Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
دایره‌ی شکسته- پرخاش‌گری در کودکان

«نزن، نشکن، نسوزون»

2011 November 06

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

زمانی که باردار بود، می‌خواست به‌ترین مادر دنیا باشد و کودکش مودب‌ترین و به‌ترین بچه‌ی روی زمین. خوش‌حال بود که می‌خواند و می‌داند که چگونه باید با کودکش برخورد کند تا او را عالی و بی‌نقص بزرگ کند. الان سه سال از آن زمان گذشته. زمزمه‌های اطرافیان را می‌شنود و می‌بیند که کودکش را مانند یک کودک دوست ندارند. بچه‌های دیگر با او بازی نمی‌کنند، البته حق هم دارند، او عصبی است، کودکان دیگر را آزار می‌دهد و یک پرخاش‌گر به تمام معناست. مستاصل به رفتارهای کودکش نگاه می‌کند و نمی‌داند، چرا کودک این همه عصبی است؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از مسایل بسیار مهمی که خانواده‌های زیادی هم به آن مبتلا هستند، پرخاش‌گری کودکان و استفاده از ابراز خشم و خشونت نسبت به والدین، خواهران و برادران و حتا افراد کوچه و خیابان و مدرسه است. رفتار این کودکان به‌گونه‌ای است که موجبات محنت والدین خود را فراهم می‌آورند و گاهی باعث می‌شوند رفتاری تند و غیر منطقی با آنان شود. پرخاش‌گری در واقع نوعی مکانیسم روانی است که در آن فرد به طور ناخودآگاه فشارهای ناشی از محرومیت‌ها، ناکامی‌ها و عقده‌های خود را به صورت خشم، کینه، داد و بیداد یا حتا تجاوز به حریم دیگران نشان می‌دهد.

عوامل بسیار زیادی در پرخاش‌گری یک کودک نقش دارد که شکل‌های متفاوتی نیز دارند. از رفتارهای والدین، حتا در زمان بارداری گرفته تا محیط اجتماعی و آسیب‌هایی که کودک به صورت پنهان می‌بیند. یعنی حتا ممکن است والدین افرادی آرام و بی‌سر و صدا باشند ولی کودک‌شان بر اثر رفتاری تبدیل به یک کودک پرخاش‌گر با رفتارهای ضد اجتماعی شود. یکی از مهم‌ترین اشکالی که کودک را پرخاش‌جو و عصبی می‌کند، «تنبیه بدنی» است. زدن کودک به جای این‌که باعث درک او از رفتار اشتباه شود، در او ترس ایجاد می‌کند. حتا در کودکی که با زدن جار و جنجال و جیغ‌کشیدن را متوقف می‌کند، درکی در مورد دلیل این‌که باید سروصدا نکند، ایجاد نمی‌شود. بر عکس زدن کودک باعث می‌شود که او رفتار تهاجمی را به عنوان الگویی برای حل و فصل مشکلات بپذیرد. به طور مثال وقتی که کودک واکنش خشونت آمیزی بروز می‌دهد سایر اعضای خانواده کاری می‌کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاش‌گرانه‌ی او می‌شوند. مثلن، برادری بر سر خواهرش فریاد می‌زند، خواهر بر سر او فریاد می‌زند و ناسزایی به او می‌گوید. در این موقع برادرش او را کتک می‌زند. در این میان یکی از والدین با تهدید یا تنبیه هر دو را ساکت می‌کند ولی آن‌ها فقط به طور موقتی این رفتارهای پرخاش‌گرانه را متوقف می‌کنند و در اولین فرصت دوباره آن را ادامه می‌دهند و این ماجرا ادامه می‌یابد. در صورتی که که والدین با کمی تامل می‌توانند در تنبیه کردن فرزندان‌شان رفتار با ثبات‌تری داشته باشند و با استفاده از راه‌های موثر بدون این که با تنبیه شدید هم‌راه باشد پرخاش‌گری کودکان را کنترل کنند و کودکان خود را به سمت بازآموزی یا اصلاح رفتار پیش ببرند.

نوع دیگر پرخاش‌گری برای بعضی از کودکان وسیله‌ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی. آن‌ها پرخاش‌گری خصمانه در جهت آسیب رساندن به دیگران ندارند بلکه صرفن برای رسیدن به اهداف‌شان پرخاش‌گری می‌کنند. بیش‌تر پرخاش‌گری‌های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله‌ای» است. این نوع پرخاش‌گری به خاطر متعلقات است. کودکان از یک‌دیگر اسباب بازی را می‌قاپند، یک‌دیگر را هل می‌دهند تا به اسباب بازی که می‌خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می‌افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاش‌گری بزنند. ولی رفتارهای اشتباه بعضی از والدین این پرخاش‌گری ابتدایی را سمت و سو دار و جهت‌دار می‌کند. بعضی از والدین پرخاش‌گری کودک خود را نوعی جسارت و شجاعت می‌دانند و با نادانی به آن دامن می‌زنند. پرخاش‌گری را باید از جرات‌ورزی متمایز دانست. جرات‌ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات است، آن هم زمانی که پای زورگویی در میان باشد، نه این‌که کودک هر چه را که بخواهد با قلدری و بدرفتاری به دست بیاورد و از طرف والدین هم چه آشکار و چه پنهان برای این رفتار خویش تاییدیه بگیرد.

کم‌توجهی به پرخاش‌گری، رفتارهای پرخاش‌گرایانه را افزایش می‌دهد.  ضرورت تمرکز بر پرخاش‌گری چه پرخاش‌گری آشکار که شامل پرخاش‌گری فیزیکی، مانند کتک زدن و پرخاش‌گری کلامی مثل فحاشی کردن است و چه پرخاش‌گری پنهان که رفتارها و ارتباطات بسیار ناخوشایند و نامطلوب است، آسیب‏های فراوانی به کودکان وارد می‏کند. در ارتباطات امروز که کودکان بنا به دلایل بسیاری از سنین پایین از کانون خانواده وارد اجتماعات بزرگ‌تری می‌شوند، پرخاش‌گری بعضی از آن‌ها به یک کل صدمه می‌زند. به طور مثال کودکانی که به طور دایم ‏هدف پرخاش‌گری هم‌سالان خود واقع می‏شوند، به طور معنی‏دار افسردگی و اضطراب بیش‌تری نسبت به دیگر هم‌سالان نشان می‏دهند‌. بنابراین اگر کودکان دایم هدف پرخاش‌گری ارتباطی قرار بگیرند مشکلات هیجانی و عاطفی جدی در آن‌ها بروز می‏کند. افزون بر این ممکن است پرخاش‌گری ارتباطی برای فردی که این رفتار را بروز می‏دهد نیز زیان‏آور و آسیب رساننده باشد‌. به خصوص کودکانی که خشم خود را از طریق پرخاش‌گری ارتباطی به هم‌سالان خود بروز می‏دهند  و ناسازگاری اجتماعی و هیجانی بیش‌تری نسبت به کودکان غیر پرخاش‌گر نشان می‏دهند. آن‌ها در یک محیط اجتماعی به دنبال صدمه زدن به کودکانی هستند که آرام‌تر و صبورترند. در واقع آن‌ها را به نوعی رقیب خویش تصور می‌کنند و به دنبال این هستند که در فرصتی مناسب آن‌ها را در چنگال خود خرد کنند. بسیاری از کودکان رفتارهای مرتبط پرخاش‌گری ارتباطی را به عنوان اعمال خصمانه و زیان‏آور که با خشم هم‌راه است درک می‏کنند. والدین که به هر دلیلی کودکانی پرخاش‌جو دارند باید با برخورد درست و منطقی این مشکل را در سنین پایین در آن‌ها از بین ببرند و همه چیز را به گذر زمان واگذار نکنند. زیرا زمان همیشه حلال مشکلات نیست و بسیار از این کودکان با بزرگ‌تر شدن، به افرادی با مشکلات روحی فراوانی تبدیل می‌شوند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,