Saturday, 18 July 2015
31 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 15

«خشونت، ارثی برای هم‌کیشان»

2011 November 17

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

آرمان‌های «فداییان اسلام» به عنوان اولین گروه اسلامی سال‌ها بعد در قواره‌ای متفاوت تحقق یافت. این حزب تندرو و مذهبی در اندیشه بنیان حکومتی بودند که دقیقن بر اساس شریعت عمل نماید و در این مسیر خشونت کارآمدترین سلاح‌شان بود. میراث آن‌ها برای بسیاری از گروه‌های مذهبی دخیل در انقلاب 57 به جای ماند. از گروه‌های حاکم در جمهوری اسلامی تا مجاهدین خلق و فرقان.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رساله «رهنمای حقایق یا نماینده حقایق نورانی این جهان بزرگ» مانیفست فداییان اسلام به قلم خود نواب نوشته شده و به دو بخش تقسیم شده بود. در بخش نخست، نویسنده به شناسایی و تشریح ریشه‌های مفاسد خانمان‌سوز ایران و جهان پرداخته و در بخش دوم نیز طریق اصلاح عموم طبقات و دستورالعملی برای شئون مختلف حکومت و جامعه عرضه داشته بود. «دستورالعملی که بایستی به یاری خدا مو به مو عملی گردد.» در پایان کتاب نیز تعدادی اعلامیه آمده بود.

نثر کتاب بنیادی اسلامی و تند دارد. روش آن جدلی و بسیار تحریک‌‌آمیز است. کتاب مملو از «بایدهایی است ‌که برای رفع ریشه‌های خانمان‌سوز فساد» باید اجرا گردد و با گروه‌ها و حتا بخشی از روحانیت به شدت در نزاع است. نوشته مزبور نوعی مرثیه‌سرایی نسبت به وضعیت موجود آن‌زمان است و با یک‌ ادبیات، قهرمانانه سعی دارد جامعه ایران را از همه ظلم‌ها، بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها نجات دهد اما طرح مشخصی ارایه نمی‌کند. در نتیجه بیش‌تر نقد و رد است. آن‌ها بی‌محابا با همه‌کس و همه چیز حتا سنتی‌های متعلق به حوزه و تبارهای خود در نزاع‌اند. بنابراین زبان پوپولیستی دارد لیکن چندان نمی‌تواند با توده‌ها ارتباط پیدا کند. زیرا بیش از حد تند، افراطی و سیاه‌نماست. رساله مزبور نیز مانند اعلامیه‌ها به شکل هیتی و با یک‌ سازمان‌دهی خاصی در جامعه پخش‌ شد. محمد واحدی در خاطرات خود می‌گوید: «چاپ کتاب در اثر محدودیت مالی یک‌ سال به طول انجامید. ده هزار جلد برای چاپ آن سهام تعیین و بین افراد مختلف تقسیم شد. پاییز 1329 آماده صحافی شد و در زمان حکومت رزم‌آرا آماده انتشار کردند. پخش آن مجانی و بلاعوض بود. قبلن لیست علما، وزرا، و‌لای وقت، نخست‌وزیران سابق، وزرا و وکلای دوران‌های اخیر، رجال مختلف…. و هم‌چنین رجال ممالک‌ اسلامی تهیه و در پاکت زردی تهیه و تدارک‌ شده بود که کتاب در آن جای بگیرد… مقرر بود در ساعت معهود مطابق لیست تنظیمی، کتاب‌ها پخش شود و روی میز 124 نماینده ساعت 5 بعد از ظهر آن روز 23 دی‌ماه 1329 یک‌ کتاب که روی جلد آن پرچم سبز رنگ الله اکبر … با سه هلال که به ترتیب (لااله‌الاالله)، (محمد رسول‌الله) و (علی ولی‌الله) نوشته شده بود به چشم می‌خورد.»

علاوه بر نشریات هم‌سو با دیدگاه‌های آن‌ها، دو روزنامه اصناف و نبرد ملت ناشر افکار و نظرات این جمعیت بود. پس از بروز اختلافاتی بین اعضای فداییان اسلام، ‌مدتی قبل از آزادی نواب صفوی از زندان در سال 1331، فداییان اسلام اقدام به انتشار نشریه «منشور برادری» نمودند. آرم آن «پرچم لااله‌الاالله، محمدرسول‌الله و علی‌ولی‌الله» بود. بالای آن جمله «هوالعزیز» و در زیر آن عبارت «همه کار و همه چیز برتر از اسلام نیست» نوشته شده بود و پس از 14 شماره توقیف شد. البته برخی از اعلامیه‌های آن‌ها در نشریات رسمی مانند اطلاعات و کیهان نیز منتشر شده که بیش‌تر به‌خاطر ترس از فداییان و تهدیدات آن‌ها مبادرت به نشر اعلامیه آن‌ها می‌کردند. عبدخدایی در خاطرات خود می‌گوید: «…فرامرزی سردبیر کیهان… مقاله‌ای نوشت که اعلامیه فداییان اسلام را چاپ می‌کنیم روزنامه ما توقیف می‌شود. چاپ نمی‌کنیم ما را تهدید می‌کنند که از ما بترسید، پس بفرمایید ما بساط‌مان را برچینیم و برویم آمریکا، ما چه کنیم؟ تکلیف ما را روشن کنید.»

فداییان اسلام سعی داشتند در پوشش، رفتار و حتا گفتار تفاوت‌هایی داشته باشند. سخن‌رانی‌ها و خطابه‌های آتشین و بی‌محابای آن‌ها، انتقادات صریح و شجاعانه از نظام حاکم و گفتن انواع ناسزاها و حتا غلطیدن در نوعی ورطه بی‌اخلاقی، انجام حرکت‌هایی خارج از عرف حوزه در حجره‌های مدرسه فیضیه، انجام کارهای عملگی و کارگری، پوشیدن کلاه پوستی خاص، اذان گفتن در همه مکان‌ها، استفاده از وسایل و ابزارهای خاص، رجوع به استخاره در هر کاری از جمله ترورهای خود و ذکر صلوات با آهنگ و موزونی خاص در اجتماعات و کوچه ‌و خیابان و ازدواج‌های ایدیولوژیک‌ و سهل و آسان، تیپ اجتماعی متفاوتی از آن‌ها ساخته بود که باورها و اعتقادات‌شان را منعکس می‌کرد.

بنا بر اسناد آن‌ها با استناد به آیات و احادیثی خاص و بر اساس تفسیر خود جذب جمعیت می‌شدند و آماده فدا نمودن خود در راه آرمان‌های‌شان بودند. اعضای این جمعیت رفتارهای خود را پاسخی معقول و حساب‌شده به شرایط خاص ایران می‌دانستند و اقدام خود به ترور دیگران را نه «غافل‌کشی» بلکه «فداکاری» برای خداوند در راستای اجرای احکام اسلام می‌دانستند.

البته در دهه 1320 جامعه، میدان نزاع بود. برگزاری میتینگ، صدور اعلامیه، پخش شب‌نامه، سخن‌رانی‌های متعدد و انتشار کتاب‌ها و رساله‌های تحریک‌‌آمیز خصیصه مهم آن دهه بود. جامعه به قطب‌های مختلفی تقسیم شده و احساس رهایی و اضطراب همه گروه‌ها را فرا گرفته بود. در واقع خلا قدرت حاکم، همه گروه‌ها را به سمت رادیکالیزه شدن سوق داده بود. آن‌ها سرکوب‌شدگانی بودند که به نحوی در مقاطع  زمانی مختلف به حاشیه رانده شده بودند و از کانون و مرکز سیاسی تاکنون جدا بوده و می‌خواستند به مرکز باز گردند، هم‌چنین به سبب بهبود شیوه‌های پزشکی و کاهش مرگ و میر و تحصیلات جدید سن فعالیت سیاسی کاهش یافته بود و بر افزایش روش‌های رادیکالی می‌افزود، اتفاقی که بار دیگر در انقلاب 57 نیز روی داد.

از سویی واکنش نسبت به مدرنیزم و تلاش برای مانایی بر سنن و بالطبع آن غرب‌ستیزی رفتاری شایع بود. این خصیصه در جمعیت فداییان اسلام برجستگی بیش‌تری داشت. هسته اصلی رفتار آن‌ها را مبارزه مسلحانه و اقدام علیه لیبرالیسم و به تعبیر آن‌ها «نوکران داخلی‌اش» تشکیل می‌داد. بارزترین روشی که فداییان برای رسیدن به اهداف خود اتخاذ کردند نابودی افرادی بود که آن‌ها را مانع تحقق آرمان‌های اسلامی خود می‌دانستند. در واقع مهم‌ترین تاکتیک‌ آن‌ها به عنوان اولین گروه اسلامی، حذف فیزیکی مهره‌های اصلی مخالفان بود.

ایجاد ترس و وحشت در دل مخالفان، ارعاب آن‌ها و نهایتن ترور یا به گفته آن‌ها «زدن» یا «فداکاری» پس از بحث و مناقشه فکری و لفظی، مهم‌ترین روش برخورد آن‌ها بود. آن‌ها از این روش به عنوان یک‌ تاکتیک‌ برای رسیدن به هدف بهره برده و سعی داشتند نگاه مردم و جامعه و دیگر گروه‌های سیاسی را در برخورد با حکومت به سمت خود جلب کنند.

استراتژی مهم آن‌ها اجرای احکام شرع در جامعه بود و به هیچ‌وجه حاضر به کنار آمدن از آن نبودند، مهم‌ترین ابزارهای آن‌ها نیز ایجاد رعب، ترس و نهایتن قتل افرادی بود که به سخنان و گفته‌های آن‌ها توجهی نمی‌کردند. فداییان طی ده‌ساله فعالیت خود به سه ترور موفق «کسروی، هژیر، رزم‌آرا» و دو ترور ناموفق «فاطمی و حسین علا» دست زدند، این مسئله عبور از آموزه‌های شیعی حاکم بر سنت فکری زمانه بود. آن‌ها در اقدام به ترور از افراد فاقد عیال و اولاد استفاده می‌کردند یا حتا در یک‌ نمونه از فردی نوجوان که به سن قانونی نرسیده بود بهره بردند. حسین امامی ضارب کسروی و هژیر، خلیل طهماسبی ضارب رزم‌آرا، عبدخدایی ضارب فاطمی و مظفرعلی ذوالقدر ضارب حسین علا، همگی فاقد عیال و اولاد و در این بین عبدخدایی هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. عبدخدایی می‌گوید: «حقیقت مسئله این است که من نمی‌دانستم که شانزده ساله باشد توی دادگاه جنحه محاکمه‌اش می‌کنند و محکومیت‌اش در صورت وقوع قتل پنج سال و در غیر وقوع سه سال زندان است. شاید آن‌ها حساب شده عمل کرده بودند. من نمی‌دانستم. آن‌ها به من گفته بودند تو می‌روی و شهید می‌شوی.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,