با سکوت  رسانه­ای سپری شد و آغازی بر روند انزوای کامل این مرجع تقلید منتقد تلقی گشت.

 شریعت­مداری که روابط بسیار حسنه­ای با حکومت پیشین داشت، خود را با واقعیت جاری در کشور تطبیق داد و با انقلاب اسلامی هم­راهی نمود. حتی زمانی که به جمهوری اسلامی رای می­داد گفت که نخستین باری است که آزادانه رای می­دهد. اما از همان ماه­های نخست به رویارویی با روحانیون انقلابی حامی خمینی برخاست. با این حال، کودتای نوژه در سال 59 پس از وقایع تلخ تبریز و قم در سال 58، راه را بر کنار نهادن این روحانی کهن­سال بازتر کرد. با همه این­ها، عمر زمام­داری بنی صدر بیش­تر به جدال تعهد و تخصص سپری شد تا چالش میان حوزه و حکومت. در واقع، بنی­صدر نیز راه بازرگان را پیمود و با وجود تضادهای فراوانی که میان این دو سیاست­مدار ملی­گرا وجود داشت، اما هر دوی آن­ها در اعتقاد به «عدم دخالت روحانیت در حکومت» اشتراک نظر داشتند و از همین رو دیدیم که بازرگان نیز چشم بر همه اختلافات خود با بنی­صدر بست و در قامت یک نماینده مجلس، بارها به حمایت علنی از رییس­جمهور پرداخت و هم­راه با شاگردان و هم­فکران خود در مجلس، اقلیت قدرت­مندی علیه اکثریت حامی حزب جمهوری اسلامی تشکیل داد. در جبهه اقلیت مجلس اول، روحانیونی چون مرحوم گل­زاده غفوری، محمد شجاعی و یوسفی اشکوری نیز حضور داشتند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,