Saturday, 18 July 2015
14 December 2019
دایره‌ی شکسته

«چشم‌ها و گوش‌هایی برای همه»

2011 October 23

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

در جهان امروز رسانه‌های عمومی وظیفه‌ی خطیری بر عهده دارند،  به خصوص رسانه‌ی عمومی مانند تلویزیون، چرا که وظیفه‌ی اطلاع‌رسانی از مجاری خاص را بر عهده دارد در قبال قشر کثیری از مردمی که شاید، تنها مجرای دریافت اطلاعات‌شان از طریق همین رسانه‌ی تلویزیون باشد. بنابراین باید این رسانه دارای سبک باشد، سبک به همان شیوه‌‌ی معمول و تعریف شده‌ای که به کار گرفته می‌شود، یعنی سبک به روشی گفته می‏شود که برای بیان اندیشه یا موضوع‏، به‏طور خلاصه، سبک همان چگونگی بیان است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در بررسی ویژگی‏های سبکی هر برنامه‌ی رسانه‌ای مانند تلویزیون باید به خصوصیات بیان در استفاده از عناصر معمولی‏ چون نورپردازی، تدوین، صدا، میزانسن، شیوه‌ی روایت و نظایر آن توجه شود. به همین ترتیب‏ در تجزیه و تحلیل ویژگی‏های سبکی عناصری چون واژگان، ساختار و تنوع جملات، شیوه‌ی ارتباط مطالب و ترتیب و تنظیم فکر هم‌چنین آرایش‏های‏ کلامی نیز مهم است. چرا که در حقیقت فرض بر این است که همه‌ی این عناصر در یک اثر با مخاطبی عام-خاص روبه‌رو هستند. یعنی مخاطبی که ساعتی از وقت روزانه‌‌ی خود را گذاشته و باید نیازهای خود را از طریق یک رسانه دریافت نماید. مضاف بر این‌که این رسانه وظیفه‌ی دیگری نیز دارد و آن انتقال ایده و تفکر به کسی است که روبه‌روی آن نشسته است.

تلویزیون و مخاطب دقیقن مانند دو گروه از عناصر هستند که به هم وابسته‏اند و بر هم تاثیر دارند. به طور مثال بدن انسان‏ یک سیستم است. اگر بر فرض قلب از کار بیفتد تمامی اجزای دیگر بدن در معرض خطر قرار می‏گیرند. ماشین نیز یک سیستم است.کار کل سیستم وابسته است به کار تک‏تک اجزا. بنابراین سیستم مجموعه‏ای تصادفی از عناصر نیست بلکه‏ مجموعه‏ای از عناصری است که در یک سازمان معین با روابط خاصی گرد آمده‏اند. رابطه‌ی رسانه‌ای مانند تلویزیون و مخاطب نیز به همین منوال برگزار می‌شود، یعنی مخاطب می‌دهد و تلویزیون پس می‌گیرد و تلویزیون نیز شامل همین خورد و بازخورد در برابر مخاطب است.

در بسیاری از مواقع شرایط تاریخی و اجتماعی خط مشی بسیاری از رسانه‌های عمومی را تعیین می‌کند. یعنی شرایط مادی و آن‌چه‏ که در محیط، دوره‌ی زندگی و دنیای پیرامون موجود است. شامل شرایط اقتصادی، سیاسی، جغرافیایی و تکنولوژیک عصر. اما بیان حقیقت نیز مسئله‌ای است که به طور عمومی و قانونی نانوشته همه باید به آن پایبند باشد، در یک مثال خاص برای تشریح عمل‌کرد و موقعیت تلویزیون به عنوان یک رسانه، نه تنها به این دلیل که نظریه راه‌نمای عمل است بلکه در حوزه‏ شناخت و تبیین، نظریه باید نخستین وظیفه خود را پاسخ به سوال عمده‌ی «چه باید کرد» بداند تا شکل و ساختار و نحوه‌ی عمل‌کردش را روشن سازد.

استفاده‌ی انسان از انواع‏ رسانه‏ها جنبه‏ اختیاری دارد و هرکس به میل خود در زمان مناسب و منطبق با حال و روز خود از رسانه‌ی مورد نظر بهره می‏گیرد مطالعه کتاب و مجله‏ و روزنامه، شنیدن‏ رادیو، رفتن به سینما و تاتر، حضور در نمایش‌گاه و سالن سخن‌رانی، شرکت در محافل‏ گوناگون همه در صورتی است که انسان‏ بخواهد و به اصطلاح حوصله‏اش را داشته باشد. اما تلویزیون چنین نیست. به خصوص از زمانی‏ که تعدد سرسام‏آور کانال‏های تلویزیونی ایجاد شده، اختیار انسان‏ در استفاده از تلویزیون به طور تقریبی از بین رفته و حالتی به وجود آمده که هر موقع انسان در کنار این جعبه جادویی قرار می‏گیرد، ناخواسته و به‏ گونه‏ای تحمیلی به تماشای برنامه‏های‏ متنوع و گاهی پرجاذبه‏اش می‏نشیند. نظریه‌ی تعدادی از دانش‌مندان بیان کرده است که اغلب پیام‏های‏ ارسالی توسط تلویزیون، در سطح مغز باقی‏ می‏ماند و با پیام‏های قبلی که همواره با تمرکز فکری وارد عمق مغز شده، ارتباطی پیدا نمی‏کند. در نتیجه، آن دسته اطلاعات انبوه دریافتی از تلویزیون، طبقه‏بندی نمی‏شود و نمی‏تواند اثر ذهنی باقی گذارد تا تفکری را برانگیزد یا در بحثی به کار آید و یا ابزاری برای تحلیل‏ اطلاعات وارده باشد. چنین وضعیتی باعث می‏شود که انسان‏ها تحت تاثیر برنامه‏های تلویزیونی، به مرور دچار آلودگی اطلاعاتی شوند و قدرت تفکر را از دست داده و در نهایت تبدیل به نوعی انسان‏های‏ کوکی شوند که گردانندگان شبکه‏های رنگارنگ‏ تلویزیونی آن‌ها را به راحتی جابه‌جا می‏کنند و به‏ ساز خود می‏رقصانند.

مسئله‌ی دیگر این است که علی‌رغم اظهار دل‌سوزی‏ فراوان مسوولان به حال ملک و ملت که‏ آلودگی اطلاعاتی ایجاد شده و رسانه‌ای مانند تلویزیون مهم‏ترین شاخصه انسانیت‏ یعنی «تفکر» را از بین می‌برد و با توجه به این‏که‏ تفکر هیچ منشایی جز قدرت تحلیل اطلاعات‏ ندارد، پس هر عاملی بتواند مانع قدرت‏ تحلیل‏گیری انسان‏ها شود، قدرت تفکر را کاهش‏ می‏دهد و جامعه انسانی را به سمت ویژگی‏های‏ روانی خاص سوق می‌‏دهد. چنین وضعیتی در نهایت جامعه‏ای می‏سازد که به راحتی می‌توان هرگونه اطلاعات غلطی را به خورد چنین ملتی که فاقد تفکر است داد و این ملت را از ضریب دریافت اطلاعات حجیم برخوردار نمود. اطلاعاتی که همیشه به نفع آنان و جامعه عمل نخواهد کرد. به خصوص که در سنین خاصی باشند و یا نیروی بالقوه‌ی جامعه یا اکثریت با جوان‌ها باشد.

در جهان امروز عامل‏  مهمی نقش موثری در برقراری عدالت و تعدیل توانایی‏ها در جوامع بشری دارد توزیع‏ عادلانه‌ی اطلاعات است. اگر که اطلاعات به صورت انحصاری در اختیار طبقه‌ی خاص قرار گیرد و یا اطلاعات به صورت دروغین در اختیار مخاطب قرار بگیرد، مخاطب از طریق رسانه‌های دیگر با حقیقت آشنا می‌شود و رسانه‌های دیگر به‏ راحتی می‏تواند خواسته‏های خود را بر آن‌ها‏ تحمیل کنند و از نظر جذب در جای‌گاه بالاتری قرار بگیرند. ضمن این‌که دولت‏ هم باید بداند نمی‌تواند از نظر اطلاعات و آگاهی، نسبت‏ به مردم تفوق بسیاری داشته باشد و نمی‌تواند و نباید رسانه‌ای عمومی مانند تلویزیون را در انحصار خواسته‌های خود بگیرد و ملت را مشتی نادان فرض کند تا هر اطلاعاتی را که مایل است به خورد آن‌ها بدهد. به این ترتیب مخاطب یا مردم نسبت به این رسانه‌ی عمومی بی‌اعتماد شده و به سمت دیگر رسانه‌ها هجوم می‌برند که لزومن حقیقت را آن‌چنان که بایسته و شایسته است در اختیار آن‌ها قرار نمی‌دهند. دولت‌ها باید بداند در عصر انفجار اطلاعاتی امروزه نمی‌توانند و نباید با سلطه‏طلبی برای‏ جلوگیری از توزیع عادلانه اطلاعات، به کتمان متوسل ‏شوند و یا جریان‏ اطلاعات را به صورت «قطره‏چکانی» تحویل مخاطب دهند. یعنی این تفکر که آگاهی مردم را از مسایل به‏ حداقل برسانند و هر زمان فقط مقدار بسیار اندکی از اطلاعات را در اختیار جامعه قرار ‏دهند. این رویه امروز به دلیل گسترش‏ وسایل ارتباطی، کارآیی خود را از دست داده و نمی‏توان مجاری اطلاع‏رسانی را محدود و روش اطلاع‏رسانی را قطره‏چکانی کرد. سیلاب اطلاعات به سمت مردم سرازیر است و آن‌ها بالاخره حقیقت آشنا خواهند شد، پس رسانه‌ی چنین عمومی مانند تلویزیون باید بداند که تریبونی برای افراد سلطه‌طلب نمی‌ماند و با عدم اعتماد کانال‌ها و رسانه‌های دیگری هستند که به راحتی جای آن‌ها را پر کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,