Saturday, 18 July 2015
27 October 2020
دایره‌ی شکسته

«به احترام دماغ کلاه از سر بر می‌داریم»

2011 November 10

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

ما ایرانی‌ها همان‌طور که بیش‌ترمان واقفیم، خصوصیات بد و منفی زیاد داریم. خصوصیاتی اذیت کننده و چندش‌آور که باعث آزار مداوم و تاریخی خودمان و دیگران شده ‌است. یعنی در این حد که بعضی از آزارهای ما تاریخی بوده است و در بیش‌تر دوره‌های تاریخی مملکت‌مان شاهد آن بوده‌ایم و در این زمینه خدا را شکر فاصله‌ی طبقاتی هم هیچ‌گونه دخالتی نداشته است و ما از بی‌سواد و روشن‌فکر تا اعیان و بی‌پول این ویژگی‌های نفرت‌انگیز را در خود داشته‌ایم و داریم، عده‌ای هم بی‌خود رگ گردن‌شان بیرون نزند، همه را نمی‌گویم، ولی بیش‌تر، بیش‌تر را بله می‌گویم. به طور مثال همه‌ی ما که نه بیش‌ترمان یک خود بزرگ‌بینی فاحش داریم و یک احساس غریب این‌که ما فخر ادب و آداب این جهانیم. به همین دلیل است که بینی‌های خود را باد اندکی می‌کنیم و رو به بالا می‌دهیم، اگر هم روبه بالا نباشد، می‌دهیم برای‌مان بتراشند، و بعد چنان با فخر به عالم قدم برمی‌داریم که نمی‌دانم اصلن فکر می‌کنیم در آن لحظه‌ی خاص چه کسی هستیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی دیگر از ویژگی‌های نفرت‌انگیز ما، احساس داشتن بیش از اندازه‌ی هوش و زکاوت است. یعنی هر کدام احساس می‌کنیم، یک انیشتمن بالقوه هستیم، که حالا بنا به دلایلی که عمومن هم دلایل بیرونی هستند و به ماتحت ما و رابطه‌ی تاریخی ماتحت ما و گشادی ربط ندارد، به جایی نمی‌رسیم. البته واقعیت این است که ما از هوشی با بهره‌ای خوب برخورداریم، به خصوص اگر در کشوری زندگی کنیم که از بهره‌ی هوشی ناجوری برخوردار باشند، به این یقین می‌رسیم که چیز خوبی نصیب ما شده است. و این‌که به جز درصد اندکی بقیه از این هوش در زمینه‌های خلاف و غیرقانونی و یا اگر نه راه‌هایی که بسیار ساده باشد و احتیاج با تلاش زیادی نداشته باشد استفاده می‌کنیم. به طور مثال ما دوست داریم، در راه‌هایی مثل «گلدکوئست» سرمایه‌گذاری کنیم و این‌که هر چه شرکت هرمی تحت هر عنوانی وارد مملکت ما شد، بانیان اولیه‌ی آن به سودهای کلانی دست پیدا کردند، از نشانه‌های بارز همین تفکر است. چرا برای این‌که ما به هزار و یک دلیل پول درآوردنی را که عرق جبین و کدیمین نخواهد دوست داریم. می‌توانم تا فردا این مقاله را ادامه بدهم و بنویسم. ولی واقعیت این است که ما در کنار خصوصیات گندمان، خصوصیات ویژه‌ای داریم که از خوب بسیار به‌تر است. و حتا، حتا ممکن است بسیاری از خصوصیات بد و بی‌اخلاقی‌های ما را پوشش دهد. شاید به همین دلیل است که ما جزو ملت‌های گوش شیرین دنیا محسوب می‌شویم.

یکی از بارزترین این خصوصیات، تمیزی ما ایرانی‌هاست، یعنی شاید به جرات بتوانم بگویم، نود درصد از ایرانی‌های تمیز هستند، تمیزی و پاکیزگی نه به معنای این‌که هر روز دوش بگیری، که خب ساده‌لوحانه است و نه و همه هم می‌دانند. ایرانی‌ها مردمانی پاکیزه‌اند، خانه‌های‌شان مرتب است و هر وقت حتا سرزده به خانه‌ی یک ایرانی وارد می‌شوی، از تمیزی و براقی همه جا شگفت‌زده می‌شوی، بعضی‌ها، یعنی بعضی از آنان معتقدند که تو پاکیزگی را برای این انجام می‌دهی که دیگران بگویند، چه خانه‌ی تمیزی، ولی به هر دلیلی که باشد، این تمیزی خانه‌ها و حتا کوچه‌ها و خیابان‌ها نعمتی است که یکی از خصوصیات بارز ماست. وقتی در مکانی زندگی می‌کنی که تمیزی، پاکیزگی و نظافت در پیش‌فرض‌شان تعریف نشده است و به سادگی گونی آشغال را از پنجره‌ی طبقه‌ی دهم به وسط بزرگ‌راه، یا خیابان ماشین‌رو پرتاب می‌کنند. یا تمیز کردن گاز که از بدیهی‌ترین کارهای بعد از آشپزی است و محال است یک شلخته‌ی ایرانی هم این کار را انجام ندهد و بعضی از افراد از ملیت‌های دیگر این‌کار را نمی‌کنند، می‌بینی که چه خصوصیت فوق‌العاده‌ای است و جالب است که ما به این یکی حتا مباهات هم نمی‌کنیم. تمیزی، تمیزی ما بد موهبتی است به خدا.

مسئله‌ی دیگری که این هم باعث فخر ما نیست ولی واقعن یکی از نگین‌های درخشان شخصیت ایرانی‌هاست، مسئله‌ی احترام به افراد خواب است. یعنی یک ایرانی که باشی، محال است، ساعت سه نصفه شب وارد خانه بشوی و تناژ صدا را پایین نیاوری و پاورچین، پاورچین وارد نشوی تا دیگران را بی‌خواب یا بدخواب نکنی. یعنی ما در این زمینه یک شعور طلایی داریم. که حتا اگر در شبی، نصفه شبی متوجه شدیم که همسرمان یا پارتنرمان به ما خیانت کرده، و در اتاقی در مجاورت ما هم آدم خوابیده بود، اصوات نکره پخش نمی‌کنیم و تن دیگران را در خواب ساعت سه نمی‌لرزانیم. از قدیم‌الایام هم رسم بر همین بود و مردان و زنانی که پی به خیانت همسران‌شان می‌بردند، نصفه شبی و بی‌هیچ داد و قالی سر آن‌ها را می‌بریدند و حالا هم که متمدن شدیم با همان متانت چمدان را می‌بندیم و از خانه خارج می‌شویم. آخه ملیت نادان اگر او به تو خیانت کرده است، که احتمال زندگی با او برای تو پنجاه پنجاه شده، ابتدا ساعت سه نیمه‌شب هوار هوار می‌کنی، بعد تا پنج صبح ادامه می‌دهی و سپس با خوش‌حالی از این‌که به یک نیتجه‌ی مطلوب رسیده‌ای آهنگ می‌گذاری و خودت هم خواننده را با آن صدای بوق پیکانی هم‌راهی می‌کنی؟ من خودم یک‌بار سرزده وارد یک طویله شدم، گاوها خواب بودند، یک گاو وارد شد و آرام و آهسته بدون مزاحمت برای دیگران، رفت و سرجای خودش خوابید، هیچ گاوی هم بیدار نشد. بیخودی پای حیوانات شریف را به میان نکشیم و به این آدم‌های ناشریف نبندیم‌شان.

ما ایرانی‌ها خصوصیات بد زیاد داریم، خیلی زیاد. ولی خصوصیات خوبی داریم در حد اعلا خوب، کمیاب و حتا شاید نایاب است، خدا به سر شاهد است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,