Saturday, 18 July 2015
31 October 2020
پس‌نشینی تند

«بنیان‌گذار تیم مردم»

2011 November 06

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

انقلاب که شد روحیه‌ی انقلابی‌گری و چپ‌گرایی چنان در جامعه‌ی بالا گرفته بود که هر کسی که ذره‌ای ثروت داشت به سرمایه‌دار و به اصطلاح آن زمانه «فئودال» بودن متهم و اموالش مثل آب خوردن مصادره می‌شد. در این میان خشک و تر با هم سوختند و حتا کسانی که هم‌چون «خیامی‌ها» با یک عمر کار و تلاش این ثروت را اندوخته بودند و کارآفرینانی موفق به شمار آمده و هزاران نفر زیر دست آنان نان می‌خوردند هم همه‌چیز خود را از دست دادند. یکی از کسانی که هیچ‌گاه معلوم نشد که چرا اموالش مصادره شده و بعدها فرزندانش هم تلاشی در بازپس‌گیری آن‌ها نکردند، «علی‌ عبده» بنیان‌گذار باش‌گاه «پرسپولیس» تهران بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«علی» پسر «شیخ‌محمد» اولین دادستان «رضا شاه ‌پهلوی» بود. جلال، مهدی، حسین و علی پسران «شیخ‌محمد عبده» بودند. «جلال» سال‌ها نماینده‌ی ایران در سازمان‌ملل بود و بعدها به مدت چهار سال به عنوان نماینده سازمان ملل در «گینه‌بیسائو» مشغول به فعالیت شد. «علی» هم مدت‌ها در «آمریکا» زندگی کرد و شهروند «آمریکا» شد. او در سال‌های جوانی به صورت حرفه‌ای به ورزش بوکس پرداخت و در سال‌های1950 و 1952 قهرمان بوکس «واشینگتن» شد. او در سال 1953 به ریاست امور ورزش ارتش آمریکا منصوب شد و تا سال 1955 در این سمت مشغول بود. «عبده» سال 1332 پس از کودتای 28 مرداد به ایران بازگشت و شرکت سهامی «سی‌آرسی CRC» را تاسیس کرد. دیگر سهام‌دار عمده‌ی این شرکت «محمد خاتم» بود. کسی که یک دهه پیش از آن به دلیل اختلاف با «پرویز خسروانی» از باش‌گاه «تاج» جدا شده و از دشمنان قسم خورده‌ی او بود. ارتشبد «محمد خاتم» که خلبان شخصی شاه در سال 1332 بود، بعدها و پس از ازدواج با «فاطمه ‌پهلوی» خواهر «محمدرضا» به سمت فرمان‌ده نیروی هوایی ارتش منصوب شد. به این ترتیب «فاطمه ‌پهلوی» نیز یکی از سهام‌داران شاخص CRC بود، شرکتی که «بولینگ ‌عبده» را در سال 1335 به جهت حضور چشم‌گیر آمریکایی‌ها در ایران تاسیس کرد.

در سال 1343 باش‌گاه «پرسپولیس» توسط «عبده» تاسیس و در رشته‌های والیبال، بسکتبال و بولینگ فعال شد. بعدها تیم فوتبال نیز به این مجموعه اضافه شد. تیم فوتبال «پرسپولیس» تا سال 1347 در لیگ دسته سوم باش‌گاه‌های تهران حضور داشت. در این سال در پی مذاکره «پرویز دهداری» با «علی‌ عبده» بازی‌کنان سابق تیم «شاهین»، همگی به «پرسپولیس» پیوستند. طرف‌داران «شاهین» به جهت حضور بازی‌کنان «شاهین» در «پرسپولیس» به این تیم سرخ‌پوش گرایش پیدا کردند و تا سال 1357، سکوهای «پرسپولیس»، کمابیش جای‌گاه مخالفان شاه محسوب می‌شد. «عبده»، «خاتم» و «فاطمه‌ پهلوی» رابطه دوستانه‌ی خارج از فوتبال و در دنیای سیاست و قدرت با «خسروانی» نداشتند. این حس به سکوها نیز منتقل شده بود و در عمل تیم «تاج» یک تیم دولتی و حکومتی و «پرسپولیس» همواره یک تیم مردمی باقی ماند. پس از آن‌که در سال 1351، «علی ‌عبده» با اعلام حرفه‌ای شدن باش‌گاه «پرسپولیس»، تیم اصلی را از مسابقات خارج و تنها به دیدار با تیم‌های مطرح خارجی بسنده کرد، «پرویز خسروانی» که از شرایط به وجود آمده بسیار خشم‌گین شده بود، به «کامبیز ‌آتابای» آجودان شاه و رییس فدراسیون فوتبال نامه‌ای در جهت تخریب این حرکت نوشت. در این نامه آمده بود: «تو نمی‌دانی زمانی که من رییس سازمان تربیت‌بدنی بودم از دست «عبده» و دار و دسته‌اش چه‌ها کشیدم.» این جمله حکایت از اختلاف فاز دو قدرت نظامی – سیاسی در میدان ورزش داشت.

برخلاف آن‌چه روی سکوها به شکل مبارزه‌های سیاسی – ورزشی جریان داشت، اما «عبده» نزد خانواده شاه محبوبیت ویژه‌ای داشت، چنان‌چه طبقه دوم «بولینگ ‌عبده» توسط شخص «محمدرضا» و «فرح‌ دیبا» افتتاح شد. البته روزگار خوش سیاسی «عبده» دوام چندانی نیافت. او پس از مرگ «محمد خاتم» در سال 1354 با «فاطمه ‌پهلوی» اختلاف پیدا کرد. این اختلاف‌های مالی تا سال 1357 ادامه داشت، اما وقتی همه به این اختلاف پی‌بردند که تاسیسات «بولینگ‌ عبده» در سال 1356 دچار حریق شد. بسیاری هم‌چنان معتقدند آتش‌سوزی کار عوامل «فاطمه ‌پهلوی» بوده زیرا پس از این اتفاق شرکت بیمه کلیه سهام «فاطمه ‌پهلوی» را به عنوان خسارت پرداخت و «علی ‌عبده» بی‌نصیب ماند. البته یک‌بار نیز پیش از آن «آذر ابتهاج»، نماینده‌ی مجلس‌ شورای‌ ملی به دلیل اختلاف با او بر سر «بولینگ‌ عبده» به جانش سو‌قصد کرده بود. او دو نفر را اجیر می‌کند تا با چاقو به «عبده» حمله کنند. مردم او را به سرعت به بیمارستان می‌رسانند و «عبده» از مرگ نجات می‌یابد.

درباره‌ی ویژگی‌های اخلاقی او چنین می‌گویند که «عبده» خودش بنا به تعریف عرف جامعه‌ی آن روز از اخلاق، چندان انسان مقیدی نبود، اما در فوتبال آدم اخلاق‌مدار و اصول‌گرایی بود. او اگر می‌شنید، بازی‌کنی با دهان آلوده به الکل سر تمرین آمده، آن دهان را با سیم می‌دوخت. «عبده» یک‌بار به سبب آن‌که «صفر ایرانپاک» بازی‌کن اسطوره‌ای تیم فوتبال «پرسپولیس» با یک هنرپیشه‌ی زن مطرح آن زمان عکس گرفته بود، در حضور جمع چنان سیلی به او زده بود که حساب کار دست همه آمده بود. عبده در سال ۱۳۵۸، در آمریکا در حالی که در جکوزی بود بر اثر سکته‌ی قلبی درگذشت. از او دختری به نام «نگار» و پسری به نام «علی» مانده است که در آمریکا زندگی می‌کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd565495 read full report