Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
گفت‌وگوی روز- پیرنیا، کلکسیونر موسیقی اصیل ایرانی

«عمرتو چون «گلها»ی تو جاویدان باد»

2011 October 30

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

بیست‌و‌هفتم اکتبر روز پاسداشت میراث شنیداری و دیداری از سوی یونسکو اعلام شده است. یکی از با‌ارزش‌ترین مجموعه‌های شنیداری در ایران مجموعه مشهور «گلها» است که توسط «داوود پیرنیا» در رادیو به راه افتاد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«داوود پیرنیا» حقوق‌دان، پایه‌گذار و موسس کانون وکلا در ایران بود که در سال 1335 برنامه رادیویی «گلها» را ایجاد کرد. وی مبدع گروه موسیقی رادیو نیز بوده‌ است.

پیرنیا در زمان تحصیل علم حقوق در سوییس‌، نواختن پیانو را فرا گرفت، به مطالعه در زمینه موسیقی ایران پرداخت و به جمع‌آوری آهنگ‌های اصیل ایرانی همت گماشت. پس از آن گنجینه‌ای گران‌بها از موسیقی اصیل ایرانی را به یادگار گذاشت که از طریق این رسانه تازه تاسیس موسیقی فاخر ایرانی به گوش شنوندگان رسید.

وی به تشکیل ارکستری با شرکت نوازندگان‌، خوانندگان و آهنگ‌سازان صاحب نام آن دوره اقدام کرد که برنامه «گل‌های رنگارنگ » حاصل آن بود. اوایل برنامه «گلها» بیش‌تر خواندن شعر و هم‌راهی یک ساز بود که بعدها رفته رفته به آواز و موسیقی تبدیل شد. این برنامه از سال 1339 گسترش یافت و در دو قسمت «‌گل‌های ‌جاویدان» و «گل‌های رنگارنگ» اجرا می‌شد.

بعدها برنامه‌های متنوع دیگری با نام «گل‌های رنگارنگ»، «برگ سبز»، «یک شاخه گل» و «گل‌های صحرایی» نیز به «گل‌ها» اضافه شدند که هر یک از این برنامه‌ها بر موضوعی خاص تکیه داشت. یکی بر موسیقی، دیگری بر شعر، یکی بر شرح حال ادیبان، دیگری بر ترانه.

 

تلفیق زیبای شعر و موسیقی در گل‌ها باعث شد این برنامه از جذابیت‌های خاصی برخوردار شود و محبوبیت و استقبال مردم را به دنبال داشته باشد.

بنیاد «گل‌های جاویدان»، میراث فرهنگی داود پیرنیا به کوشش «منصوره پیرنیا» و «داریوش پیرنیا» ایجاد شد که در جهت شناخت، حفظ و گسترش معارف ایرانی، مجموعه گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ، گل‌های صحرایی، برگ سبز، یک شاخه گل، گل‌های تازه و گلچین هفته و تک‌نوازان را با کیفیت عالی در بیش از دوهزاروپانصد برنامه و قطعه به طور دیجیتال تهیه و در مجموعه «گنج‌واره گلهای جاویدان» جمع‌آوری کرده است.

در گفت‌وگوی امروز اردوان روزبه، «داریوش پیر‌نیا» فرزند داوود پیرنیا از تاریخ‌چه گلها و «منصوره پیر‌نیا» عروس وی در خصوص چگونگی جمع‌آوری این آثار سخن گفته‌اند.

آقای داریوش پیرنیا متشکرم از این‌که دعوت رادیو کوچه را پذیرفتید. بیستوهفتم اکتبر روز جهانی حفظ میراث شنیداری و دیداری جهان است. برای ما ایرانی‌ها یکی از بزرگ‌ترین میراث‌ها در این زمینه برنامه‌های زیبا و به یادماندنی «گلها» است. پدر شما داوود پیرنیا بنیان‌گذار این مجموعه برنامه‌ها بودند. شنیدنی است که بدانیم که چه شد ساختن برنامه گلها برعهده آقای پیرنیا افتاد؟

روز تمام شنوندگانی که این رادیوی ملی را گوش می‌کند بخیر. ملی از نظر من یعنی این‌که هیچ دولتی به شما کمک نمی‌کند و بسیار خوب است که هم‌وطنان من در این فکر افتادند که با وسیله ارتباط جمعی فرهنگ ایران را گسترش دهند.

گلها از سال 1335 درست شد. قبلن هم در جمع بیدار دراویش از شعر و موسیقی و صدای انسان استفاده می‌شده ولی در جلسه‌ای بودم که در باغ نظام‌السلطان خواجه نوری تشکیل شده بود، آقایان و خانم‌ها راجع به انسانیت انسان، شعر و موسیقی بحث می‌کردند و گفتند حیف است این حرف‌ها را جمع کوچک حدود سی نفر بشنود. باید کاری کرد که آن را همگان بشنوند و بعد موضوعی مطرح شد که این بحث‌ها را به رادیو ببرند. سپس پدرم پیشنهاد کردند که خودشان این کار را انجام دهند. از آن‌جایی که قبلن مقام‌هایی مانند معاون نخست وزیر و نایب نخست وزیر را بر عهده داشتند و خودشان کنار رفته بودند، می‌توانستند با دولت صحبت کنند تا برنامه‌ای در عرفان و یا در شعر و موسیقی ایرانی به رادیو عرضه شود.

در فروردین سال 1335 بود که اولین برنامه «گلهای جاویدان» از رادیو ایران با شعری از حافظ «سلامی چو بوی خوش آشنایی» آغاز و به مدت ده دقیقه پخش شد

فکر می‌کنم در فروردین سال 1335 بود که اولین برنامه «گلهای جاویدان» از رادیو ایران با شعری از حافظ «سلامی چو بوی خوش آشنایی» آغاز و به مدت ده دقیقه پخش شد. اوایل «عبدالعلی وزیری» بیش‌تر می‌خواند و سپس هم «بنان». منظور این بود که این برنامه تلفیقی از شعر، موسیقی و صدای انسان باشد تا در همگان تاثیر‌گذارد. بعد هم برنامه‌های دیگر آمد. مانند شاخه گل، گلهای رنگارنگ، برگ سبز و گلهای صحرایی که هر‌کدام به یک مناسبتی بود.

تحصیلات پدر در زمینه حقوق و در کشور سوییس بود اما قبل از رفتن به سوییس، در سیستم مدرسه خارجی درس می‌خواندند. سه نفر از جمله «میرزا هادی خان ممیزی» که شعر شناس بود، «عماد الکتاب» که خط  و موسیقی درس می‌داد و «درویش پیرنظر» که ساز می‌ساخت و توضیحاتی در مورد ساز و ردیف‌های موسیقی می‌داد، معلم‌های اولیه پدر بودند. به اضافه معلمی که در مدرسه سن لوئی تهران بود و موسیقی غربی تدریس می‌کرد. پدرم پس از رفتن به سوییس در کنار تحصیل در علم حقوق، از کشیشی در کلیسای کاتولیک پیانو را یاد گرفت. اگرچه در ایران مقدمات پیانو را فراگرفته بود اما پس از آن ویولون و پیانو را یاد گرفت ولی هیچ وقت ندیدم غیر از برای خود و فرزندان‌شان از این نواختن و یادگیری استفاده کرده باشند.

پدر شما در رشته حقوق تحصیل کردند و در هیت دولت فعال بودند. چه شد که سرو کار مرد حقوق‌دان به موسیقی افتاد؟

ایشان در سوییس تحصیل کردند. از آن‌جایی که ما نواده پیر هستیم، یک احوال عرفانی در خانواده ما هست. همیشه می‌دیدم که در منزل ما یا منزل دوستان پدرم جمع می‌شدند و هرکسی هرچه در چنته داشت بیرون می‌داد و اظهار نظر می‌کردند که این موسیقی و شعر یکی از اساس این جلسات بود. چون پدرم بعد از وقایع آذربایجان از سیاست کنار رفتند، تصمیم گرفتند اوقات خود را روی این کار بگذارند. باورنکردنی است که ایشان از 8 صبح تا 8 بعداز‌ظهر در استودیویی که به خرج خود در میدان ارک ساخته بودند، گلها را با کمک همه تنظیم می‌کردند، خسته هم نمی‌شدند، حقوق هم نمی‌گرفتند. بعضی وقت‌ها که حساب‌داری رادیو پول نداشت پول هنرمندان را بدهد، من را به هم‌راه یک حساب‌دار می‌فرستادند تا از مغازه‌ای و از کسی با نام «حاجی طلایی» پول قرض کنم، سپس حسابدار رادیو به هنرمند‌ان دستمزد می‌داد و رادیو هم قرضش را ادا می‌کرد. تمام وجود پدر گلهای جاویدان شده بود و از این کار لذت می‌بردند. همه صحبت‌های کسانی که با او رفت و آمد می‌کردند در مورد گلها بود.

به نظر می‌رسد گلها برای خیلی‌ها شروعی بوده و بسیاری از خواننده‌ها و ترانه‌سراهای ایرانی با گلها وارد عرصه موسیقی شدند. می‌توانید از آن‌ها یاد کنید؟ مروری بر کسانی که در گلها خواندند.

خانم «فرح» بودند که بعدها دیگر نیامدند، «عبدالعلی وزیری»، آقای «بنان» و «قوامی» که همه استاد هستند. اتفاق جالب توجه این بود که در یکی از جلسات درویشی من با جمعی که مهمان بودند روز جمعه در گلندوک تنها بودم. آقایی بسیار خوب خواندند. سپس به او گفتم دوست داری در گلها بخوانی؟ گفت البته. بعد ایشان را در منزل تهران آوردم. وقتی وارد باغ لاله‌زار نو شدیم گفتم بخوانید، چون پدر در باغ نشسته بودند. پس از خواندن وی پدر خیلی تعجب کرد. آن فرد آقای «اکبرگلپایگانی» بود. البته ایشان شاگرد استادان معتبری مانند آقای «نورعلی‌خان برومند» بودند. و هم‌چنین خانم‌ها «مرضیه»، «الهه»، «پوران»، «یاسمین» و «سیما بینا» نیز کسانی بودند که در گل‌ها شکفتند.

ما همه این صدای خواننده‌ها، اشعار و موسیقی‌ها را در یک مجموعه‌ای جمع کردیم و من از 45 سال پیش آن‌ها را جمع و نگه‌داری می‌کردم. به موقع توانستیم از ایران بیرون بیاوریم که ابتدا به آلمان آوردیم. روی آن‌ها کار کردیم. کارهای فنی را داریا پیرنیا پسر من به اتفاق منصوره خانم انجام داد. و گلهایی شد که الان در دست ما است و به آن مفتخریم.

چه چیزهایی در گلها است که این اثر را  برای همه ایرانی‌ها حتا نسل‌های بعد ماندگار کرده است؟

من باید از دو دانش‌مند ایرانی نقل قول کنم. یکی ابونصر فارابی و دیگری ابوعلی سینا. این‌ها فیلسوف بودند اما موسیقی‌دان‌های بزرگی نیز بودند. هر دو با تفاوت سالیان دراز گفتند: «اگر شعر و موسیقی با هم با تناسب خاص الفت پیدا کند بر روی انسان اثر گذار می‌شود.» این است که این مجموعه روی مردم اثر گذاشته است. الان 9400 قطعه موسیقی در این آی‌پاد داریم. شانس ما است که در این ده سال اخیر آی‌پادی به وجود آمده که مربوط به فن‌آوری قرن 21 است اما موسیقی ما مربوط به هزاره‌های پیش بوده و شعرها مانند شعر رودکی و مرتبط با هزار سال قبل است.

داوود پیرنیا شعر و موسیقی را تالیف کرده و به یک‌دیگر الفت داده است. تلفیق شعر و موسیقی که من آن را الفت شعر و موسیقی می‌نامم، باعث شده انسان اثری را چندین بار گوش دهد و به نظر من با گوش دادن به تنویر یعنی به روشنایی درون می‌رسد. وقتی از شنیدن هر کدام از این گلها فارغ شدید، روشنایی در درون خود حس می‌کنید که ساختگی نیست و مانند نشئه شرابی است که حافظ در‌باره آن صحبت می‌کند.

———————————

خانم منصوره پیرنیا ضمن این‌که خواهش می‌کنم از مجموعه فعلی گلها توضیح دهید، لطفن کمی در مورد چندین هزار قطعه شعر و ترانه را که از ایران خارج کردید صحبت کنید که به نظر کار کوچکی نیست.

امروز (27 اکتبر) روز جهانی یونسکو برای حفظ اسناد دیداری و شنیداری است. از پنج سال پیش کوششی برای حفظ اسناد دیداری و شنیداری یعنی فیلم، برنامه‌های رادیویی، نوارهای ضبط شده آغاز شده است. این اسناد به طرز عجیبی مورد نفوذپذیر بودن و از بین رفتن هستند. آن‌چه به عنوان تصویر انسان بود روی سنگ نوشته‌ها حفظ می‌شد اما در صد سال اخیر توانستند آن را روی گرامافون، نوار و سی‌دی و دی‌‌وی‌دی ضبط کنند. آن‌چه در قرن اخیر برای حفظ صدای انسان به وجود آمد، خیلی زود از بین رفتنی است. بنابراین فکر تازه‌ای ایجاد شد و آن هم این بود که آثار را به صورت دیجیتال در بیاورند. این فن‌آوری جدید کمک کرد که صدا و آواز انسان و آمیخته‌های فرهنگی‌، دیداری و شنیداری حفظ شود.

می‌دانید که موسیقی ایرانی بعد از باربد و نکیسا در دوران اسلام و حمله اعراب تقبیح شد و کم‌تر مورد توجه قرار گرفت اما انسان ایرانی چون عاشق فرهنگ خود است و آن را پایا و پایدار می‌داند، کوشش کرد تا آن را حفظ کند. عده‌ای مجبور بودند سازشان را زیر عبای‌شان پنهان کنند و در زیر زمین‌ها موسیقی را ادامه دهند تا دوران مشروطیت، که موسیقی در دوران درویش خان و شعرا و نوازندگان مهم آن روزگار شورهایی به پا کرد و باعث شد انسان ایرانی بتواند به آزادی‌های بیش‌تر و به‌تری برسد.

اما این دوران طول نکشید و بعد از جنگ دوم جهانی دیدیم که حمله دیگری متوجه موسیقی ایرانی شد و موسیقی‌های همسایه مانند ترکی، عربی و افغان نفوذ داشتند و موسیقی ایرانی احوال قهقرایی را طی کرد و باعث شد اندیش‌مندان و متفکران ایرانی به این فکر بیافتند که موسیقی و شعر را از حمله تازی‌ها و دیگر بیگانگان نجات دهند و به عنوان یک موسیقی خالص عرض اندام کند.

ناجی بزرگ موسیقی ایرانی‌، داوود پیرنیا، که آن زمان سیاست‌مدار برجسته‌ای بود تمام زندگی سیاسی را کنار گذاشت و با احوال درویشی و عرفانی که داشت هنرمندان آن زمان مانند «تجویدی»، «بنان» و آن‌هایی که به طور پراکنده حضور داشتند را دور خودش جمع کرد. خود داوود پیرنیا می‌گوید: «کار مهمی که من انجام دادم این بود که این‌ها را دور هم جمع کردم. اگر ده سال دیگر می‌خواستم این کار را انجام دهم نمی‌شد چون این هنرمندان دیگر وجود نداشتند.» آن زمان عصر خاصی بود که همه هنرمندان بودند و تنها کسی را می‌خواست که آن‌ها را جمع کند و برنامه گلها را به وجود بیاورد.

در گلها حدود بیش از 1550 قطعه به وجود آمد. می‌بینید که موسیقی ایرانی در صد سال اخیر از دوران قاجار تا به حال چه غوغایی کرده است. بعد از انقلاب موسیقی ایرانی دوباره مورد حمله قرار گرفت و دوستانی که موسیقی دوست بودند و می‌دانستند موسیقی مورد حمله واقع شده دور بسیاری از نوارهای گلها که روی ریل‌های خیلی بزرگ بود را در همان قفسه‌هایی که بودند تیغه کشیدند و آن‌ها را بستند. بعد از چندسالی که آب‌ها از آسیاب افتاد توانستند موسیقی‌ها را بیرون بیاورند. آن‌ها را زیر کامیون‌ها، قاطر، اسب می‌بستیم و از ایران بیرون آوردیم، سپس به صورت ام‌پی‌تری (MP3) در‌آورده و به طور امروزی حفظ کردیم.

آن‌چه امروز یونسکو به فکر افتاده که موسیقی شنیداری و تصاویر را حفظ کند، ما از 45 سال پیش این کار را انجام می‌دادیم اما از پنج سال پیش به این طرف توانستم با سیستم‌های دیجیتال آن را به صورت ام‌پی‌تری در بیاوریم و بیت ریت‌ها را بالا ببریم و آن‌ها را پالایش دهیم

آن‌چه امروز یونسکو به فکر افتاده که موسیقی شنیداری و تصاویر را حفظ کند، ما از 45 سال پیش این کار را انجام می‌دادیم اما از پنج سال پیش به این طرف توانستم با سیستم‌های دیجیتال آن را به صورت ام‌پی‌تری در بیاوریم و بیت ریت‌ها را بالا ببریم و آن‌ها را پالایش دهیم. حتا نوارهایی که به هم چسبیده بود و نجات آن‌ها بسیار مشکل بود را حفظ کردیم. این مجموعه به صورت بسیار غنی با بیش از 9400 قطعه و برنامه موسیقی نزدیک به 300 هزار دقیقه جمع‌آوری شده است.

شانس بزرگ دیگری که داشتیم این بود که شرکت اپل ده سال پیش سیستمی به وجود آورد به نام آی‌پاد کلاسیک که ظرفیت آن 16 گگابایت بود و بعد 40 گگابایت شد اما نمی‌توانست حجم قطعات را حمل کند ولی هنگامی که به 160 گگابایت رسید توانستیم تمامی مجموعه گلها و صد سال موسیقی ایران را روی آن بریزیم و آن‌چه ایرانی سینه به سینه به عنوان فرهنگ و موسیقی شنیداری حفظ کرده و به روی نوار و بیش از سه هزار سی‌دی آمده بود را روی آی‌پاد بریزیم. به گفته یونسکو موسیقی ایران بزرگ‌ترین گنجینه‌ای از موسیقی‌های شنیداری در جهان است که بیش از کلاسیک‌های فرانسه، آلمان، انگلستان و کشورهای دیگر حفظ شده است.

باید سپاس‌گزاری کنم از حمایت‌های ایرانیان و از این‌که چگونه عاشقانه می‌خواهند موسیقی و فرهنگ‌شان حفظ شود تا روزگاری که بتوانیم مانند ققنوس از زیر خاکستر بیرون بیاییم و این اندیشه و مجموعه را مانند آتش زرتشت که بعد از اسلام به هند برده، حفظ شد و بعدن به یزد برگرداندند، ما هم این آتش فروزان موسیقی ایرانی را به ایران برگردانیم. گرچه الان هم با این امکانات فنی، فیزیکی و فن‌آوری آی‌پاد که فوق‌العاده است، میسر شده و زاییده فکر انسان، هنر، اندیشه و فرهنگ او با پیش‌رفته‌ترین وسیله تکنولوژی جهانی در‌آمیخته است. این نعمت را هیچ ملتی به جز ایرانی ندارد. خواسته داوود پیرنیا بود که می‌خواست موسیقی‌های گلها مرزها را بشکافد و جهانی شود، تحقق یافته و الان یک‌جا جهانی شده است.

گالری:

«گلهایی که همیشه جاویدان ماند»

English

 


«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,