Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
پس‌نشینی تند

«شایسته‌ی ویرانی»

2011 November 07

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

واقعیت این است که تمامی مدارک و شواهد دال بر این است که حمله‌ی نظامی محدود و یا گسترده از طرف «اسراییل» به تنهایی و یا به هم‌راهی «آمریکا» و متحدان غربی‌اش، در آینده‌ای نه چندان دور بر علیه تاسیسات هسته‌ای ایران صورت خواهد گرفت. با شدت گرفتن احتمال چنین حمله‌ای، در دو سه هفته‌ی اخیر مقالات بسیاری بر علیه جنگ و مذمت و نادرستی آن از سوی کنش‌گران سیاسی و اعضای اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور نوشته شده و در رسانه‌ها انتشار یافته است. در ویران‌گر، فاجعه‌آمیز و بی‌فایده بودن چنین جنگی جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست اما نکته‌ی مهمی که باید پرسید آن است که آیا افکار عمومی جهان، به روشنی «ایران» را مستحق حمله‌ی نظامی نمی‌داند و «اسراییل» را شایسته‌ی دفاع؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از رفتارهای اجتماعی و فردی کهنه‌ی ما ایرانیان، تلاش برای درمان در آخرین لحظات است. ما ایرانیان از اساس به موضوعی به نام پیش‌گیری اعتقادی نداریم چرا که این کار احتیاج به برنامه‌ریزی‌های بلند مدت و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت دارد که خود خوب می‌دانیم صدها سال است که جایی در فرهنگ ما نداشته و ندارد. سال‌ها و ماه‌ها دست روی دست گذارده‌ایم و حالا که بوی باروت به مشام‌مان می‌رسد از بدی‌ها و پلیدی‌های جنگ می‌گوییم. دیری‌ست که گوش‌های‌مان را بر رجزخوانی حاکمان جمهوری ‌اسلامی در نابودی «اسراییل» و محو آن از نقشه‌ی جهان بسته‌ایم و اکنون «اکبر گنجی» و «حمید دباشی» و برادران «صدری»، جنگ‌طلبی «اسراییل» و خشونت این کشور بر علیه «فلسطینیان» را بهانه کرده‌اند تا چه چیزی را بگویند؟ که رطب خورده منع رطب چون کند؟ اما آیا موضوع کنونی فقط امنیت «اسراییل» است؟ کسی صدای اعراب را نمی‌شنود، صدای خرد شدن استخوان‌های زندانیان سیاسی از درون زندان‌های ایران به گوش نمی‌رسد؟

«اکبر گنجی» در مقاله‌ی «بمباران ‌اسراییلی ایران» گفته‌ است که در تاریخ معاصر، ایرانیان شروع کننده‌ی جنگی نبوده‌اند. این سخن به ظاهر حرف درستی است اما ایشان یا چشمانش را بر روی حقایق بسته است و یا فراموش‌کار شده. اکنون همه می‌دانند که تحریکات «آیت‌اله ‌خمینی» و برخورد غیردیپلماتیک با مسئله‌ی قرارداد «1975 الجزایر» و سعی و تلاش و اصرار بر صدور انقلاب اسلامی یکی از علل اصلی شروع جنگ هشت ساله با «عراق» بود. «گنجی» بخش مهم و تاثیرگذاری را در شروع جنگ‌های این‌چنینی فراموش کرده و آن افکار عمومی جهان است. درست است که «اسراییل» مجهز به بمب اتمی است و باز هم درست است که این کشور نظارت بر سلاح‌های اتمی‌اش را نپذیرفته، اما این کشور هیچ‌گاه هم‌چون رهبران ایران در تریبون‌های رسمی و بین‌المللی فریاد نابودی یک کشور دیگر و محو آن از نقشه‌ی جهان را سر نداده است. «اسراییل» هیچ‌گاه مردم کشور خودش را به خاک و خون نکشیده و در زندان شکنجه نکرده است. «اکبر گنجی» و دوستان‌شان چندین سال است که در «آمریکا» زندگی می‌کنند اما تاکنون حتا یک‌بار در برابر شعار خطرناک رهبران نظام مبنی بر محو «اسراییل» و یا صدور انقلاب و تشکیل حکومت ‌اسلامی موضع صریح نگرفته‌اند.

به طور معمول گفت‌وگو و جدل یک فرد یا گروه بر سر یک موضوع، ممکن است سال‌ها به درازا بکشد اما انجام آن عمل در کم‌تر از چند ساعت امکان‌پذیر است و متاسفانه این سخنان و رجزخوانی‌هاست که فضا و افکار عمومی جهان را بر له و یا علیه یک کشور شکل می‌دهد. حاکمان جمهوری اسلامی سال‌هاست که آشکارا حمایت خود را از گروه‌های مسلح و تروریستی بیان کرده و از نابودی کشورهای دیگر سخن گفته‌اند، کاری که حتا خود آن گروه‌ها حاضر به انجام و بیانش نبوده و نیستند. موضع‌گیری‌های سال‌های اخیر گروه «حماس» بر علیه «آمریکا» و «اسراییل» بسیار معتدل‌تر از رهبران جمهوری‌ اسلامی بوده است. فقط در دو سال اخیر رهبران سیاسی و نظامی جمهوری ‌اسلامی بارها گفته‌اند که اگر امنیت آن‌ها از سوی «آمریکا» و «اسراییل» به خطر بیافتد کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج ‌فارس نیز امنیت نخواهند داشت. در این میان کاری که «اسراییل» انجام داده این بوده است که فقط آن‌چه را حاکمان ساده‌لوح نظام گفته‌اند با صدای بلند به گوش تمامی جهانیان برساند و حالا متاسفانه نتیجه چنان شده است که جهان به مقالات ضدجنگ امثال «گنجی» و «دباشی» کم‌تر توجه می‌کند و بیش‌تر نگران امنیت «اسراییل» و اعراب است و در پی نابودی قدرت نظامی کشوری به نام جمهوری ‌اسلامی ایران، که بی‌شرمانه و آشکارا به جهان می‌گوید که افکار انقلابی‌اش تا حیات خلوت «آمریکا» یعنی «آمریکای‌ جنوبی» نیز رسیده است. البته جالب این‌جاست که چند روزی است و فقط چند روزی که حاکمان نظام رفتارشان تغییر کرده است و برای مثال با وجود آن‌که «عربستان‌ سعودی» کرور کرور حجاج ایرانی را از آن کشور اخراج می‌کند، صدای کسی در نمی‌آید، انگار که بوی باروت به بیت رهبری هم رسیده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,