Saturday, 18 July 2015
23 October 2020
دایره‌ی شکسته

«از تبار درخشندگی‌ها»

2011 November 15

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

«ادگار دگا» در 19 ژوئیه سال 1834 در پاریس متولد شد و در کودکی تحت نظر دایی‌اش «هانری موسون» پرورش یافت. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده از بین پنج فرزند بود. در سن 11 سالگی به مدرسه رفت. دگا تحصیلاتش را در مدرسه «لویی لوگران» شروع کرد. هفده ساله بود که مادرش را از دست داد. مرگ مادر سی و چهار ساله‌اش، این فقدان بی‌جای‌گزین، تا آخر عمر بر زندگی‌اش سایه می‌اندازد. در سال 1853 دانش‌کده‌ی حقوق را شروع کرده بود که تصمیم می‌گیرد نقاش شود. پدرش مخاطرات این حرفه را برایش توضیح می‌دهد و می‌گوید «پس گوش کن تو باید کاری کنی که هزینه‌ی خانه و زندگی‌ات از راه نقاشی تامین شود. درست است که هنرمند باید شیفته‌ی هنرش باشد ولی در انتخاب راه زندگی‌اش هم باید هوشیار باشد وگرنه همیشه در بیهودگی دست و پا خواهد زد.» در سال 1855 وارد مدرسه هنرهای زیبای پاریس می‌شود. مدیر مدرسه شخصی است به نام «لویی لاموت» که خود قبلن نقاشی را نزد «انگر» آموخته است. دگا با پشتکار فراوان از روی مدل‌های کلاسیک موجود در موزه‌ی لوور مانند نقاشی‌های «رامبراند»، «رافایل»، «جیوتو»، «بلینی» و به خصوص از «پوسن» کپی‌برداری می‌کرده است. دگا با این کار تلاش می‌کرده تا با کسب جایزه «رم» بتواند سال‌ها در این شهر جاودانه به تحصیل نقاشی بپردازد که البته جایزه‌ای نصیبش نمی‌شود. در سال 1870 به جنگ می‌رود و درطی عقب‌نشینی چشم‌های او آسیب می‌بیند و تا پایان عمرش مشکل چشم‌هایش او را آزار می‌دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از دلایلی  که او  به سمت نقاشی کشیده می‌شود ملاقات با انگر در سال 1855  است. دگا وقتی با انگر ملاقات کرد، انگر به او گفت، ای جوان خط بکش ،خط‌های بسیار بکش، از حافظه یا به تقلید از طبیعت از این راه است که می‌توانی نقاش خوبی بشوی. دگا به این توصیه گوش داد و استاد بی‌نظیری در عرصه‌ی خط شد. خودش را در زمینه‌ی آکادمیک به سطح بالایی ‌رساند. او بیش از تک‌تک معاصرانش به تنوع بی‌پایان حرکات خاصی که حرکت پیوسته را تشکیل می‌دهند پرداخت. بالرین‌ها در یک لحظه‌ی صید شده و آنی از موضوعات مورد علاقه‌ی او هستند. مشخصاتش به عنوان نقاش امپرسیونیست به مفهومی که «مونه»، «پیسارو» و «رنوار» هستند عمومن منتقدان را دچار مشکل می‌کرد.

بدون تردید طرح‌های دگا بر خلاف طرح‌های «مانه» و «مونه» به سطح بوم‌هایش نمی‌چسبد، بلکه در ژرفا گسترش می‌یابند و بیننده را به ورای سطح نقاشی می‌کشانند. بیننده نیز همواره متوجه قدرت انعطاف‌پذیری خطوط کناره نمای آثارش می‌شود. وی نظیر سایر نقاشان امپرسیونیست آثارش مربوط به خوشی‌ها اپرا و باله است او نظیر آن‌ها از ضربات بریده بریده قلم، استفاده می‌کند. ولی دگا بی‌تفاوت نیست، خودش هم اظهار نظر می‌کند او بالرین‌ها را مانند عروسک‌هایی بی‌اراده می‌بیند که زندگی‌شان وقف تمرین در حرکاتی می‌شود که دیگری دستور آن را می‌دهد.

 

«چهار رقاص» یکی از آثار بزرگ ادگار دگا است. دگا در این اثر جاودانه‌اش رنگ را طوری بر سطح کار پخش کرده است که بی‌اختیار، کاربرد پاستل در همان سطوح مات، حسی نرم به بیننده را می‌دهد. او ابتدا صحنه‌ی نمایش را با ترکیب رنگ‌های سرد و به صورت مسطح نقاشی کرده است، سپس رنگ‌های مکمل قرمز و نارنجی را در مو و لباس چهار رقاص بر روی پس زمینه سبز آبی قرار داده است.

او پس از تکمیل زنجیره‌ی رقاصان در قسمت چپ کار، با ضربه‌های آرام و بریده بریده قلم‌مو، فضاسازی کرده است که خط‌های پیرامون این چهار پیکره را به هم ریخته و نگاهی گره خورده القا می‌کند.

تحقیقات جدید در مورد این اثر فاش کرده است که دگا، حرکات تنها یک رقاص را در فریم‌هایی چهارگانه ثبت کرده و با زیرکی در کنار یک‌دیگر به تصویر کشیده است. دگا از بنیان‌گذاران سبک امپرسیونیسم البته خود او هیچ‌گاه این لقب را در مورد سبک کارهایش نپذیرفت و همیشه از سبک واقع‌گرایی در عنوان آثارش استفاده می‌کرد. و یکی از نقاشانی بود که در کنار «مونه»، «سیسلی» و «سزان» در آتلیه «فلیکس نادار»، نخستین لحظه‌های دریافت‌گری را ثبت کردند. مشکلات مالی خانواده دگا به خاطر جنگ ناگهانی، و نگرش ادگار دگا را نست به هنر و هستی به طور کلی تغییر می‌دهد «ادگار تحمل بدنام شدن خانواده را نداشت». به تدریج تمام دارایی و زندگی مرفه خود را از دست داد و آتلیه کوچکی در خیابان «پیگال» اجاره کرد و در آ‌ن‌جا مستقر شد. دگا حتا قادر نبود دست‌مزد مدل‌هایش را بپردازد. تابلوهای زنان جوان خدمت‌کار و زنان اتوکش با آن جامه‌ها و اتاق‌های کوچک‌شان مربوط به همان دوره است. دگا در سال 1917 چشم از جهان فرو بست.

هنر دگا فردی را نشان می‌دهد که در اساس یک بدبین است. او یقین ندارد که معنی زندگی را می‌داند و حتا مطمئن نیست زندگی وجود دارد. او یک شکاک است، مگر در یک مورد فریبندگی زندگی به صورت منظری دایمی که وی بدان شک نمی‌کند‌. تابلوی زنی با گل‌های داوودی یک کمپوزیسیون عجیب است بر خلاف همه نقاشان آن زمان او پرتره را به کنار بوم کشانده است. مدل دگا به خارج از تابلو نگاه می‌کند که در ظاهر برای او آشناست ولی برای ما نامشخص و آزار دهنده‌. یک پرتره درخشان‌ترین رنگ‌ها و قوی‌ترین کنتراست‌ها را به طریقی مورد استفاده قرار می‌دهد که موجب جذابیت گردد‌، ولی موضوع اصلی او که پرتره باشد با تک رنگ کشیده شده و صورت او را با یک دستش پنهان کرده است‌. چرا دگا با این شیوه غریب ترکیب‌بندی می‌کند؟ ‌دگا از ما می‌خواهد تا احساس کنیم که به صورت تصادفی با زنی در کنار گل داوودی برخورد کرده‌ایم. ‌آن‌جا که رنوار از کل زندگی سخت به وجد آمده دگا فریفته اجزای آن شده است. ولی با تمام این احوالات دگا‌ نقاش اسب‌ها، بالرین‏ها و نوشندگان نوشابه که غرق در رویای خویشند است. در تابلوهای او بسیاری بالرین وجود دارند عده‏ای‏ رقص‏کنان، برخی بی‏حرکت و ثابت با حالاتی ظریف‏ و درحال استراحت هستند. نیم‏رخ‏های ماهرانه نقاشی‏ شده‏ای که در زیر پوششی از نور قرار دارند و لباس‌های بالرین‌ها همانند خرمنی از گل به رنگ‏های نشاط‌انگیز و مجموعه‏ای از رنگ‌های سفید، آبی، زرد، سرخابی و سبز که آگاهانه در کنار یک‌دیگر قرار گرفته‏اند و بر روی‏ رنگ سیاه و یا قهوه‏ای زمینه می‏درخشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,