Saturday, 18 July 2015
29 October 2020
پس‌نشینی تند

«درباره‌ی «گُلی»

2011 November 14

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در چند روز گذشته و پس از مصاحبه‌ی «گل‌شیفته‌ فراهانی» با خبرنگار «فرانسوی»، حرف‌ و حدیث‌های فراوانی پیش آمد. برای روشن‌تر شدن موضوع و موضع‌گیری درست احتیاج به بیان مقدماتی است. حقوق‌بشر حقوق قشر ویژه‌ای نیست. حقوق‌بشر مخصوص زندانیان سیاسی و مخالفان عقیدتی یک نظام نیست. حقوق‌بشر به مظلوم و ظالم هر دو به یک اندازه تعلق دارد. حقوق‌بشر حقوق قاتل و مقتول است. حقوق‌بشر هم‌چون حقوق انسان‌های مبارز، حقوق اکثریت خاموش هم هست، این حق، حق هم‌زمان اقلیت و اکثریت است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در جامعه‌ی سیاست‌زده‌ی ما تلاش جمعی بر آن است که بر تن هر شهروندی قبای چریک و مبارز بپوشانند و هر که از این قافله عقب ماند را خائن و دست‌نشانده‌ی رژیم بدانند. هر کسی که با نظام حاکم هم‌کاری کند حتا اگر کارمند آبدارخانه‌ی باشد محکوم به دست‌نشاندگی سیستم حاکم می‌شود و در فردای سرنگونی نظام باید محاکمه شود. چنین نگاهی از همه انتظار کارهای محیرالعقول دارد و مبارزه تا پای جان و گذشتن از همه چیز برای رسیدن به یک جامعه‌ی آرمانی، البته از نگاه همان مبارزان. هیچ کس در این میان از خود نمی‌پرسد که تکلیف آدم‌های عادی و ساده‌ای که حق دارند تا به زندگی خود ادامه دهند چیست؟ جامعه از انسان‌های عادی و متوسط تشکیل شده است، آیا می‌توان از چنین اشخاصی انتظارات ویژه داشت و آیا اصولن از کجا به ما به عنوان یک مخالف سیاسی چنین حقی داده شده است که برای دیگران نیز تصمیم بگیریم. ما در نهایت مسوول برگزیدن روش و شیوه‌ی زندگی خود هستیم و حداکثر، اختیار جان و مال و آینده‌ی خودمان را داریم، پس برای دیگران تصمیم نگیریم.

در چند سال گذشته برخی از هنرمندان که نه هیچ‌گاه گرایش سیاسی ویژه‌ای داشته‌اند و نه تعلق خاطری به بازی‌های گروهی و حزبی، بر اثر تنگ نظری‌ها و خط‌کشی‌های فرهنگی جمهوری ‌اسلامی خواسته و ناخواسته دچار مشکلاتی شده‌اند. برخی چون «زهرا‌ امیرابراهیمی» با عمومی شدن روابط خصوصی‌شان تحت فشار قرار گرفت و شماری دیگر چون «گل‌شیفته ‌فراهانی» به سبب حضور در فیلمی که با معیارهای حاکم بر نظام آن‌قدر که لازم بود اخلاقی نبود. به این اسامی می‌توان چندین تن دیگر را نیز افزود که فقط به سبب سو‌تفاهم‌های موجود و یا اختلاف سلیقه‌ها ممنوع‌الکار شده و یا چنان عرصه بر آنان تنگ شد که مجبور به ترک وطن شدند. این افراد پس از خروج از ایران به قول «محمد حسینی» شومن سابق، ناخودآگاه به وادی سیاست هل داده شدند و‌گرنه نه هیچ‌گاه داعیه‌ی چنین نقشی را داشتند و نه ویژگی‌ها و توانایی‌های لازمش را. در این میان برخی از مردم به اشتباه و بسیاری از اپوزیسیون آگاهانه، خواستند تا قبایی را بر تن این عزیزان بپوشانند که برازنده و مناسب آنان نبود. آنان دوست داشتند تا هنرمندان‌شان را چریک ببینند.

«گل‌شیفته ‌فراهانی» چند روز پیش در مصاحبه‌ای که با خبرنگار «فرانسوی» داشت از موضوعات مختلفی چون هنر، سینما، خانواده‌اش، مذهب و سیاست سخن گفت. هر یک از ما به عنوان یک فرد و یا گروه سیاسی می‌توانیم با بخش‌هایی از حرف‌ها و نظریات او موافق یا مخالف باشیم ولی متاسفانه برخورد صورت گرفته با «گل‌شیفته» در شبکه‌های اجتماعی از جنس دیگری بود. برخی از او انتقاد کرده بودند که چرا با خبرنگار «فرانسوی» به زبان فارسی مصاحبه نکرده است و دلیل‌شان هم این بود که چون «گل‌شیفته» معنای یک واژه تخصصی سیاسی را درست نفهمیده پس به‌تر است که مصاحبه را به زبان فارسی انجام می‌داده است. این تقاضا بسیار عجیب به نظر می‌رسید و نامعقول. او چه خوش‌مان بیاید و چه نیاید اکنون یک هنرمند بین‌المللی است و این خواسته مثل این‌ست که کسی انتظار داشته باشد تا «ژویلت ‌بینوش» یا «خاویر باردم» با رسانه‌های «آمریکایی» به زبان «فرانسه» یا «اسپانیایی» که زبان مادری‌شان است مصاحبه کنند. با وجود آن‌که «گل‌شیفته» در ایران بزرگ شده، بازی در نقش‌هایی که بازی‌گرانش به زبان «فرانسه» و «انگلیسی» سخن می‌گویند و انجام انواع مصاحبه‌های گوناگون از سوی او در سه سال گذشته نشان از توانایی‌هایش دارد. ندانستن معنای واژه‌ی تخصصی «اسلام‌ سیاسی» در زبان «فرانسه» چیز عجیبی نیست و حتا بسیاری از «فرانسه‌ زبانان» و شهروندان عادی این کشور نیز معنای آن را به درستی نمی‌دانند. چند درصد فارسی‌زبانان معنای واژه‌های تخصصی هم‌چون «پسا ساختارگرایی» و یا «هژمونی» را می‌دانند که از «گل‌شیفته» چنین انتظاری را داریم؟

وقتی که از حقوق انسان‌ها سخن می‌گوییم باید یادمان باشد که این حقوق باید شامل همه باشد، از مخالفان ما تا موافقان و از سیاسی‌ترین آدم‌ها تا غیرسیاسی‌ترین آن‌ها، از مردم عادی تا ویژگان و برگزیدگان جامعه. هر کسی حق اظهار نظر دارد. از سویی دیگر نباید انتظار داشته باشیم تا جامعه برای تغییرات سیاسی هزینه‌های هنگفت بدهد. نمی‌شود و نمی‌توان از همه‌ی افراد جامعه مبارزان سیاسی ساخت و نمی‌توانیم برای ایجاد تغییرات مورد نظرمان زندگی عادی همه‌ی شهروندان را مختل کنیم. یادمان نرود که با این‌گونه نگاه اگر روزی تغییری هم حاصل شود دوباره دسته‌بندی‌های تازه‌ای صورت می‌گیرد که آدم‌ها را بر مبنای میزان نزدیکی و دوری‌شان به ایدوئولوژی حاکم تقسیم خواهد کرد. بلایی که پس از انقلاب‌اسلامی سال 57 بر سر شهروندان عادی رفت چیزی شبیه همین بود. رهبران آن روز ما تلاش کردند تا افراد جامعه را به میزان نزدیکی‌شان به تفکر انقلابی و دشمنی‌ آن‌ها با «امپریالیسم» و «غرب» ارزش‌گذاری کنند و نتیجه‌اش یک جامعه ریاکار شد که هنوز که هنوز است بر جای خود باقی است. هنرمندان حق دارند کار هنری و زندگی عادی خود را داشته باشند و هیچ کس حق ندارد تا آن‌ها را برای گرفتن یک موضع ویژه تحت فشار قرار دهد. در کشور ما دردمندانه، همیشه تاریخ تغییرات سیاسی را با خون نوشته‌اند، آیا راه دیگری نیست؟ چرا باید برای هر تغییری این همه هزینه داد؟ ما باید روزی یاد بگیریم که با چریک ساختن از تک تک شهروندان و علم مبارزه سیاسی به دست‌شان دادن چیزی حل نخواهد شد، بگذاریم تا هر کسی جای خودش باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far
    1

    اکبر عزیز،
    خانم گلشیفته اگر منظورشون از مصاحبه به زبان فرانسه تحت تاثیر قرار دادن مخاطب فرانسوی بود که خوب نتیجه خیلی خوبی نداشت چون فرانسه زبانان که نفهمیدند ایشان چه گفت. در ضمن فقط برای این که درست باشه ایشان لغط ترس را نفهمید نه اسلام سیاسی را. و در یک سوال دیگر اصلن کل سوال طرف را نفهمید.
    ولی همه ی اینها به یک طرف، مشکل من با خانم گلشیفته این یود که ایشان بیایند رسمن اعلام کنند که در ایران رشوه داده اند و باز هم مشکل من این است که اگر تو رشوه میدی پس باید قبول کنی که دولتت هم رشوه بده، اگر تو دروغ میگی پس قبول کن که دولتت بهت دروغ بگه
    بقیه رفتار های این خانم به خودش مربوطه.