Saturday, 18 July 2015
28 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 14

«رویایی که محقق شد»

2011 November 16

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

باید بپذیریم که تحولات کشور ما در سده اخیر منحصر به فرد و خارج از پیش‌بینی و رفتارشناسی‌های عادی است. برای این رفتارهای منحصر به فرد پاسخ‌های بسیار متنوعی داده شده است که هر کدام سه روی‌داد مشروطیت «1304- 1284»، دهه 1320 «1332-1320» و دهه‌های منتهی به انقلاب اسلامی و پس از آن را مورد بررسی قرار داده‌اند. که در این میان نگاه کارشناسان منصف و پیوند میان تشیع، ایران و این رخ‌دادها بسیار منطقی بوده است. در واقع باید پذیرفت بروز و ظهور هر جریان فکری در ایران منوط به تعریف رابطه خود با اسلام بوده است. چرا که امتزاج ایرانیت و اسلامیت این سرنوشت را رقم زده و مذهب همواره به صورت یک منبع اعتبار عمل کرده است. بدین‌سان سنت‌های فکری اسلامی نظیر اسلام لیبرال، اسلام‌گرایی چپ، اتحاد اسلامی و رادیکالیسم اسلامی فصل مهمی از تاریخ ایران را به خود اختصاص داده‌اند. این سنت‌های فکری هنوز زندگی سیاسی و اجتماعی ما را تعیین می‌بخشند و افکار و سنن آن‌ها، نه تنها امری تمام شده نیست بلکه سرگرم شکل بخشیدن و به انجام رساندن خود است. گرچه این مناقشه بیش از یک قرن است که در ایران سابقه دارد اما رادیکالیسم اسلامی محصول دهه 1320 بود که برای اولین بار اندیشه «حکومت اسلامی» را در ایران طرح نمود و از نظارت دین که در دوره مشروطه شکل گرفت به سمت انسجام بخشی به حضور دین در عرصه حکومت حرکت کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سنت‌ فکری رادیکالیسم اسلامی راهی متفاوت از دیگر سنت‌های فکری اسلامی طی کرد. تجسم اجتماعی آن «جمعیت فداییان اسلام» به رهبری سید «مجتبی نواب صفوی» بود که در ابتدا برای مقابله با افکار سید احمد کسروی شکل گرفت. آن‌ها تفسیری جدید از نصوص اسلامی ارایه کردند که در آن به اجرای کامل اصول شریعت ملتزم بود. هیت‌های مذهبی و برخی از گروه‌های اجتماعی پای‌گاه اجتماعی آن‌ها را شکل می‌داد. این سنت به گفت‌وگو با دیگر سنت‌های فکری اسلامی و غیراسلامی پرداخت و آرمان اساسی آن تاسیس حکومت اسلامی به منظور اجرای کامل شریعت اسلام و ایجاد هراس و نابودی افرادی بود که به مخالفت با این هدف اساسی می‌پرداختند. بنابراین خواهان اجرای کامل احکام قهرآمیز قرآن و تعزیرات شرعی در برابر مخالفین بودند. سال‌های 1324 تا 1334 دهه کنش و عمل سیاسی آن‌ها در جغرافیای ایران بود. این گروه، هرچند هنوز انقلابی نبودند اما بعدها نقش اساسی در تکوین اندیشه اسلام انقلابی در ایران به ویژه در میان نیروهای مذهبی ایفا نمود و با وجود عمری کوتاه، میراثی در به دست دادن تعبیر و تفسیری رادیکال از اسلام در عرصه اجتماعی ایران به یادگار گذاشتند. این سنت فکری از تفکری برخوردار است که می‌توان آن‌را در آیین‌ها، رفتارها، نوع پوشش، نوشته‌ها و سخن‌رانی‌های آن کاوش کرد.

 

هر سنت فکری به مرور زمان شکل می‌گیرد ‌‌و به تدریج کامل می‌شود. آن‌ها ‌از استدلال‌های خاصی نیز برخوردارند و برای پیش‌برد ایده‌های‌شان دست‌گاه‌های منطقی ایجاد می‌کنند. ریچارد رورتی آن‌ را «واژگان نهایی» می‌نامد: «همه افراد وقتی از آن‌ها خواسته شد از امید، عقاید و آرزوهای‌شان تبیین‌هایی ارایه دهند، مجموعه‌ای از کلمات و عبارات دارند که بدان‌ها متوسل می‌شوند. این‌ها همان واژگان نهایی هستند و داستان خود را به وسیله این واژگان نقل می‌کنند.»

نهاد رادیکالیسم اسلامی نیز از عقلانیتی برخوردار است که در مسیر انسجام بخشی به آن ویژگی خاصی بخشیده است. آن‌ها فکر و روش نوینی عرضه می‌دارند که از تبارهای فکری، متون و منابع خاصی برخوردار بوده و شئون و طبقات خاصی آن ‌را بر دوش می‌کشند. براین اساس مکانیزم‌ها و تاکتیک‌های خاصی نیز برای عملیاتی نمودن این مفاهیم و اندیشه‌ها اتخاذ کردند.

رادیکالیسم اسلامی نظریه سلطنت اسلامی شیخ «فضل‌اله نوری» و نظریه مشروطه شیعی نائینی داشت. برخی نیز ناشی از ابداعات جدیدی بود که از تحولات زمانی و مکانی آن دوران اتخاذ نمودند. مانیفیست جمعیت فداییان اسلام در حال حاضر مهم‌ترین متن به دست آمده از آنان «اعلامیه فداییان اسلام یا رساله ره‌نمای حقایق یا نماینده کوچک حقایق نورانی جهان بزرگ» است. این رساله در اواخر دی ماه 1329 که اوج فعالیت‌های سیاسی آن جمعیت بود منتشر شد. اعلامیه‌ و انتشار آن مهم‌ترین سند، اعلام رسمی مواضع یک حزب، گروه یا اجتماع  سیاسی و مذهبی است. گفتمان حاکم بر آن‌ها، چینش کلمات و شروع و خاتمه آن‌ها منعکس‌کننده عقلانیت حاکم بر آن حزب است. جمعیت فداییان اسلام طی ده سال عمر سیاسی و مذهبی خود اعلامیه‌های متعددی منتشر کردند. نخستین آن، انتشار اعلامیه «دین و انتقام» اوایل اسفند 1324 بود که در پایین آن عبارت «از طرف فداییان اسلام. نواب صفوی» به چشم می‌خورد و با «هوالعزیز» آغاز می‌شد. این اعلامیه نگرش جمعیت به وضع موجود، اهداف و آرمان‌های جمعیت و ابزار و روش‌‌های دست‌یابی به آن‌ها را روشن می‌کند. مطابق با اسناد، آخرین آن نیز در 23/10/1334، چهار روز قبل از اعدام آن‌ها توسط حکومت به صورت دست‌نویس با همان «هوالعزیز» آغاز و با «به یاری خداوند توانا، فداییان اسلام» پایان می‌پذیرد که مضمون آن تقاضای استخلاص «حضرت نواب صفوی و طرف‌داران او» و ترور عاملان حکومت در صورت استنکاف است.

بررسی بیش از 40 اعلامیه این جمعیت که از لابه‌لای اسناد و کتاب‌های مختلف منتشره پیرامون این جمعیت به دست آمده است حکایت از ساختار و شکل یک‌سان آن‌ها دارد. این اعلامیه‌ها از آیات قرآنی در خصوص قصاص و انتقام و کلمات تند و آتشین بهره گرفته‌اند و امید و یقین زایدالوصفی به پیروزی اسلام دارند. موضوعات متنوعی از مبارزه با استعمار، امر به معروف و نهی از منکر، حمایت از نواب صفوی به عنوان رهبر بزرگ آن جمعیت، دعوت به جلسات قرآن و عزاداری، حفظ سرزمین ایران اسلامی، حمایت از فلسطین، حمایت از دوستان و اعضای در بند و زندانی آن جمعیت را دربر می‌گیرند. برخی نیز حکایت از اختلافات درونی آن‌ها و صدور اعلامیه علیه یک‌دیگر دارد. فداییان اسلام آرمان‌ها و دیدگاه‌ها کلی خود را در این اعلامیه‌ها بازگو کرده‌اند. شیوه و قالب آن‌ها نیز انقلابی و به عنوان یک محمل بیان سیاسی بود تا حدی که تا این زمان انتشار چنین بیانیه‌هایی سابقه نداشت. شیوه‌ انتشار آن‌ها نیز خاص و در مخفی‌گاه‌ها، در شمارگان وسیع و توسط هیت‌های مذهبی بود. برخی از آن‌ها نیز با تهدید در روزنامه‌های وقت چاپ می‌شد. «احمد شهاب» از اعضای اصلی این جمعیت می‌گوید: «پس از قتل رزم‌آرا، همان شب نواب صفوی اعلامیه‌ای صادر کرد برای چاپ به روزنامه‌های کیهان و اطلاعات فرستاد. ولی آن‌ها از چاپ اعلامیه سرباز زدند، نواب به عباس مسعودی تلفن کرد که اگر اعلامیه را چاپ نکنی به سرنوشت رزم‌آرا گرفتار خواهی شد و او هم اعلامیه را چاپ کرد. گذاشتن روی سقف ماشین‌های در حال حرکت یا سقف بازار شیوه دیگر پخش این اعلامیه‌ها بود.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,