Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
ناقوس تبعید-‌ بخش نخست

«موضوع‌شناسی و ساختار اثر در ادبیات مهاجرت»

2011 November 15

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

شاخصه‌های کلی ادبیات خارج از ایران را از سه زاویه می‌توان بررسی کرد: مکان، موضوع، و دیدگاه. به لحاظ مکانی یعنی ادبیاتی که در خارج از ایران منتشر شده (و جدا از مسئله‌‌ی سانسور، تفاوتی از لحاظ فرم یا محتوا با آثار مشابه در داخل کشور ندارد)، به لحاظ موضوعی یعنی ادبیاتی که به «تبعید» یا «مهاجرت» یا مسایل مربوط به آن می‌پردازد، (و باز هم می‌تواند تفاوتی از لحاظ فرم یا محتوا با آثار مشابه در داخل کشور نداشته باشد) و اما مهم‌تر از همه، به لحاظ دیدگاه آن نوع ادبیاتی است که جز در مهاجرت -‌ یا تبعید- نمی‌توانست پدید آید. در دو بخش اول، نمونه‌‌های داخل و خارج را می‌توان کنار هم گذاشت و با هم طبقه‌بندی کرد. اما این بخش سوم را باید به شکلی دیگر دید و خواند و ارزیابی کرد. در واقع همین بخش است که می‌تواند بر ادبیات داخل کشور نیز تاثیرگذار باشد. برای نمونه‌، اغلب شعرهای کتاب اول «ساقی قهرمان»، رمان‌ها و مجموعه داستان‌های اول «نسیم خاکسار» و بسیاری آثار دیگر می‌توانسته‌اند در ایران هم آفریده شوند. فقط شاید نمی‌توانسته‌اند منتشر شوند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از طرف دیگر آثاری هستند که تنها ویژگی‌شان این است که به زندگی در مهاجرت می‌پردازند یا شخصیت‌های مهاجر در آثارشان حضور دارند. اما بخش اصلی ادبیات مهاجرت آثاری است که جز در مهاجرت و جز در اثر زندگی در مهاجرت نمی‌توانسته آفریده شود، و مهم هم نیست که این آثار حتمن به فارسی نوشته شده‌اند‌. این آثار را نگاه نویسنده به جهان و به خودش و روح ‌و جان ‌شخصیت‌های آثارش از آثار دیگر مهاجرت و از آفرینش‌های داخل ایران متمایز می‌کند. «ساسان قهرمان» در بحثی با عنوان «خطوط موازی و نقطه‌ی تقاطع» با بررسی جنبه‌های تشابه و تفاوت چهار رمان منتشر شده در خارج و داخل ایران به نتیجه‌گیری جالبی می‌رسد. آن چهار رمان عبارت بودند از‌: «آزاده خانم و نویسنده‌اش» نوشته «رضا براهنی» (‌منتشر شده و در ارتباط با مسایل ایران‌) ، «آینه‌های دردار» نوشته «هوشنگ گلشیری» (منتشر شده هم در ایران و در خارج و در ارتباط با مسایل ایران و مهاجرت – و البته از زاویه‌ی نگاه از درون به بیرون) ، «بادنماها و شلاق‌ها» از «نسیم خاکسار» (منتشره در اروپا و در ارتباط با مسایل تبعید) و «کافه رنسانس» اثر «ساسان قهرمان» (منتشره در آمریکای شمالی و در ارتباط با مسایل مهاجرت).

قهرمان بر این نظر است که این چهار رمان از جنبه‌ی نگاه و پایان‌بندی دارای تشابهات بسیار و تفاوت‌های اندکی هستند. هم‌چنین موضوع مرکزی همه‌ی آن‌ها هم نوعی «تعلیق» است. این عدم ثبات‌، نبود «گذشته» و «آینده» ای که به صورتی عادی در پیوندی ارگانیک و هم‌نفس با یک‌دیگر و با «اکنون» باید باشد، این معلق بودن، هراس و تلاش برای نتیجه‌ای نامعلوم در هر دو بخش وجود دارد، و برآیند آن هم به قول ساسان قهرمان ادبیاتی است با یک مفهوم مرکزی یعنی تعلیق.

به تقریب می‌توان گفت که موضوعات مطرح شده در آثار ادبی نویسندگان مهاجر دارای ویژگی‌های ادبی، اجتماعی مشترکی هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از :برخورداری از آزادی درونی‌،‌ تبیین تاویلات فردی از واقعیت و بومیت زبان، ‌عبور از کهن الگوها و اسطوره‌پردازی‌های معمول، ‌نیاز به درک فردیت آگاه و نقش ادبی- اجتماعی نویسنده در آگاهی بخشیدن به هم‌زبانان و عبور از بی‌زبانی، ‌عبور از من مصطلح ادبی و درک من واقعی و اجتماعی توسط نویسنده‌ی مهاجر.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,