Saturday, 18 July 2015
28 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 7

«ما به شدت تنها بودیم»

2011 November 09

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

وقتی کشورت در معرض تهدید باشد و به گونه عجیبی تنها و بی‌تقصیر باشی به‌ترین راه را در آن می‌بینی که به دنبال طریقی باشی برای یکی شدن بر علیه نیروی بیگانه‌ای که تو را تنها با عنوان کلی نام کشورت می‌شناسد. این اتفاقی بود که در سال 1320 افتاد. حزب «پان‌ایرانیسم» متولد آن سال‌هایی است که ما به شدت تنها بودیم. از آن‌جا که به علل تداوم تاریخی زجر ایرانیان هم‌چنان روح ناسیونالیسم بسیار حساس است، ابتدا تاریخ‌چه کوتاهی از این گروه را با توجه به منابع بازماندگان این حزب، روایت می‌کنیم و سپس به میزان اشتباهات و سرانجام‌شان خواهیم پرداخت:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گفتیم که با وجود اعلام بی‌طرفى ایران در روز سوم شهریورماه 1320، نیروهاى انگلیس و روس، با هم‌کارى همه جانبه آمریکا، به ایران یورش آوردند و این کشور را به اشغال درآوردند. در هشتم شهریور، هنگامى که نیروهاى متجاوز به تهران سرازیر شدند، گروهى نوجوان با احساسات میهن‌پرستانه جریحه‌دار شده، قلوه سنگ‌هاى کنار خیابان را برداشته و به سوى تانک‌ها و نفربرهاى بیگانه پرتاب کردند. تنى چند از آن‌ها، از جمله محسن پزشگ‌پور و محمدرضاعاملى تهرانى، بعدها با هم‌گامى و هم‌یارى کسانى چون علی‌نقى عالی‌خانى و داریوش همایون، باش‌گاه «ایران‌دوست» را تشکیل دادند. در سال 1322، باش‌گاه ایران‌دوست با هم‌کارى محمود کشفیان، نادر نادرپور، سیاوش کسرایى و دیگران نهضت «محصلین» را به وجود آوردند. خواست‌هاى نهضت محصلین همه صنفى بود و فعالیت آن مدت زمان کوتاهى بیش‌تر به طول نیانجامید.

گروه باش‌گاه ایران‌دوست در سال تحصیلى23- 1322، نخست «رستاخیز ملى» را به وجود آوردند و به دنبال آن، در سال 23، «انجمن» را پی‌ریزى کردند. انجمن در این زمان به کارهاى زیرزمینى و مبارزات عملى و انقلابى روى آورده بود. محسن پزشگ‌پور، که در این زمان سال پنجم دبیرستان را می‌گذرانید، فرمان رییس را نوشت، و در آن براى نخستین بار، از پان‌ایرانیسم به صورت یک بنیاد فکرى و ایدئولوژیکى، و تنها هدف و آرزوى انجمن، نام برد. 15 شهریور 1326، به پیش‌گامى محسن پزشگ‌پور، محمدرضا عاملی‌ تهرانى، علی‌نقى عالی‌خانى، داریوش همایون، حسین طبیب، و گروهى دیگر مکتب پان‌ایرانیسم تشکیل شد.

در جریان دفاع دکتر مصدق از منافع ملت ایران در دادگاه لاهه، حزب پان‌ایرانیست کاملن از او حمایت کرد

داریوش فروهر و چند تن دیگر در آبان‌ماه 1327 از آن‌ها جدا شدند و حزب «نبرد ایران» را تشکیل دادند. در این هنگام، مبارزات پان‌ایرانیست‌ها وسعت بیش‌ترى یافت. مبارزه سختى میان پان‌ایرانیست‌ها و ناسیونالیست‌ها از یک سو، و برخى از افراد حزب توده از سوى دیگر، شکل گرفت. در مبارزات ملى شدن نفت، هواداران حزب توده تنها خواهان لغو قرارداد نفت جنوب بودند، ولى پان‌ایرانیست‌ها از ملى شدن نفت در سراسر ایران طرف‌دارى می‌کردند. در آبان‌ماه 1330، اکثریت اعضا موافقت کردند که با حزب نبرد ایران، به دبیر مسوولى داریوش فروهر، ائتلاف کنند و «حزب ملت ایران» بر بنیاد پان‌ایرانیسم را به وجود آورند. داریوش فروهر دبیر مسوول حزب شد و کمیته موقت عالى رهبرى عبارت بودند از: محسن پزشگ‌پور، محمدرضاعاملى تهرانى، جواد تقی‌زاده، و حسن‌على صارم کلالى. گروهى از اعضاى مکتب نیز بودند که با ورود به مرحله حزبى مخالف بودند. این گروه به پیش‌گامى محمد مهرداد و منوچهر تیمسار، سازمان پان‌ایرانیست، یا پرچم‌داران پان‌ایرانیسم، را به وجود آوردند.

فعالیت‌هاى یک‌پارچه حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم بیش از دو یا سه ماه به درازا نکشید. در هفدهم دی‌ماه 1330، گروهى از افراد مکتب پان‌ایرانیسم از تهران و شهرستان‌ها، که از خط مشى حزب به دبیر مسوولى داریوش فروهر خشنود نبودند، تصمیم به جدا شدن از این حزب و تشکیل حزب پان‌ایرانیست گرفتند. محسن پزشگ‌پور، محمدرضا عاملى تهرانى، اسماعیل فریور، و هوشنگ آقابیاتى، به عنوان کمیته موقت حزب پان‌ایرانیست، مسوول تدارک برگزارى نخستین کنگره این حزب شدند. تا پیش از کودتاى 28 مرداد 1332، تلاش‌هایى براى بهم پیوستن دو حزب ملت ایران و پان‌ایرانیست صورت گرفت که به نتیجه دل‌خواه نرسید. حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم، به رهبرى داریوش فروهر، به فعالیت خود ادامه داد و به جبهه ملى پیوست. این حزب، در بیستم دی‌ ماه 1337، مرام‌نامه‌اى در چهارده بند ارایه کرد که در مجموع با اندیشه‌هاى پان‌ایرانیسم تضادى نداشت.

در جریان دفاع دکتر مصدق از منافع ملت ایران در دادگاه لاهه، حزب پان‌ایرانیست کاملن از او حمایت کرد. در قیام 30 تیرماه 1330، یکى از اعضاى حزب، در جریان این قیام در حمایت از دولت کشته شد. با بالا گرفتن اختلافات میان دکتر مصدق و کاشانى، غالب گروه‌هاى سیاسى از یکى علیه دیگرى جانب‌دارى می‌کردند. حزب پان‌ایرانیست، با وجود حمایت کامل از دکتر مصدق، از حمله به جناح طرف‌دار کاشانى خوددارى می‌کرد. کودتاى 28مرداد 1332 با حمایت مستقیم آمریکا و انگلیس و توافق ضمنى روس‌ها و سکوت حزب توده و عدم مقاومت گروه‌هاى ملى و هواداران مصدق به نتیجه رسید و دولت ملى دکتر مصدق ساقط شد. این کودتا سرنوشت همه گروه‌ها و احزاب سیاسى را دگرگون سا‌‌خت. پس از کودتا، فعالیت‌هاى حزب پان‌ایرانیست به صورت مخفى ادامه پیدا کرد. در اواخر دهه 1330، اندکى از فشار سیاسى بر روى گروه‌هاى سیاسى کاسته شد و امکان فعالیت بیش‌تر براى آنان پدید آمد. در تیرماه 1339، جبهه ملى دوم تشکیل شد که حزب ملت ایران نیز جزیى از آن بود. جمعیت نهضت آزادى ایران، در اردیبهشت 1340، توسط مهدى بازرگان و محمود طالقانى پایه‌گذاری شد، و آن نیز به جبهه ملى پیوست. از همان آغاز اختلافاتى میان رهبران نهضت آزادى و دیگر رهبران بنیاد جبهه ملى از جمله دکتر غلام‌حسین صدیقى، دکتر کریم سنجابى، الهیار صالح، بروز کرد. این اختلافات سرانجام به ازهم‌پاشى جبهه ملى دوم و تشکیل جبهه ملى سوم انجامید. با وجود آن‌که در آن زمان جبهه ملى یک سازمان قوى و مورد اقبال مردم بود، در میان اعضای آن، بر سر نحوه فعالیت تشکیلاتى و سازمانى، دو طرز فکر مختلف وجود داشت.

یک گروه خواستار این بود که جبهه ملى از افراد تشکیل بشود و نه از احزاب، و دیگرى خواستار حفظ شکل سنتى جبهه ملى بود. اکثر اعضا‌ی شوراى مرکزى جبهه ملى طرف‌دار طرز فکر اول بودند. پس از مدتی  آن دسته از اعضاى حزب پان‌ایرانیست و حزب ملت ایران که از جدایى این دو حزب خشنود نبودند، براى اتحاد دوباره آنان تلاش‌هایى را آغاز کردند. نشستى با حضور داریوش و پروانه فروهر، که تازه پیوند زناشویى بسته بودند، محسن پزشگ‌پور، دکتر محمد‌رضا عاملى تهرانى، و گروهى از اعضاى دوحزب برگزار شد. در این جلسه پیشنهادهاى مختلفى براى وحدت مطرح شد که هیچ‌یک مورد قبول هر دو طرف واقع نشد. بدین ترتیب، فرصتى دیگر براى اتحاد این دو حزب از دست رفت. در لوایح شش‌گانه، که در سال 1341 از سوى شاه پیشنهاد شده بود، و بعدها انقلاب سفید نام گرفت، به ویژه دو اصل اصلاحات ارضى و خلع ید از اربابان بزرگ و هم‌چنین شرکت زنان در انتخابات، از نظر حزب پان‌ایرانیست حائز اهمیت ویژه‌اى بود. حزب پان‌ایرانیست با برخى سران جبهه ملى، از جمله دکتر صدیقى، دکتر سنجابى، دکتر بقایى، و داریوش فروهر، تماس گرفت و به آنان پیشنهاد کرد که در رفراندوم ششم بهمن شرکت کنند. حزب پان‌ایرانیست معتقد بود که کسانى که در اطراف شاه بودند از اعتقاد و توان لازم براى اجراى چنین اصول مهمى برخوردار نبودند. به این ترتیب، نیروهای ملى می‌توانستند مبارزه‌اى همه جانبه با دست اندرکاران حکومت را آغاز کنند. این پیشنهاد مورد قبول و توجه چند تن از رهبران جبهه ملى قرار گرفت، ولى به سبب تنش‌هاى درون سازمانى نتوانست مورد بررسى درخور قرار گیرد. داریوش فروهر لوایح شش‌گانه را عوام‌فریبى شاه می‌دانست و با راٴى مثبت دادن به آن مخالف بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,