Saturday, 18 July 2015
24 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند(9)

«حقیقتی که نمی‌دانیم»

2011 November 11

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گفتیم که در ماجرای جدایی بحرین، پان­ایرانیست­ها و به خصوص پزشگ­پور پس از گذشت سال­ها در دو سر یک معادله قرار گرفته­اند، در برنامه پیش روایت پان­ایرانیست­ها را نقل کردیم و اکنون ادعای مدعیان معارض آن حکایت را. به هر روی این روی­داد تاریخی نیز مانند اکثر روایت­های دیگر سرزمین­مان واقعیتی است که ما حقیقت­اش را نمی­دانیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دکتر ناصر انقطاع ادعا دارد دولت ایران طرح و انجام یک همه‌پرسی در بحرین را ‌پذیرفته و از مالکیت خود بر جزایر بحرین چشم می‌پوشد. این پذیرش و چشم‌پوشی از مالکیت را به مجلس شورای ملی می‌برد. در آن­جا یکی از وکلای مجلس، که از پیش آموزش دیده، دولت را استیضاح می‌کند. دولت هم یک پاسخ سطحی به استیضاح داده و درخواست رای اعتماد می‌کند. روشن است که اکثریت نمایندگان به دولت رای اعتماد خواهند داد و این رای به منزله تصویب همه‌‌پرسی و جدایی بحرین قلمداد خواهد شد. انقطاع هم­چنین ادعا دارد که دکتر صدر از مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی در خواست کرده است که استیضاح تبدیل به سوال شود و بدین ترتیب دولت رای اعتماد نخواهد. چون مفهوم رای اعتماد تایید گزارش دولت در زمینه همه­پرسی بحرین است.

آقای انقطاع این روایت را به طور مبسوط در کتاب «پنجاه سال تاریخ با پان ایرانیست­ها» چنین آورده است:

«باری، برنامه­ریزان پشت پرده تصمیم گرفتند به همان­گونه که گفته شد عمل کنند و هنگامی که گزارش دولت به مجلس داده شد، یکی از نمایندگان مجلس دولت را استیضاح کند. برای این کار محسن پزشگ‌پور را که آن‌ زمان از خرم‌شهر به مجلس فرستاده شده بود برگزیدند. زیرا در ظاهر آن‌کس که هوادار ایران بزرگ بود و خود را پان­ایرانیست می­نامید، باید به چنین کاری دست بزند که طبیعی‌تر جلوه می‌کرد. منتها گفتند چون او پیوسته مست است و اگر بگوییم که خودش نطق استیضاح­اش را بنویسد چه بسا که در زیر تاثیر الکل، پرت و پلاهایی گوید که با برنامه­ریزی­های ما جور در نیاید و کار را خراب کند. بر این پایه بر آن شدند که نطق وی را بنویسند و به دستش بدهند. در آن روزها محمود اسفندیاری معاون اطلاعات و مطبوعات وزارت خارجه بود و دستور داد زیر نظر کارشناسانی که در جریان بودند(مانند رضا قاسمی معاون اداره نهم) نطق مذکور تهیه شود و به گونه‌ای ظاهرن با جدایی بحرین مخالفت و دولت را استیضاح کند.»

محمود اسفندیاری از ایرج پزشک‌زاد که دیپلمات و در آن زمان رییس اداره پنجم وزارت امور خارجه بود، در یک زمینه­کاری (بی­ارتباط با بحرین) درخواست می­کند مطلبی را به صورت نامه بنویسد و پزشگ‌زاد آن نامه را پس از وقت اداری به وزارت­خانه که در آن هنگام تعطیل بود می­برد و اسفندیاری را در اتاق خود نمی­بیند، با پرس­وجو او را به یکی از اتاق­های وزارت­خانه راهنمایی می­کنند. مستخدم او را به اتاق راه نمی­دهد و به اسفندیاری می­گوید که آقای پزشک­زاد نامه را آورده­اند. اسفندیاری لای در اتاق کمیسیون را باز می­کند و بدان­گونه که به پزشک­زاد بفهماند نمی­تواند به درون برود و از همان لای در، نامه را می­گیرد و می­گوید: «بسیار خوب. بسیار خوب. شما بروید. فردا با هم صحبت می­کنیم.» ولی در همان زمان اندک، حس کنجکاوی و روزنامه­نگاری ایرج پزشک­زاد کار خود را می­کند، و از همان لای در نگاهی به درون می اندازد، و دو – سه تن از کسانی را که توی اتاق سرگرم گفت­وگو بودند، می‌بیند که یکی از آن­ها خسرو افشار، دیگری محسن پزشگ‌پور، و سومی رضا قاسمی و یکی دو تن دیگر بودند که داشتند متنی را می­خواندند. هم­چنین خود محمود اسفندیاری که رییس آن کمیسیون بود. ایرج پزشک­زاد می­گوید: «من همان زمان پی بردم که کمیسیون مربوط به مسئله بحرین است.»

دکنر انقطاع در ادامه می­گوید:

«در این وزارت­خانه اداره ای بود به‌نام اداره نشریات که به دستور اردشیر زاهدی قرار شده بود نشریه یا بولتنی (ماهانه یا دو هفتگی) اخبار وزارت­خارجه و خبرها و رویدادهای مهم را چاپ و برای آگاهی کارکنان و یا مردم پخش کنند. ایرج پزشک­زاد نیز به دلیل پیشینه کارهای روزنامه و انتشارات مسوول یا یکی از مسوولان تنظیم و چاپ نشریه یاد شده بود.»

در ادامه این بخش از کتاب از قول ایرج پزشک‌زاد آمده است:

«روزی که قرار بود پزشگ­پور در مجلس سخن­رانی و دولت را استیضاح کند، درست روز انتشار این نشریه نیز بود و ما ناگزیر بودیم تا یک‌شب پیش از انتشار همه مطالب را به چاپ­خانه بفرستیم و مانده بودیم معطل که چه کنیم؟ زیرا متن سخن­رانی را پیش از این­که در مجلس خوانده شود، به اداره نشریات فرستاده بودند و آن را در دست داشتیم. ولی آیا می­شد که در همان هنگامی که او در مجلس است، ولی هنوز نطق را نخوانده ما نشریه را چاپ شده برای همه جا بفرستیم و نطق پزشگ­پور هم در آن باشد؟! اگر این­کار را بکنیم مشت برنامه­ریزان باز می­شود، و همه می­دانند که متن یاد شده در وزارت­خارجه تهیه و آماده شده است. اگر هم صبر کنیم تا نطق خوانده شود، و سپس چاپ کنیم، که از روز انتشار یکی دو روز می­گذرد و مورد مواخذه اردشیر زاهدی که خیلی بددهن بود و پیوسته ناسزا می­گفت واقع می­شدیم و اگر هم چاپ نمی­کردیم موضوع به این مهمی (مسئله همه پرسی در بحرین) تا شماره‌ی بعدی نشریه کهنه می­شد و ارزش خبری خود را از دست می‌داد. این بود که دل به دریا زدیم و نطق پزشگ­پور را پیش از ایراد در مجلس در نشریه اخبار و اسناد وزارت امور خارجه (در فروردین1349) چاپ کردیم.»

اما از سویی رضا قاسمی که مخالف حزب پان­ایرانیست بوده و متهم است که متن استیضاح را برای پزشگ­پور تهیه کرده و به وی آموزش می­داد پس از انتشار داستان پزشک­زاد در شماره 175 نشریه نیم­روز سال 1371در چند شماره بعد همان نشریه پاسخی با عنوان «به عرض پزشک­زاد عزیز خلاف رسانده­اند» منتشر و گفته­های ایرج پزشک­زاد را تکذیب نمود.

پس از پاسخ رضا قاسمی نامه­ای از منوچهر برومند در سال 1991 با عنوان «استیضاح پزشگ­پور از دولت هویدا فرمایشی نبود» در شماره 185 نیم­روز چاپ شد. منوچهر برومند «گویا از کارکنان وقت وزارت خارجه بود» به دلیل علاقه به مساله بحرین با واسطه یکی از بستگان خود که نماینده مجلس بود در جلسه 182 مجلس شورای ملی به هنگام سخن­رانی محسن پزشگ­پور حضور داشت و مشاهدات خود را این­چنین بیان می­کند:

«با صدای زنگار گرفته­ی متاثر و چشمان اشک­باری که هر چند دیر باور ، سینما رفته، تاتر دیده باشم نمی­توانم کوچک­ترین شک و تردیدی در صمیمیت و صداقت گفتار آن روزش، به خود راه دهم، از حقوق حقه حاکمیت ایران بر مجمع الجزایر بحرین دفاع کرد…حال و هوای مجلس، قیافه شگفت­زده وکلا، رفتار نابجای مهندس ریاضی، نحوه انتشار خبر استیضاح در جراید(با تیتر بسیار ریز)، انشعاب فوری در حزب پان­ایرانیست، پاسخ خشمگینانه هویدا در روز گرفتن رای اعتماد، جلوگیری از انتخاب مجدد پزشگ­پور در دوره بعد و تشکیل فراکسیون پارلمانی حزب ایرانیان در مجلس، همه و همه مبین این نکته است که خطابه پزشگ­پور و استیضاح فرمایشی نبود بلکه نطقی به سابقه علایق وطنی از دل برآمده بود که بر دل گواه زمانی چون نگارنده این سطور نشست.»

نشریه ره آورد در آذرماه 1376 نامه سه صفحه ای دکتر میترا خسروی ساکن پاریس را در همین زمینه چاپ نموده بود. ایشان نیز جزو کسانی بود که در روز سخن­رانی محسن پزشگ­پور در مخالفت با جدایی بحرین و استیضاح هویدا در بخش تماشاگران نشسته بود و وقایع را از نزدیک می­دید. خسروی در بخش ابتدایی نامه نوشته است:

«هنگام قرائت این گزارش، دست­های اردشیر زاهدی به شدت می­لرزید. صدایش بغض­آلود بود و چشم­های شرمگین­اش را از روی نوشته­ای که با شتاب می­خواند برنمی­داشت. ما از میان لُژ تماشگران این حالات را به خوبی می­دیدیم، و محسن پزشگ­پور که پس از ایشان پشت تریبون رفت تا دولت را استیضاح کند، ضمن بیاناتی به آن اشاره نمود که در صورت جلسه آن روز مجلس شورای ملی ضبط و برای همیشه باقی ماند.»

دی­ماه سال 89 پس از گذشت چهل سال و به بهانه درگذشت محسن پزشگ­پور امید پارسانژاد از بی­بی­سی فارسی در گفت­وگویی با اردشیر زاهدی وزیر امور خارجه وقت ایران از ایشان می­پرسد آقای پزشگ­پور هنگام سخن­رانی در مجلس شورای ملی در مخالفت با جدایی بحرین خطاب به شما گفت: «جناب آقای وزیر خارجه، اشک در چشمان شما حلقه زده است. در چشم­های ما و همه ملت ایران هم همین­طور. شما نمی­بایست این گزارش را در مجلس مطرح می­کردید. لحظات غم­انگیزی است». آیا در آن زمان اشک در چشمان شما حلقه زده بود؟ و اردشیر زاهدی نیز تلویحن این موضوع را تایید می­کند. شایان توجه است رضا قاسمی یک­بار دیگر در یکی از برنامه­های تلویزیونی صدای امریکا که به بررسی مناسبات کنونی ایران و بحرین اختصاص داشت و دکتر ابراهیم میرانی مسوول تشکیلات حزب پان­ایرانیست خوزستان نیز در آن شرکت داشت صریحن به نادرستی داستان انقطاع اشاره کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,