Saturday, 18 July 2015
27 October 2020
دایره‌ی شکسته

«پروانه‌ها می‌رقصند»

2011 November 17

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه
باله‏‌ای که امروزه ما در اپراخانه‏‌ها و تاترها، فیلم‏‌ها می‏‌بینیم، به طور تقریبی عمری پنجاه ساله‏ دارد. بشر ابتدایی نیز رقص می‏‌دانسته است. او پیش از آن‌که کلمات را اختراع کند، با حرکات دست و پا، احساسات، اعمال و شجاعت خود را بازگویی کرده‏ است. آدمیان گمان می‏‌کردند، اگر جست‏وخیزی‏ چون گوزن‏‌ها داشته باشند، به آسانی خواهند توانست پا به گریز بردارند و خود را از آسیب و گزند صاعقه و خطرات دیگر مصون بدارند. رقص به عنوان یک هنر، سابقه‌ه‏ای قدیمی دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بی‌‏شک برخی از اعضای قبایل ابتدایی، از رقص اطلاع‏ کامل داشته‏‌ا‌ند. در مصر فراعنه و پادشاهان، رقاصانی‏ در اختیار داشتند که باعث تفریح و تفنن آنان می‏‌گشتند. یونانیان، رقص را به عنوان یکی از ارکان مهم‏ نمایش‌نامه‌‏های خود می‌‏دانستند و رومیان به پانتومیم، که‏ ترکیبی از رقص و نمایش بود توجه ویژه‏ای‏ داشتند. هندوان به طور تقریبی هزاران سال پیش نوعی رقص‏ مذهبی پدید آوردند که مدت‏‌ها آن‌ها را خود مشغول‏ داشت.
«رقص باله» که یکی از انواع رقص‌هاست، از ایتالیا آغاز شد و بعد به فرانسه رفت و آن‏‌گاه‏ از فرانسه به انگلستان و بعد به آمریکا راه یافت. اکنون‏ در بیش‌تر کشورهای غربی به فراوانی رایج است. هر کشوری چیزی به این هنر افزده است. فرانسوی‏‌ها ظرافت و زیبایی، ایتالیایی‏‌ها حرارت و روس‏‌ها به آن‏ قدرت داده‏‌اند. باله با ایده‏‌های جدید و تصورات‏ هنرمندان، به سیر تکاملی ادامه داد و در قرن هجدهم‏ جنبه‏‌ی نمایش تکنیکی رقص را به خود گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، در روسیه، «ماریوس پتیپا» باله را به سرحد جدیدی از کمال‏ رسانید. او چند باله‌ی معروف چون «دریاچه قو»، «فندق‏شکن» و  «زیبای خفته» را خلق کرد و «چایکوفسکی‏» نیز موسیقی آن‌ها را تصنیف کرد.
باله در قدیم با تعاریف امروزی آن تفاوت‌هایی فاحش داشت. چه از نظر اجرای رقص‌ها و چه حتا لباس و پوشش رقصندگان. گاهی تنها گروهی به اجرا می‌پرداختند و نمایش اجرا شده حالتی سبک و تخت داشت. کفش این دسته از رقاصان، شباهتی به کفش‏های‏ بالرین‏‌های امروزی نداشت. گام‏‌های‌شان به هنگام‏ رقص ساده بود و شکلی به طور کامل ابتدایی داشت. به این‏ نوع رقص‏‌ها، تا یکصد سال پیش «باله» اطلاق‏ نمی‌‏شد. از 1581 «کاترین دومدیسی» ملکه‏‌ی ایتالیایی‏‌تبار فرانسوی، فرمان داد تا نمایشی برای یک عروسی درباری برپا شود. این‏ نمایش که ترکیبی از رقص و صحنه‌‏های نمایشی بود، برتماشاگران اثر گذاشت و نمونه‏‌ای برای سایر باله‏‌هایی که پس از آن در ایتالیا و فرانسه به روی صحنه‏ آمدند، قرار گرفت. در نیمه قرن هفدهم، «لویی‏ چهاردهم» که شیفته رقص بود، مدرسه‌‏ای به نام آکادمی‏ پادشاهی رقص و موسیقی بنیان نهاد.
باله اما در قرن بیستم بیش‌تر از هر چیز، مدیون آن چیزی‏ است که رقص مدرن نام دارد. رقاصان مدرن، بر این‏ باورند که رقص باید آزادانه اجرا شود و نمونه‏‌های‏ قدیمی گام‌‏ها منسوخ گردد‌. رقص‌‏ها باید موومان‏‌هایی‏ چون موومان‏‌های عادی زندگی داشته باشند. در همین زمان بود که استیل و تکنیک جدیدی وارد رقص باله شد. رقص به روی پنجه‏‌های پا بالرین را قادر می‌‏ساخت تا با موازن‌ه‏ای ظریف و دل‌پذیر، به تندی‏ چرخ بزند و سبک‌‏بار به این‌‏سو و آن‏‌سو گام بردارد. علاوه بر این، چنین سبکی، نوعی اثر رومانتیک و اثیری‏ به باله می‏‌بخشید که تماشاگران را بیش‌تر مجذوب‏ می‏‌کرد. تماشاگران باله ناگزیر بودند تمام گام‌‏هایی را که طی قرن‏‌ها در باله اختراع شده بود، مثل موازنه‏، سرخوردن یا سبک پریدن، جستن‏‌ها، پرش‌‏ها را بیاموزند. در باله رقص‏‌های ویژه و گام‏‌های مخصوص و حرکت‏‌هایی وجود دارد که نشان می‏‌دهد رقاص باله، آدمی سال‌خورده و یا جوانکی پرنشاط، عروسک و یا ساحره‏ای مخوف است.اگر تماشاگران، این گام‌‏ها را بدانند، به طور یقین از باله لذت بیش‌تری خواهند برد.


تحولاتی که در هنر باله، در اواخر دهه‌ی 30 و سال‏‌های جنگ رخ داد و به آزاد شدن آن از قواعد اکید قرن نوزدهمی و اوایل قرن بیستم انجامید و باعث شد سنخیت بیش‌تری میان باله و فرم‌‏های مطلوب‏ هالیوودی ایجاد شود. در دهه‌ی 30، موزیکال‏‌ها، یا باله را از برنامه خود حذف کرده بودند و یا به تقلید مسخره‏‌ی آن دست می‏‌زدند. اما عده‌ای با افزودن بخش‌های به آن و تلفیق آن به نوآوری‌های در زمینه‌ی باله دست زدند. در موزیکال‏‌های این دوره، ترکیبی از دو نوع‏ رقص، شیوه‏‌ی اصلی باله را تشکیل می‏‌دهد. با این‏ حال، حاصل کار را نمی‏‌توان گاهی به طور کامل «باله» نامید. «فرد آستر» از باله‌ی کلاسیک به عنوان‏ الگو و مرجع استفاده می‏‌کرد. ولی حرکاتش‏ طبیعی‏‌تر، خودانگیخته‏‌تر و فارغ‌البال‏‌تر از آن بود که‏ در قاموس باله جای بگیرد. در نتیجه رقص او بین باله‏ کلاسیک و رقص عامیانه، نوسان سریعی داشت، طوری که می‌‏شد گفت، کار او هم‏‌زمان، آمریکایی کردن و سینمایی کردن باله بود. در پیچ‏‌ها، پرش‌‏ها و شیوه‏‌ی سلوک با جفت خود، آستر، مرتب‏ به باله نزدیک می‏‌شد.

رقص‏‌های آستر و راجرز، یعنی مشهورترین‏ رقص‏‌های دهه 1930، رویای مردم بود، ولی‏ هم‌چنان اروپایی‏‌تر از آن بودند که مخاطب بتواند آن‌ها را به طور کامل خودمانی و محلی تصور کند. عناصر بیگانه‏ و فاخر رقص‏‌ها، ضمنن باعث می‏‌شد آن حالت‏ رومانتیک «فراتر از واقع» مورد نیاز فیلم‏‌ها نیز تامین‏ شود‌. رقص آستر و راجرز برای دقایق وجد، خلسه و یکی شدن، موهبتی خاص بود.
وقتی در 1875 از چایکوفسکی خواسته شد تا موسیقی باله «دریاچه قو» را تصنیف کند، او بی‏‌درنگ به‏ سراغ اپرای «اوندین» خود رفت و با شکلی تازه آن را ارایه‏ داد. این باله که بی‌‏تردید از مشهورترین باله‏‌های‏ کلاسیک به‏‌شمار می‏‌آید، هم برای تماشاگر و هم برای‏ رقاصان، باله‌‏ای ایده‏‌آل است و همه‏‌ی رقاصان آرزو دارند نقش «اودت» را در آن برعهده گیرند.

دریاچه‌ی قو، داستان دختری است که به جوانی دل‏ می‌‏بندد و آن‏‌گاه او را از دست می‏‌دهد و بار دیگر او را بازمی‏‌یابد و سرانجام هر دو در گرداب عشق غرق‏ می‌‏شوند. این دختر ملکه‌ی قوهاست. او پرنده‏‌ی‏ زیبایی‏ست که به فرمان ساحری به نام «روتبارت»‏ به شکل قویی سپید درآمده است و تنها شب هنگام برای مدت کوتاهی به شکل انسانی خود ظاهر می‌‏شود. دختر در آسمان و در سینه دریاچه پر و بال می‌‏زند و از سرنوشت خود شکایتی ندارد، اما وقتی پای عشق به میان می‏‌آید، به نابودی کشانده‏ می‌‏شود و درگیرودار حوادثی شیرین و افسانه‏‌ای، عشقی شکوه‌مند نضج می‏‌گیرد و آن‏گاه سرنوشت‏ دختر ‌در این باله به پایان می‌‏رسد.
منبع: مجله مقام موسیقایی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments

  1. 1

    wh0cd6827760 generic cialis

  2. 2

    wh0cd6827760 India Viagra