Saturday, 18 July 2015
10 December 2019
دایره‌ی شکسته

«جوانه‌های خیال»

2011 October 30

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

نفوذ رسانه‌ی تلویزیون و دغدغه‏‌های تربیتی جوامع مختلف درباره‌ی کیفیت تربیت نسل‏‌های آینده، موجب شده است که‏ تاکنون مقوله‌ی کودک و ارتباط آن با تلویزیون، مورد تحقیقات بسیاری قرار گیرد، بررسی‏های انجام شده در کشورهای مختلف، نشان‏دهنده‌ی حضور همه‏‌گیر این رسانه در میان خانواده‏‌هاست. این پژوهش شاید امروزه با وجود رسانه‏ای فراگیر مانند تلویزیون، دشوار به نظر برسد که هست. در سراسر دنیا، کودکان و نوجوانان‏ خاص‏‌ترین مخاطب تلویزیون هستند و این واقعیت، گویای آن است که کودکان و نوجوانان، به طور صرف برنامه‏‌های مخصوص خود را تماشا نمی‏‌کنند. به همین دلیل نگرانی‌هایی درباره‌ی تاثیرات تلویزیون بر روی کودکان وجود دارد و به طور تقریبی بر مضامین برنامه‌هایی متمرکز شده است که کودکان آن‌ها را می‌بینند. و پژوهش‌گران سوال‌های بسیاری در این زمینه پرسیده‌اند که آیا برنامه‌های خشونت‌آمیز کودکان را پرخاش‌جوتر می‌کند یا مشاهده‌ی بعضی از برنامه‌های تلویزیونی آن‌طور که دانش‌مندان علوم اجتماعی مطرح می‌کنند، رفتار کودکان را اجتماعی‌تر خواهد کرد؟ آیا آگهی‌های تبلیغاتی فراوان که از تلویزیون‌ها پخش می‌شود، کودکان را حریص‌تر و مصرف‌گرا می‌کند؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

واقعیت این است که نمی‌توان به طور صرف وجود این پدیده را در زندگی افراد از یک بعد بررسی کرد، مانند هر مسئله‌ی دیگر وجود تلویزیون هم مضرات و فوایدی دارد. در مطالعه‌‌های انجام شده در بسیاری از   کشورها، یافته‏ها حاکی از آن است که تلویزیون آموزشی از دیدگاه والدین، دبیران و دانش‏آموزان اثری مثبت بر مهارت‌های تحصیلی‏ دانش‏آموزان داشته است. هفتاد و پنج درصد از دبیران ضمن مثبت دانستن اثر تلویزیون‏ آموزشی بر یادگیری دانش‏آموزان، معتقد بودند که تلویزیون آموزشی‏ بسیاری ار کمبودهای‏ مدارس را جبران می‏‌کند. مطالعه دیگری نشان داد که تلویزیون آموزشی باعث افزایش علاقه دانش‏ آموزان به‏ موضوعاتی شده که در مدرسه مطرح می‏‌شود. بسته به این‌که آن موضوع چگونه و یا از چه زوایایی برای دانش‌آموزان مطرح گردد، گاهی پیش آمده موضوعی در مدرسه تحت عنوان یک منبع درسی به صورت تخت برای دانش‌آموزان بیان شده است، که هیچ علاقه‌ای را در آن‌ها برنیانگیخته، ولی همین موضوع زمانی که با امکانات تلویزیون به صورت یک برنامه‌ی آموزشی و نه اجباری مطرح شده، چنان کودک یا نوجوان را علاقه‌مند نموده که گاهی مسیر زندگی آنان را تغییر داده است.

مطالعات دیگر نیز نشان داده است که مشاهده‌ی بعضی از برنامه‌‏های آموزشی بر یادگیری واژگان کودکان 3 تا 5 ساله‌ی کم‏‌رفاه که انگلیسی زبان دوم‏ آن‌ها بوده، اثر مثبت داشته است. مطالعات بلندمدت در این زمینه نشان داده است که این برنامه‌های آموزشی، هم‌چنین در یاد دادن حروف و اعداد به کودکان پیش‏‌دبستانی، اثر مثبت‏ داشته است. این کودکان هنگام ورود به دوره‌ی آمادگی دارای مهارت‌های بیش‌تری در خواندن‏ بوده‏اند و اندوخته‌ی لغات آن‌ها گسترده‏‌تر از کودکانی بوده است که این برنامه‌ها را کم‌تر مشاهده‏ می‏‌کرده‏‌اند. برنامه‌هایی که اهداف آن‌ها از ابتدا به روشنی مشخص شده بوده و برنامه‌هایی بودند که به منظور تسهیل توانایی‌های شناختی‏ کودکان و نوجوانان طراحی شده بودند. یا برنامه‌هایی که به منظور دادن الگوهای رفتاری خاص به کودکان تهیه شده بودند.

 برعکس تمام موضوعات مطرح شده مطالعاتی هم انجام شده در زمینه‌ی ارتقا مهارت کودکان به وسیله‌ی رسانه‌ها به خصوص تلویوزیون و نشان داده  شده است که کودکان و نوجوانانی که‏ زیاد تلویزیون نگاه می‏‌کنند، در کارکردها و تعهدات کلامی خود دچار تغییراتی می‏‌شوند. به این‌‏ترتیب که نیاز کم‌تری به صحبت کردن و به خصوص صحیح سخن گفتن نشان‏ می‌‏دهند. پژوهش‌گران هم‌چنین گزارش کرده‏اند که علاوه بر کم‌تر صحبت کردن، این‏ کودکان و نوجوانان نه‌‏تنها از واژگان کم‌تری استفاده می‏‌کنند بلکه واژگان آن‌ها قالبی بوده و از تنوع کمی نیز برخوردار است. افزون بر این، آن‌ها در برابر مطالب درسی که با سرعت کمی‏ ارایه می‏گردد، بی‏حوصله می‏شوند، یعنی پشتکار لازم و کافی را در توجه به مطالب نشان‏ نمی‏دهند و از پرداختن به آن صرف‏نظر می‏کنند. هم‌چنین کودکان و نوجوانانی که ساعات زیادی مشغول تماشای تلویزیون می‏‌شوند، به فعالیت‌های‏ ذهنی که مستلزم‏ «رمزگردانی‏» است نیاز کم‌تر و در نتیجه توجه کم‌تری نشان می‏دهند و فقط به دریافت اطلاعات، ثبت حسی‏ و نگه‌داری آن‌ها در حافظه کوتاه مدت بسنده می‏‌کنند. در چنین وضعی، اطلاعات وارد حافظه‌ی بلندمدت نمی‏‌شود و با اطلاعات پیشین، یعنی ساختارهای‏ ذهنی موجود پیوند لازم را پیدا نمی‏‌کند. بنابراین، یادگیری به درستی صورت نمی‏‌گیرد و در فرآیند بازگردانی اطلاعات‏ ،اختلالات مشهود ایجاد می‏‌کند.

 یکی دیگر از نگرانی‌هایی درباره‌ی تاثیرات تلویزیون از زمانی بود که تلویزیون تبدیل به یک رسانه عمومی شد و فیلم‌ها و برنامه‌هایی با مضامین خشونت در آن به نمایش درآمد. بعد از آن بیش‌تر توجهات به رابطه‌ی بین خشونت در تلویزیون و پرخاش کودکان اختصاص یافت. و سوالاتی از قبیل آیا کاهش قابل توجه اوقات بازی کودکان و هم‌چنین خشونت‏‌های موجود در برنامه‌‏هایی که کودکان می‌‏بینند، به افزایش رفتار پرخاش‌جویانه کودکان کمک نکرده است؟ و یا رفتاری که به احتمال زیاد از طریق بازی کردن تسکین داده می‏‌شود و تبدیل به یک رفتار اجتماعی می‏‌گردد با خشونت‌های موجود در جعبه‌ی جادو دو چندان نمی‌شود؟ و در مورد کودکانی که دوران کودکی‏شان را به جای بازی کردن، با مشاهده تلویزیون سر می‏‌کنند، چه باید گفت؟ واقعیت این است که خشونت، یا تعریف جزییات خشونت، گاهی در اصل موضعی دفاعی هستند و نمی‌توان به طور کلی آن را حذف نمود، بلکه باید اندیشید که چگونه می‌توان به الگوهای رفتاری و زندگی کودک نظمی بخشید که این خشونت‌ها در زندگی او تاثیرات مخربی نگذارد. یعنی به طور کلی در سنینی با این پدیده آشنا شوند که بتوانند تمایز رفتارها را درک کنند و تشخیص دهند که چگونه و کجا چه رفتاری کنند.

وقتی پژوهش‌هایی در زمینه‌ی نیاز تلویزیون در زندگی کودکان انجام می‌شود با خود فکر می‌کنیم آیا، می‏‌توانیم به این سوال پاسخ دهیم که‏ تلویزیون چه تاثیری بر مهارت‌های تحصیلی کودکان و نوجوانان ما دارد؟ و آیا قادر خواهیم بود مسیر فکری خود را تغییر داده و با اتخاذ بینشی علمی و زایشی‏ به این سوال‌ها جواب دهیم‏ که چه کنیم تا تلویزیون به‏عنوان وسیله‏‌ای اثربخش بر مهارت‌ها، عمل‌کردهای درسی و به طور کلی یادگیری و رشد همه‏‌جانبه‌ی کودکان و نوجوانان ما اثری مثبت و سازنده داشته باشد؟ و این سوالی است که با حجم بی‌نهایت برنامه‌های تلویزیونی و انواع کانال‌ها به سختی می‌توان به آن پاسخ داد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,