Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
ناقوس تبعید- بخش دوم

«رفتار نویسندگان مهاجر با زبان»

2011 November 13

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

برخی از منتقدان براین عقیده‌اند که دوری از وطن برای زبان آثار نویسندگان خارج از کشور مشکلاتی به وجود می‌آورد و آن‌ها اغلب از جریان شتاب‌دار و رو به تزاید زبان فارسی فاصله دارند. اصطلاحات، نحوها و پیچیدگی‌های نحوی- واژگانی فارسی که در این دو دهه پیدا شده‌اند در آثارشان کم‌تر دیده می‌شود و در مقابل تاثیر‌پذیری از زبان کشور میزبان-تاثیر‌پذیری نحوی و واژگانی-در جملات‌شان دیده می‌‌شود. در این‌جا باید بگویم که شاید بعضی از نحوهای انگلیسی را که این شاخه‌ی زبانی مال خود کرده است به کار نوگرایی زبان فارسی نیز بیاید، و نه تنها انگلیسی بلکه این مطلب در مورد آلمانی و فرانسوی، هلندی، ایتالیایی و اسپانیایی نیز درست است.  از این گذشته، این بعید است که نحوها و پیچیدگی‌های نحوی و واژگانی تازه و غریبی در زبان فارسی دو دهه‌ی اخیر به وجود آمده باشد که نویسندگان مهاجر آن‌قدر از آن‌ها دور باشند که قادر به درک و هم‌راهی با آن نباشند. آیا نباید این نحوها و پیچیدگی‌های نحوی- واژگانی فارسی در این دو دهه نمونه‌های شاخصی هم در آثار این دو دهه داشته باشند، چندان که به چشم آیند و بررسی شوند. اما به هرحال زمان می‌گذرد و به قول نیما‌: «آن‌که غربال دارد از دنبال می‌آید»؛ چنان‌چه این واقعیت که در آغاز قرن بیستم‌، نشریات «ملانصرالدین» و «صور اسرافیل» هم در کنار دیگر نشریات و کتاب‌هایی که در خارج از کشور آفریده شده بودند بر حیات فرهنگی و ادبی ایران و بر تحولات زبان فارسی تاثیر بسزایی داشته‌اند غیرقابل کتمان است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نویسنده‌ی مهاجر پس از طولانی شدن زمان اقامتش در خارج از کشور، رفته رفته با این واقعیت رودررو می‌شود که باید خود را در محیط جدید تعریف کند چراکه برگشتن به زادگاه را در چشم‌انداز کوتاه- مدت نمی‌بیند. رسیدن به این مرحله، نویسنده‌ی مهاجر را وا می‌دارد که بار دیگر به خود رجوع کند. گذشته‌ی خود را واکاوی کند، علل ناکامی‌ها و شکست‌هایش را بررسی کند و در یک کلام به انتقاد از خود بنشیند. طبیعی است که در این مرحله، انتقاد از خود به انتقاد از فرهنگ خود، جامعه‌ی خود، ایدئولوژی و آرمان خود و…گسترش می‌یابد.

در هر حال آن‌چه مسلم است این‌که مهاجر در بیست و چهار ساعت زندگى روزانه‌اش با مسایلى عام و خاص روبه‌روست و ذهن و زبانش، زبان رفت و آمد است، رفت و آمد از خود به دیگرى و از دیگرى به خود. غربت، جنبه عام اندیشه بر مسایل زندگى و روزمرگى‌ها را از ذهن و زبان او مى‌طلبد و لکنت زبان حاصل از ایجاد گسست معرفتى فرهنگى، جنبه‌هاى خاص رویارویى او با زندگى در اقلیم زبان میزبان را می‌آفریند. مخاطب اگر نتواند در مرزبندى این دو جهان متفاوت خودش را هم‌پای نویسنده‌ی مهاجر بکشاند، دچار کژبینی می‌شود. زبان در تحلیل‌های انتقادی تغییر می‌کند و ناسزاها و لحن‌های عصبی و عیب‌جو، به صدای جست‌وجوگر جا می‌سپارد. بافت زبان در شعر و داستان به نشان دادن تنش‌های موجود در فرد به عنوان نمایه‌ای از تنش‌های موجود در فرهنگ و تاریخ نزدیک می‌شود‌. به عبارت دیگر ادبیات خلاقه، به ویژه داستان، ضمن نشان دادن بروز تفکر و نگرش فردی نویسنده به جهان، ویژگی‌های فرهنگ ایرانی را به بازخواست می‌گیرد و در این فرآیند، ساخت و پرداخت برخی از آثار نیز هرچه بیش‌تر با معیارهای زیبایی شناسانه دیدار می‌کند. حرکت ذهن و زبان نویسنده‌ی مهاجر بر لبه‌ی تیز تیغ واقعیت‌ها و عبور هوش‌مندانه‌اش از هزارتوهای فرهنگ و سنت‌های زادگاهش، عمیق‌ترین تحولی است که شاکله‌ی ادبیات مهاجر ایران را متاثر ساخته است. زبان و اندیشه گوهری واحدند و باهم نسبتی نزدیک دارند. در ادبیات معاصر ما برخی به قصد بازی، به زبان بازی ادبی می‌افتند، جنگ بر سر به چنگ آوردن مخاطب، راه‌کارهای متنوعی را می‌سازد و پیش روی نویسندگان می‌گذارد. اما عده‌ای از نویسندگان مهاجر ایرانی به جای زبان بازی‌های مرسوم و بازی‌های نخ‌نما شده با زبان، به آن‌چه که اندیشه‌سازان را مشغول کرده بود و در کوره‌ی آن تجربه‌ها تفتیده شده بودند پرداخته‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    ۴PDpM6 golkofeintts, [url=http://mtacxaydfcrz.com/]mtacxaydfcrz[/url], [link=http://eujjktarjmou.com/]eujjktarjmou[/link], http://imueabcvlxeb.com/