Saturday, 18 July 2015
20 October 2020
پس‌نشینی تند

«آزادترین کشور دنیا»

2011 November 14

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

نمی‌دانم فیلم «مردم علیه لاری ‌فلینت» را دیده‌اید یا نه، اما در هر صورت در اصل مطلب فرق چندانی نمی‌کند. این فیلم برشی از سرگذشت واقعی «لاری ‌فلینت» از بزرگان صنعت «پورن» در آمریکا و مالک مجله‌ی مشهور «هاستلر» (Hustler)است. در بخشی از فیلم، «لاری» و وکیلش در دادگاه حاضر می‌شوند تا در برابر تهمت انحراف اخلاقی جامعه که از طرف بزرگان محافظه‌کار ایالت به آنان زده شده از خود دفاع کنند. وکیل «لاری ‌فلینت» رو به قاضی و هیت منصفه در جملاتی به این مضمون می‌گوید که ممکن است شما هم همانند من، با محتوا و مطالبی که در مجله‌ی آقای «فلینت» چاپ می‌شود موافق نباشید اما یادتان نرود که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که بزرگ‌ترین افتخارش وجود آزادی بیان در آن است و اگر روزی عده‌ای شروع به محدود کردن این آزادی‌ها بکنند معلوم نیست که تا چند سال دیگر چیزی برای دفاع باقی بماند یا نه؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در نهایت و با کلی مبارزه و تلاش نه تنها چراغ مجله‌ی «هاستلر» خاموش نشد بلکه بسیاری دیگر از مطبوعات ساختارشکن در حوزه‌های اجتماعی سیاسی و فلسفی، امروزه و با وجود مشکلات فراوان هم‌چنان به کار خود در جامعه‌ی محافظه‌کار «ایالات‌ متحده» ادامه می‌دهند. این مقدمات را بیان کردم تا برسم به اصل مطلب و آن بحث جنبش «اشغال وال‌استریت» است. نظام‌های سیاسی-اقتصادی گوناگونی در جهان وجود دارند که هر کدام محاسن و معایب خود را داشته و هیچ‌کدام به خودی خود کامل نیستند. نظام «کاپیتالیستی» و یا همان سرمایه‌داری یکی از این روش‌هاست که در کنار موفقیت‌های چشم‌گیری که در برخی از کشورهای جهان و از جمله آمریکا داشته، کاستی‌هایی را هم داشته‌ است که یکی از آن‌ها ایجاد زمینه برای بروز اختلاف‌های طبقاتی شدید در جوامع غربی بوده است. بحث بیمه و خدمات درمانی و بهداشتی و آموزش رایگان همگانی نیز از دیگر موارد است. سیستم‌های چپ مانند نظام‌های «کمونیستی» و «سوسیالیستی» نیز مشکلات خاص خود را داشته‌اند. اما آن چیزی که این دو گونه‌ی اصلی نظام‌ها را از هم متفاوت می‌کند، در حقیقت چیز دیگری است.

آن چیزی که باعث سقوط نظام «کمونیستی» در «شوروی» سابق شد فقط ضعف‌های یک سیستم اقتصادی یا فلسفی نبود، بلکه نوع نگاه حاکمان آن جامعه به موضوعی به نام «آزادی» بود. اگر سیستمی نقدهای که بر آن می‌شود را بر نتابد و بخواهد به هر وسیله‌ای صدای مخالفان خود را خاموش کند، بدون تردید محکوم به نابودی است. آن چیزی که تاکنون سبب پایداری نظام‌های سرمایه‌داری در بسیاری از کشورهای غربی شده است، نقد دایمی و اصلاح دم به دم سیستم و روش‌های غیرکارآمد است. جامعه‌ای که به روشن‌فکران، متفکرین و مخالفان سیاسی و فکری خود اجازه می‌دهد تا آزادانه و در محافل عمومی و دانش‌گاهی وضعیت موجود را به زیر سوال ببرند، هیچ‌گاه از هم نخواهد پاشید.

جامعه‌ی «آمریکا» اکنون در حال گذر از یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ خود از نظر سیاسی و اقتصادی است. اما آن چیزی که امیدواری را در دل مردم و برگزیدگان آن جامعه برای اصلاح و عبور موفقیت‌آمیز از آن زنده نگاه می‌دارد میراث بزرگ «آمریکا» یعنی «آزادی بیان» است. روزهاست که مردم و مخالفان به طور عمده «چپ‌گرا»، در شهرهای بزرگ این کشور دست به اعتراض و تظاهرات زده‌اند و حاکمیت و نیروهای امنیتی به جز در مواردی اندک با مدارا با آن برخورد کرده است. برخی از فعالان و فلاسفه‌ی غیر آمریکایی در جریان این جنبش به «آمریکا» سفر کرده و در جمع مردم سخن‌رانی کرده‌اند اما با وجود آن‌که این حق قانونی دولت این کشور است، برای ورود آنان مانعی ایجاد نکرده است. شاید همین چیزهاست که سبب می‌شود یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان و منتقدان دولت آمریکا یعنی «نوآم‌ چامسکی» بارها و بارها به طور آشکارا بیان کند که با تمام مشکلات موجود در سیستم سیاسی و اقتصادی «ایالات ‌متحده»، زندگی و کار در آن‌جا را به هر کجای دیگر دنیا ترجیح می‌دهد، چرا که هنوز «آمریکا» آزادترین کشور دنیاست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,