Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
در پی انتشار نامه فعالان دانش‌جویی به اوباما،

«نامه‌ای شرم‌آور به آقای ربیس جمهوری»

2011 November 09

علی قلی‌زاده / فعال دانش‌جویی

تعدادی از «فعالان دانش‌جویی» با  نگارش نامه‌ای به «رییس جمهوری آمریکا» آشکارا خواهان دخالت رییس یک دولت «بیگانه» در امور داخلی ایرانیان شده‌اند.

نامه‌ای شرم‌آور‌، شرم‌آور و باز هم شرم‌آور. دست‌کم برای من‌، به عنوان یک فعال دانش‌جویی.

سوال این‌جاست که این دوستان از چه جای‌گاهی به «طرح مطالبه» نزد بیگانگان پرداخته‌اند؟

این دوستان «ایرانی»‌ بدون هیچ اشاره‌ای به کودتای دولت آمریکا علیه دولت قانونی و ملی دکتر مصدق‌، بدون اشاره به حمایت‌های دولت آمریکا از سرکوب‌های خونین و بی‌سابقه مردم ایران توسط رژیم پهلوی تا آخرین روزهای دوام آن رژیم و بدون اشاره به قربانی شدن “دانشجویانِ آزادیخواهِ میهندوست” جلوی پای نماینده دولت آمریکا در روز 16 آذر‌، به قائله اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال 58 اشاره کرده‌اند و بدون دفاع از خاک وطن که در مرداد 32 گرفتار کودتای خارجی اسلاف  همین «آقای رییس جمهوری» شد‌، از اشغال خاک آمریکا در ایران برای نشان دادن «حقانیت خودشان» سخن گفته‌اند.

حال آن‌که ظاهرن این نکته را فراموش کرده‌اند که اشتباه گروگان‌گیری جوانان انقلابی در فضای انقلابی آن روز‌، نتیجه طبیعی و بدیهی چندین دهه دخالت دولت امریکا به نفع دیکتاتوری در کشورمان و سرنگونی دولت ملی ایرانیان بوده است. و اگر اشغال سفارت آمریکا تصمیم ناگهانی و در شرایط انقلابی‌ چند جوان جوزده و متاثر از فضای چپ‌زده آن دوران بوده است‌، کودتا ‌علیه دولت ملی مصدق و سال‌ها حمایت از کشتار و خون‌ریزی رژیم پهلوی استراتژی خصمانه دولت‌مردان آمریکایی برای سال‌ها در ایران بوده است.

در حالی‌که از «آقای رییس جمهوری» هیچ سوالی در مورد حمایتش از ناقضان حقوق بشر و قاتلان مردم و آدم‌سوزی‌ها در بحرین و عربستان و اردن و فلسطین و … و شکنجه «متهمان در گوانتانامو و  ابو غریب» و …  نپرسیده‌اند‌، از وی به مثابه ناجی ملت ایران درخواست کمک برای پایان دادن به نقض حقوق بشر در ایران کرده‌اند.

دوستان دانش‌جوی وطنی نزد‌یک دولت بیگانه که کارنامه سیاهی در دهه‌های اخیر در براندازی دولت‌های مردمی و قانونی با کوتای خارجی و هم‌چنین شکنجه و کشتار مردم کشورهای منطقه تحت لوای «شعار دفاع از حقوق بشر و آزادی» داشته است، از جناح حاکم اقتدارگرا و سرکوب‌گر شکایت برده‌اند. سوال این‌جاست که دولت آمریکا و «آقای ربیس جمهوری»‌ش چه جای‌گاه اخلاقی و قانونی‌ای دارد که اینان به او پناه برده‌اند و از او درخواست کمک کرده‌اند؟

نقل‌ یک نامه چند فعال دانش‌جویی نیست‌، نقل درد یک ملت است که بعضی از جوانان درد کشیده‌اش زیر فشار و سرکوب‌ دولتی غیرقانونی‌، آرمان استقلال خواهی صد‌ساله ملتشان را فراموش کرده‌اند و تصور خامشان این است که «دیگران» دایه مهربان‌تر از مادر هستند و درد دموکراسی و حقوق بشر در ایران دارند و می‌توانند ناجی ایرانیان باشند

این دوستان هر چند «در شرایط کنونی» خواستار مداخله نظامی نشده‌اند‌، اما شرایطی را ترسیم کرده‌اند و خواستار شده‌اند که نتیجه‌ای جز درگیری نظامی در پی ندارد. چنان مستمندانه از انواع دخالت‌های بیگانگان استقبال کرده‌اند و آن‌ها را ناجی خود پنداشته‌اند که گویی هیچ اراده‌ای در خود و ملت ایران نمی‌بینند و آن بیگانه را فعال ما یشا‌ و جانشین خدا و مجری عدالت در زمین پنداشته‌اند.

آن‌چنان از گفت‌وگو دولت آمریکا با «گروگان‌گیران و هدر رفتن پول مالیات‌دهندگان آمریکایی» اظهار نگرانی کرده‌اند که گویی شهروندان آمریکا هستند و نگرانی اولویت‌دارشان منافع آمریکاییان است.

نقل‌ یک نامه چند فعال دانش‌جویی نیست‌، نقل درد یک ملت است که بعضی از جوانان درد کشیده‌اش زیر فشار و سرکوب‌ دولتی غیرقانونی‌، آرمان استقلال خواهی صد‌ساله ملتشان را فراموش کرده‌اند و تصور خامشان این است که «دیگران» دایه مهربان‌تر از مادر هستند و درد دموکراسی و حقوق بشر در ایران دارند و می‌توانند ناجی ایرانیان باشند. درد این‌جاست که آرمان آزادی را بدون آرمان استقلال و عدالت و توسعه مطالبه کردن‌، درست در بزنگاهی که بیگانگان عزم حمله به ایران کرده‌اند‌، به آزادی‌خواهی و گفتمان حقوق بشری بیش از همه صدمه می‌زند و هیچ‌گاه حتا آزای را هم برای ملتی به ارمغان نخواهد آورد و افتادن از چاله به چاه است. همان‌طور که استقلال خواهی انقلابی حکومت برآمده از انقلاب 57 که آزادی و عدالت و توسعه را قربانی کرد‌، هیچ‌گاه استقلال سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برای ایرانیان به ارمغان نیاورد.

درد‌، درد‌ مملکتی است که صد سال جنبش آزادی خواهانه‌اش در دور باطلی افتاده که ظاهرن  قصد خارج شدن از آن را هم ندارد.

سال گذشته که در چنین روزی بازداشت بودم‌، بازپرس دادگاه انقلاب به مادرم گفته بود که پسرت به اوباما نامه نوشته است. وقتی پس از آزادی این را شنیدم‌، در اولین واکنش خندیدیم و گفتم مثل همیشه دروغ گفته‌اند که شما را بترسانند.

چند هفته بعد توسط یکی از دوستان محروم از تحصیل مورد سوال واقع شدم که چرا «بچه‌های دانش‌جویی و ادواری» به اوباما نامه نوشته‌اند و ما که دوستانشون هستیم‌، سکوت کردیم.‌ بعد که تحقیق کردم متوجه شدم که دوستانی با عنوان «نامه فعالان دانش‌جویی به اوباما»، هبه آزادی را از آمریکایی‌ها مطالبه کرده‌اند.

امسال هم اما جمعی از همان دوستان متنی به «آقای ربیس جمهوری» نوشته‌اند و آزادی را از او «گدایی» کرده‌اند که لازم دیدم بگویم این نامه فقط صدای تعداد انگشت‌شماری از میان صدها فعال دانش‌جویی و عضو انجم‌های اسلامی دانش‌جویان و دفتر تحکیم وحدت است که از تحصیل محروم شده‌اند و زندان رفته‌اند و شکنجه شده‌اند و اما هنوز به خودشان و ملتشان برای استیفای آرمان آزادی متکی هستند و نه به یک دولت بدنام در زمینه دخالت در کشورهای خارجی و نقض حقوق بشر در ان کشورها و نقض استقلال سیاسی آن‌ها.

بدون شک استقلال‌، عدالت‌، آزادی و توسعه خواسته‌های الویت‌دار ملت ایران و فعالان دانش‌جویی آن‌ها می‌باشند که هرگز جدا از هم و به شرط نقض دیگری‌، محقق نخواهند شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,