Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند(3)

«همه آن‌ها که دوست‌شان داریم»

2011 November 04

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در این برنامه در مورد اتحاد کلکسیونی از نام بزرگان خواهیم گفت، بزرگانی که دوست­شان داریم. شاید تنها در تاریخ ما به این تعداد معرفی مسیر نادرست توسط نخبگان قوم وجود داشته باشد، گاهی شرمنده می­شوی وقتی باید یادآور شوی که روشن­فکران، نویسندگان و در یک کلام درس‌خوانده­های کشور ما اصولن مصلحت­ها را تنها از زاویه رویاهای­شان ارزیابی می­کنند. فراموشی فاکتورهای اصلی آداب، رفتار و میزان انعطاف­پذیری ایرانیان گناهی نابخشودنی است، حتا اگر تمام آن بلدان بت­های­ات باشند، زیرا همین نادیده­انگاری سبب شد تا بسیاری از فرصت­های تاریخی تکرارناپذیر از دست رفته و به خسران بدل گردد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پس از سال 1320 و آزادی نسبی، گروه­های بسیاری ایجاد شدند، اما حزب توده متشکل­ترین و سازمان یافته­ترین حزب در دوران قبل از انقلاب57  بود. این حزب به واسطه نفوذ و همسایگی شوروی و شعارهای زیبای پس از سقوط تزار توانست آن­چنان محبوبیتی میان طبقه روشن­فکر، زنان درس‌خوانده و البته کارگران به دست آورد که موجب غبطه دولت­های آمریکا و انگلیس نسبت به شوروی شده و در بسیاری از موارد نیز موفق عمل کرد.

نام­های درخشانی از اعضا و یا متمایلان به این حزب موجب حیرت است، شاید تاکنون این­همه نام بزرگ در لیست هیچ گروه و یا حزبی در ایران پیش هم قرار نگرفته باشد. بزرگ علوی، عبدالحسین نوشین، فریدون توللی، رسول پرویزی، جلال آل‌احمد، احمد آرام، ابراهیم گلستان، محمدتقی بهار، صادق هدایت، صادق چوبک،محمود اعتمادزاده، سعید نفیسی، احمد شاملو، محمد معین، یحیی آرین‌پور، مرتضی راوندی، مهدی بامداد، محمد تمدن، فخرالدین گرگانی، نادر نادرپور، نقی میلانی، مهدی اعتماد، محمد جواهری، سیاوش کسرایی و رهی معیری

البته هرگز نمی­توان پس از سال­های بسیار اتمسفر غالب بر جامعه­ای را قضاوت کرد، اما هرچه بود تمامی نام­های دوست­داشتنی در صفی قرار گرفتند که شاید زیر بنای پناه­ بردن محمدرضا شاه را بر خلاف پدرش، در پس دغدغه­های انگلیس و آمریکا به روحانیت، از ترس شوروی بتوان معنا کند.

البته این شیفتگی تنها در روشن­فکران نبود. در سال 1333 سازمان نظامی حزب توده در میان ارتشیان قسم­خورده برای شاه بیش از 500 تن عضو داشت که البته تعداد زیادی از آن­ها در همان سال محاکمه شدند.

آبراهامیان در مورد موفقیت­ها و ناکامی­های این حزب می­نویسد: «مهم­ترین موفقیت حزب توده در سازماندهی کارگران، به ویژه در خوزستان بود. در سال 1945 به گزارش انگلیسی‌ها، شورای متحده مرکزی کارگران و زحمت­کشان حزب توده، 33 اتحادیه وابسته در کشور و بیش از 275،000 عضو داشت که 75 درصد کل نیروی کار صنعتی کشور را شامل شده و حضور در اکثر 346 کارخانه صنعتی مدرن کشور به شمار می­رفت.

شورای متحده، قدرت خود را در اردیبهشت 1325 در روز کارگر، با سازماندهی یک راه‌پیمایی بزرگ 80،000 نفری در آبادان نشان داد و به دعوت حزب و این شورا، در 22 تیرماه بیش از 65،000 کارگر خوزستانی به یکی از بزرگ­ترین اعتصابات صنعتی در ایران و خاورمیانه دست زدند. سفارت انگلیس ضمن خاطرنشان ساختن این­که اتحادیه‌های کارگری حزب توده کنترل امور و اداره کامل منطقه صنعتی خوزستان، پالایش‌گاه‌ها و لوله‌های نفتی را در اختیار دارند، نوشت: «شرکت نفت ایران و انگلیس چاره دیگری جز پذیرش خواست­های صنفی کارگران ندارد.»

 حزب توده به دنبال این موفقیت­ها بر دولت احمد قوام فشار آورد تا نخستین قانون کار پیش­رفته در خاورمیانه را در دستور کار خویش قرار دهد. در این قانون، تعیین حداقل دست­مزد بر اساس قیمت محلی مواد غذایی، منع کار کودکان، محدود شدن زمان کار روزانه به هشت ساعت، لزوم پرداخت حقوق برای روزهای جمعه و شش روز تعطیل سالانه، از جمله روز کارگر و اجازه دادن به اتحادیه‌ها در داشتن سازمان و تشکیلات و مذاکره با کارفرمایان وعده داده شده بود. علی‌رغم موفقیت حزب در جذب کارگران شهری و طبقه متوسط حقوق­بگیر، این سازمان در جذب طبقه متوسط مرفه یا مالک و خرده‌بورژوازی بازار، از جمله تجار کوچک، مغازه‌داران، بازرگانان، صاحبان کارگاه‌ها، صنعت­گران مستقل و علما و روحانیون رده پایین، به رغم تلاش­اش، ناموفق بود. چنان­که بازاریان در رده‌های بالاتر حزب حضور نداشتند، در رده‌های میانی حضور کم­تر و در رده‌های پایینی پراکنده بودند.

ناکامی حزب در میان این طبقه از جامعه را می­توان با تضادهای اقتصادی بین کارگران و کارفرمایان و از سویی با اختلافات ایدئولوژیک بین اسلام روحانیت و رادیکالیسم غیرمذهبی مورد نظر حزب مارکسیست توده، مورد تبیین قرار داد. گرچه این حزب، اسلام را در کل «نیروی عظیمی برای آزادی بشر و «پیش­گام مساوات سوسیالیستی» می­دانست و رهبران مذهبی را به عنوان «قهرمانان اصلی انقلاب مشروطه» می‌ستود و تاکید داشت که اکثریت اعضای حزب، مسلمان و یا مسلمان­زاده‌اند، به غیر از دو روحانی برجسته، عمده روحانیون نسبت به حزب توده بی­اعتماد بودند. زیرا نه تنها مرام مارکسیستی داشت بلکه روشن­فکران ضدروحانیت چون صادق هدایت را جذب و از سکولاریسم، حقوق برابر برای مسلمانان و غیر مسلمانان، حق رای زنان، ایجاد مدارس مختلط و کشف حجاب، پشتی‌بانی می­کرد.

 حزب توده، برای جذب توده‌های روستایی و دهقانان بسیار تلاش کرد. به‌طوری‌که در شعبه‌ها، مجلات و روزنامه‌های حزب، اغلب از برنامه‌های کشاورزی بحث می­شد و کادرهای شهری حزب برای جذب روستاییان و برانگیختن آنان بر علیه زمین‌داران، به روستاها می­رفتند، با این­حال حزب، در جذب این قشر از جامعه نیز ناکام ماند و تنها در مناطق روستایی گیلان و مازندران و یا روستاهای نزدیک شهرهای بزرگ هوادار داشت. دلیل این ناکامی را می­توان در ساختار اجتماعی جمعیت روستایی ایران و تفاوت آن با کشورهایی که در آن شورش­های دهقانی گسترده‌ای در آن­ها به وقوع پیوسته‌است، جست. در حالی­که اهالی روستاهای ایران را اغلب زارعان سهم‌بر، کارگران بی‌زمین و افراد قبیله‌ای تشکیل می­دادند، جمعیت روستایی کشورهای شاهد شورش­های دهقانی را طبقه مهم دهقانان «متوسط» زارع تشکیل می­داد که صاحب زمین بودند. طبق برآورد دو جامعه­شناس ایرانی، تنها 5 درصد زمین­های زراعی ایران به دهقانان تعلق داشت. دهقانان فقیر، چه نسق‌دار وچه خوش‌نشین، از لحاظ اقتصادی و اجتماعی تحت سلطه زمین­دار و نمایندگان­اش کدخدای روستا و مباشر قرار داشتند و در نتیجه این وابستگی چنان بود که نمی­توانستند نظم موجود را به مبارزه طلبیده و سر به شورش بردارند.»

به هر روی حزب توده که توسط 53 روشن­فکر و نویسنده و فعال سیاسی متمایل به چپ در سال 1320 به عرصه سیاسی گام نهاد، راهی طولانی طی نمود، مسیری که بی­شباهت به سرنوشت اتحاد شوروری نبود…

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,