Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
پس‌نشینی تند

«روز ویرانی نزدیک است»

2011 November 08

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

بسیار کم‌شمارند آثار ادبی و هنری که در دوره‌های مختلف زمانی خود را باز تولید می‌کنند و انگار که مخاطبان دوباره آن‌ها را کشف کرده باشند، آن را سخن زمانه‌ی خود می‌پندارند و بخت و اقبال دوباره به آن‌ها رو می‌کند. گروه راک «پینک‌ فلوید» از ابتدای تاسیس تا اکنون، هیچ‌گاه ناشناس نبوده و از سر زبان‌ها نیافتاده است، اما دوره‌هایی بوده است که گویی جهان به حرف‌های این بزرگان و فریادهای‌شان بیش‌تر نیازمند است. آلبوم «دیوار» از نمونه‌ی کارهایی است که افراد و جوامع مختلف در دوره‌های زمانی ویژه می‌توانند آن را زبان حال خود بیابند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«دیوار» یک آلبوم «اپرای» راک است که بر اساس شخصیتی به نام «پینک» متمرکز شده است. در این آلبوم که تا حد زیادی برگرفته از زندگی شخصی دو عضو برجسته‌ی گروه یعنی «راجر واترز» و «سید بارت» است، «پینک» در زندگی سال‌های اولیه‌اش کشمکش‌هایی دارد. پدرش را در جنگ از دست می‌دهد، هم‌چون «واترز» که در کودکی پدرش را در جریان جنگ ‌جهانی دوم از دست داده بود. از طرف معلمان بدرفتاری می‌بیند، به وسیله‌ی یک مادر بیش از حد حفاظتی تربیت می‌شود و زنش او را ترک می‌کند. همگی عواملی برای انزوای «پینک» از جامعه هستند که به طور نمادین به «دیوار» ربط داده می‌شوند. موضوع‌های برجسته‌ی آلبوم، علل و دلالت‌های ضمنی انزوای برخود تحمیل ‌شده است، که با عنوان سمبلیک «دیوار»، نمادپردازی ‌شده است.

هنگامی که این آلبوم در سال 1982 و به وسیله‌ی «آلن‌ پارکر» به فیلم برگردانده شد، نمادهای آشکاری از «نازیسم»، «فاشیسم»، «نژادپرستی»، سیستم غلط آموزشی و تربیتی در مدارس و خانواده‌ها و عصیان‌ها و شورش‌های طبقاتی و اجتماعی در آن موج می‌زد. تمامی این‌ها موجب شد که فیلم مورد اقبال وسیع جهانی قرار بگیرد، انگار که کسی حرف دل بسیاری از جوانان را در نقاط مختلف جهان زده باشد. اوخر دهه‌ی هفتاد و شروع دهه‌ی هشتاد آبستن حوادث، بحران‌ها و فجایع نظامی، سیاسی و زیست‌محیطی در جهان بود که گویی چنین اعتراض‌هایی را می‌طلبید. زمانی که نوجوانی بیش نبودم و هم‌نسلان ما دوران سخت، غم‌انگیز و ماتم‌زده‌ی دهه‌ی شصت شمسی را می‌گذراند، این آلبوم برای‌مان پناهگاهی شده بود تا با آن فریاد بزنیم و دردهای‌مان را با دوستان‌مان قسمت کنیم. چند نفر دیگر در یک جای دیگر دنیا پیدا شده بودند که می‌فهمیدند ما چه می‌کشیم و احساس‌شان برای ما در عین تلخی، شیرین بود و مشترک. جنگ، فقر، کشته و معلول ‌شدن دوستان و فضای بسته‌ی اجتماعی، همه و همه در حال خفه کردن ما بود و «پینک» و آلبوم «دیوارش» برای‌مان حکم هوای تازه را داشت.

دهه‌ی شصت که تمام شد، نشانه‌های مثبتی از ایران و جهان می‌دیدم که ما را به آینده امیدوار می‌کرد. اما گویا این رنج تمامی نداشت. گرچه که وضع بشر تا حدودی و در برخی از مناطق به‌تر شده بود اما گویا قرار بود در هر دوره‌ای جایی و مکانی سهمی از این بدبختی‌ها و فشارها را داشته باشد. جالب این‌جاست که وقتی با اهل هنر و سیاست از کشورهای مختلف دنیا به گفت‌وگو می‌نشینید، می‌بینید که برای هر کدام از آن‌ها دوره‌ای، دوره‌ی هم‌نوایی با نوای «دیوار» بوده است. برای تمامی آن‌ها زمانی موسیقی اعتراضی گروه «پینک» بازگوکننده و روایت‌گر رنج و محرومیت و فشاری بوده است که بر آن‌ها رفته است.

در یکی دو هفته‌ی گذشته و با بالا گرفتن احتمال حمله‌ی نظامی به ایران ناخودآگاه به سمت گوش کردن کارهای «پینک‌ فلوید» رفتم. راستش وقتی متوجه شدم خیلی ترسیدم، با خودم فکر کردم که آیا نسل ما در برابر این فجایع، رنج‌ها و مصیبت‌ها شرطی نشده است؟ هر کسی ترس‌هایش را در پس چیزی پنهان می‌کند و گویی شماری از نسل ما پشت ترانه‌های «پینک‌ فلوید». ظاهرن روز ویرانی نزدیک است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,