Saturday, 18 July 2015
24 October 2020
پس‌نشینی تند

«فرمان‌دهان بی‌ارتش»

2011 November 01

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در طول چند روز گذشته باز هم نیروهای «طالبان» شمار زیادی از سربازان آمریکایی و شهروندان «افغانستان» را کشتند و تعداد بیش‌تری را زخمی کردند. اقدامات مشابهی هم در «عراق» به وقوع پیوسته است. آیا این اتفاق فقط در «عراق» و «افغانستان» پیش می‌آید و با خروج «آمریکایی‌ها» و نیروهای «ناتو» پایان خواهد یافت؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر فکر کنیم که ریشه‌ی این خشونت‌ها فقط بیرونی است و به اشغال و یا حضور نیروهای کشوری در کشور دیگر مربوط شده و حرکتی در راستای کسب آزادی و استقلال است، تحلیل ما ساده‌لوحانه خواهد بود. شکی نیست که حرکات خشنی از این دست و به‌طور مشخص عملیات انتحاری، به لحاظ شکل و فرم تازگی دارد و بخش‌های فراوانی از آن در «عراق» و «افغانستانی» به وقوع پیوسته است که امنیت آن در دست نیروهای نظامی غربی و «ناتو» است، اما با یک نگاه عمیق‌تر می‌توان دید که این نوع نگاه نه تنها اتفاق تازه‌ای نیست بلکه سوابق فراوانی در کشورهای دیگر منطقه هم‌چون «پاکستان» داشته است.

دعواها و جدل‌های فرقه‌ای همیشه در میان علمای فرقه‌های اسلامی و طرف‌داران‌شان وجود داشته است. «پاکستان» به عنوان کشوری که شاید بیش‌ترین شمار فرق مختلف را در خود جای داده نمونه‌ی خوبی است. این درگیری‌ها همیشه اما در حد بحث و جدل و در نهایت نوشتن کتاب و جزوه در رد نظرات یک‌دیگر باقی می‌ماند. مشکل اساسی از جایی شروع شد که شماری از رهبران و به دنباله‌ی آن پیروان این مذاهب با خود اندیشیدند که تفکر مقابل آن‌ها آن‌قدر از نظر فکری منحرف است که حذف فیزیکی آن‌ها عمل اخلاقی و دینی درستی است چون جان انسان‌ها در برابر دین، ایمان و مذهب چیز بی‌ارزش است. گرچه که این‌گونه رفتار و مواضع به عنوان نمونه در پاکستان ریشه‌ای نزدیک به پنج دهه دارد اما هیچ‌گاه گسترش عمومی نیافت و فراگیر نشد. باوجود آن‌که که حملات محدودی از سوی گروه‌ها و اقلیت‌های دینی و مذهبی بر علیه یک‌دیگر صورت گرفت، اما زمانی این سنت تبدیل به تهدید اجتماعی و امنیتی شد که رهبران آن به سبب فراهم آمدن زمینه‌های لازم آن در میان مردم، توانستند برای انجام این‌گونه عملیات نیروی کافی بیابند.

دو موضوع را می‌توان به‌طور مشخص از ریشه‌های این نوع تفکر دانست، فقر مادی و معنوی. درست است که چنین تفکری ریشه در مذهب دارد اما با یک نگاه ساده می‌توان دریافت گرچه که همیشه رهبران مذهبی آن از کشورهایی هم‌چون «عربستان‌سعودی» آمده‌اند اما به ندرت مجریان ساده‌ی آن اهل کشورهای عربی ثروت‌مند بوده‌اند، چرا که این نوع اندیشه ریشه در فقر مادی دارد. برای مثال در «پاکستان» بیش‌تر داوطلبان حملات انتحاری از مناطق و طبقات اجتماعی محروم جامعه برمی‌خیزند که از سویی به‌وسیله‌ی رهبران خود توجیه شده‌اند که مخالفان‌شان عامل این فقر و محرومیت هستند و از سویی دیگر به آن‌ها وعده داده می‌شود که پس از شهادت آن‌ها خانواده‌شان از نظر اقتصادی تامین خواهند بود.

فقر فرهنگی نیز در این میان عامل قدرت‌مندی است. هر انسانی را نمی‌توان به راحتی توجیه کرد که با کشتن انسان‌های بی‌گناه دیگر و یا شهروندان یک کشور دیگر که دخالتی در دعواهای احتمالی دو گروه ندارند می‌شود به رستگاری رسید، مگر آن‌که آن فرد از نظر فرهنگی و سطح سواد و دانش در حد بسیار پایینی باشد. در جنگ هشت ساله‌ی «ایران» و «عراق» عموم کسانی که داوطلب خط‌شکنی و باز کردن معابر از میان میادین مین بودند را قشر نوجوان، تحصیل‌نکرده و عمومن از طبقات پایین اجتماع تشکیل می‌دادند که به گمان خود دنیای پر از رنج و سختی مادی را با بهشت عوض می‌کردند. به همین سبب است که گروه‌های تروریستی در منطقه، تقریبن همه‌ی داوطلبان حملات انتحاری را از میان جوانان و نوجوانان کم سواد و بی‌سواد برمی‌گزینند.

اگر رهبران کشورهای غربی و کشورهای منطقه فکر می‌کنند که با مبارزه‌ی نظامی و یا نشستن در پای میز مذاکره خواهند توانست ریشه‌ی این‌گونه از عملیات و رفتارها را بخشکانند سخت در اشتباهند زیرا خشونت و مرگ سلاح ارزانی است که همواره در دست این نیروها است و هر زمان که چیزی را بر خلاف پسند خود بیابند به راحتی از آن بهره خواهند گرفت. تنها روش تضعیف این اندیشه از بین بردن ریشه‌های آن است. کمک به بهبود شرایط اقتصادی و فرهنگی در این کشورها و جای‌گزین کردن ارزش زندگی به جای مرگ و چشاندن طعم لطیف و زیبای لذت بردن از زندگی با آرامش و مدارا، تنها راهی است که خواهد توانست به تدریج قدرت عمل را از دست رهبران این گروه‌ها بگیرد، چون کم کم آن‌ها را به فرمان‌دهانی بی‌ارتش تبدیل خواهد کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,