Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
یادداشت‌های سیاسی

«جنگ با ایران نه‌، اما حمله نظامی ممکن است»

2011 November 15

احمد باطبی/ رادیو کوچه

روزنامه انگلیسی «دیلی تلگراف» به نقل از منابع خود نوشته است‌: «… اسراییل به اوباما در مورد عدم حمله به ایران تضمینی نداده و این موضوع باعث افزایش نگرانی‌ها مبنی بر حمله‌ی اسراییل در تابستان آینده به ایران شده است …»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این روزنامه در ادامه می‌افزاید: «… باراک اوباما از اسراییل خواست تا بدون هماهنگی با کاخ سفید حمله‌ای به ایران صورت نگیرد اما مقامات اسراییلی با رد این خواست گفته‌اند که دیگر به دنبال اجازه آمریکا برای حمله ایران نیستند …»

در شرایط کنونی جنگ ایران و آمریکا‌، ایران با اسراییل‌، ایران با اسراییل و آمریکا‌، ایران با ناتو ، و … چقدر محتمل است. با توجه به وضعیت سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی هر کدام از طرف‌های مفروض‌، و همین‌طور شرایط جامعه جهانی آغاز چنین جنگی بعید به نظر می‌رسد‌؟

در بخشی از گزارش دیلی تلگراف  آمده است‌:

«… اوباما پس از اطلاع از واکنش غیرمتعهدانه‌ی نتانیاهو، به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا دستور افزایش نظارت بر اسراییل را داده است. اوباما در پی کشف مقاصد اصلی اسراییل است … »

استقلال نسبی اسراییل در تصمیم‌گیری‌های این‌چنینی بعید به نظر نمی‌رسد‌، اما عاملی که ادعای استقلال کامل اسراییل را از آمریکا به چالش می‌کشد این است که جنگ با ایران موضوعی نیست که مابین ایران و اسراییل روی دهد و در همین سطح باقی بماند‌. درگیری نظامی با ایران حد‌اقل 18 کشور منطقه را در‌گیر خواهد کرد‌. مقامات ایرانی پیش از این نیز بارها اعلام کرده‌اند که در صورت برهم خوردن امنیت حکومت اسلامی‌، منطقه برای دیگر کشور‌ها نیز امن نخواهد بود.

بیان چنین موضوعی در ادبیات دیپلماتیک به این معناست که حکومت ایران از هر شیوه اخلاقی و غیر اخلاقی برعلیه کشورهای هم‌کاری کننده با مهاجمین در منطقه استفاده خواهد کرد.

از آن سو امنیت تثبیت نشده کشور‌های جنگ‌زده هم‌چون عراق و افغانستان‌، در کنار خلا‌ قدرت ‌متمرکز در آسیای غربی‌، احتمال بحران در این منطقه‌ و در نتیجه  هرج و مرج جهانی را افزایش می‌دهد‌.

اولین تاثیر جنگ بر بازار نفت خاور‌میانه به عنوان تامین کننده ‌دو- سوم انرژی فسیلی جهان خواهد بود‌.

خطر تخریب چاه‌های نفت و خطوط لوله در پی حمله و یا اقدامات تلافی‌جویانه از سوی ایران‌، و نا‌امنی در ترانزیت نفت و گاز آسیای میانه و قفقاز‌، شبه جزیره‌ی عربستان و … واقعیتی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید‌.

و همه این‌ها در شرایطی است که رکود اقتصاد جهانی‌، بسیاری از کشورها و خصوصن کشور های غربی و آمریکا را با مشکل مواجه کرده است‌. از این رو با برهم‌خوردن نظم موجود اقتصادی خاور‌میانه‌، این بحران نیز وارد مرحله جدید‌تری خواهد شد‌.

موقعیت ایران نسبت به آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین حامی اسراییل و یا یکی از طرف‌های احتمالی جنگ با ایران، در مواجهه با فشار اقتصادی جنگ به‌تر است‌.

‌در تمامی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1977‌، ایران به شکل‌های مختلف تحت تحریم و فشارهای گوناگون قرار داشته و حکومت آن همواره ‌شهروندان خود را به ریاضت ‌واراد کرده است‌. اما شرایط دست‌گاه حکومتی آمریکا اساسن متفاوت بوده و ‌تحمیل ریاضت‌های این‌چنینی به مردم به این سادگی نیست‌.

بحران اقتصادی سال‌های اخیر آمریکا و ورشکستگی بیش از 300 بانک این کشور‌، بدهی‌، کسری بودجه‌، بی‌کاری و اعتراضات مردمی اخیر نظیر جنبش وال استریت‌،‌ مشارکت آمریکا را در جنگ دیگر با مشکل مواجه می‌کند‌.

برآورد اولیه‌ی آمریکا در جنگ با عراق حدود 50 میلیارد دلار اعلام شده بود اما در عمل بیش از‌ 1000 میلیارد دلار صرف این جنگ شد و این موضوع در کنار‌ تجربه جنگ افغانستان و عراق افکاری عمومی آمریکا را نسبت به آغاز جنگی دیگر و تامین هزینه‌های مالی و نیروی انسانی حساس‌تر می‌کند‌.

صرف‌نظر از تمامی این موارد‌، موضوع بهار عربی و تحولات پیرامون آن در منطقه خود مقوله ‌دیگری‌ست‌.

‌پس از سرنگونی رهبران دیکتاتور کشور‌های عربی‌، عملن فضا برای فعالیت گروه‌های اسلام‌گرا باز شد‌.

‌شور انقلابی در کنار تجربه حضور نیرو‌های غربی در عراق و افغانستان تحریک‌پذیری مسلمانان این کشورها را برای عکس‌العمل ضد غربی تقویت می‌کند‌.

چنین وضعیتی، دیگر کشور‌های عربی که هنوز رژیم سابق در آن‌ها برقرار هست را نیز در هم‌راهی با کشور‌های غربی محتاط‌تر می‌کند‌.

با این شرایط بعید به نظر می‌رسد که اسراییل به صورت خود‌سر‌، و مستقل از آمریکا و جامعه جهانی جنگی تمام عیار و یا بلند مدت بر علیه ایران آغاز کند‌.

با این شرایط اسراییل با موضوع‌گیری‌های تحریک‌آمیز و جنگ‌طلبانه چه هدفی را دنبال می‌کند‌؟

بحران اقتصادی سال‌های اخیر آمریکا و ورشکستگی بیش از 300 بانک این کشور‌، بدهی‌، کسری بودجه‌، بی‌کاری و اعتراضات مردمی اخیر نظیر جنبش وال استریت‌،‌ مشارکت آمریکا را در جنگ دیگر با مشکل مواجه می‌کند‌

ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا با ماموریت پوشش اقیانوس هند در کشور بحرین مستقر بوده و بیش از صد ‌کشتی جنگی و زیردریایی غربی نیز در محدوده خلیچ فارس حضور دارند‌. در این سو نیز ارتش ایران با چهار نیرو، سپاه پاسداران با پنج نیرو و نیروی مقاومت بسیج قراردارند‌.

اما آمریکا و یا اسراییل به دلیل برتری در تکنولوژی و ابزار آلات جنگی‌ این امکان را دارند که در حمله‌ای هواپایه و دریا‌پایه و بدون ورود به داخل ایران‌، برخی تاسیسات اتمی و یا حیاتی ایران را هدف قرار دهند‌.

‌این در حالی است که ابزارآلات جنگی نیروی هوایی و دریایی ایران عمومن بومی و ابتدایی، و یا فرسوده و یا فاقد توان برابری با امکانات طرف مقابل هستند‌.

موشک‌های دور‌برد آمریکایی و اسراییلی چه از عرشه ناوگان جنگی مستقر در خلیج فارس‌، و چه از خاک اسراییل و دیگر کشور‌های منطقه‌،‌ امکان رسیدن به خاک ایران را دارند‌.

به فرض پذیرش ادعای ایران مبنی بر در اختیار داشتن موشک‌های دور‌برد‌، ایران تنها می‌تواند در اقدامی مشابه اهدافی را در کشور اسراییل مورد حمله قرار دهد‌. و این در حالی است که ایران فاقد توان راه‌اندازی سپر موشکی بوده ولی اسراییل و آمریکا در مدت زمان کوتاهی می‌توانند سپر موشکی مناسب را هم برای اسراییل‌، و هم برای دیگر کشور‌های منطقه برپا کنند‌.

در صورت بروز چنین درگیری بین ایران و اسراییل‌، باز هم نمی‌توان آن را جنگ نامید‌. در مباحث نظامی‌ و در رتبه‌بندی درگیری‌‌های نظامی به چنین وضعیتی پیکار گفته می‌شود که درجه آن از جنگ و یا رزم پایین‌تر است‌.

با این شرایط آغاز جنگی تمام عیار برای هیچ‌کدام از طرف‌های درگیری ممکن به نظر نمی‌رسد‌، اما در پیکاری این‌چنینی طبعن طرف مغلوب ایران خواهد بود‌. و تنها عاملی که مسیر این حوادث را به سویی دیگر تغییر می‌دهد‌، دست‌یابی ایران به سلاح اتمی است‌.

در صورت عدم بروز پیکار نیز‌، حداقل نتیجه حاصل از رجزخوانی اسراییل و کشور‌های پیرامون آن‌، زمینه‌سازی برای اعمال تحریم‌های بیش‌تر‌، و فلج‌سازی حکومت ایران خواهد بود‌.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,