Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 17

«رادیکالیسم اسلامی مسری بود»

2011 November 20

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گفتیم که نواب صفوی و فداییان اسلام نقشی انکارناپذیر در شکل‌دهی مانیفست جمهوری اسلامی داشتند، این بدان معناست که ما پیوندی اجباری با این گروه داشته و گریزی از شناخت اصیل آنان نداریم. باید توجه کرد که این گروه به خوبی و آشکارا تمامی مبانی اندیشه و رفتار خود را برای جامعه و دولت وقت آشکار نموده بودند و مسلمن همان‌گونه که وقوع جمهوری اسلامی بی‌ریشه و اتفاقی نبوده، پس بدون تمایل عده زیادی از ایرانیان به مبانی شناخته و عرضه شده فداییان به عنوان پیش‌گامان این تفکر نیز نبوده است. ما و پدران‌مان روزی آنان را به تمامی پسندیده بودیم و حال تاوان همان بدسلیقگی را پرداخت می‌کنیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نواب صفوی در مصاحبه با خبرنگار پاکستانی روی چهار اصل تکیه کرده بود: 1- اسلام نظام کامل برای زندگی است. 2- قومیت‌گرایی در اسلام نیست و اتحاد شیعه و سنی باید حفظ شود. 3- تضادی بین اسلام و وطن‌خواهی نیست. 4- اتحاد جهان اسلام با اجرای قوانین اسلامی ممکن بوده و تنها در این شرایط است که مشکلات مسلمانان حل می‌شود.

هم‌چنین او در مصاحبه با مجله «المسلمون» ارگان اخوان‌المسلمین گفت: «بر ماست که با اسلام متحد شویم و به تلاش بپردازیم و جز جهاد در راه خدا و تلاش در جهت عزت اسلام همه‌چیز را فراموش کنیم…آیا زمان آن فرا نرسیده که مسلمانان با رسیدن به رشد و بلوغ، اختلافات شیعه و سنی را رها کرده و همه با هم به کتاب پروردگار خود بنگرند.»

«برنارد لوییس» در کتاب خود «غرب و خاورمیانه» در مورد فداییان اسلام می‌نویسد: آن‌ها (فداییان اسلام) ایده وحدت اسلامی را ارایه می‌کنند. این تئوری تاحدود زیادی به اندیشه اخوان‌المسلمین شباهت دارد.» وی در سال 1326 به این منظور با «فریدخانی» سفیر سوریه در تهران، ملاقات و برنامه‌ای برای اتحاد ملل اسلامی ارایه کرد. این اقدامات نواب در راستای کسب اشتهار و اعتبار بین‌المللی برای فداییان‌ اسلام بود و سفر نواب به کشورهای مصر و اردن را باید در راستای این تفکر دانست. او در خرداد ماه 1333 مسلمانان را برای تجدید عظمت اسلام به اتحاد و هم‌دلی و مبارزه دعوت کرد و طی اعلامیه‌ای خطاب به همه مسلمانان اظهار داشت: «چون پروانه‌های شمع حقیقت، اینک که نسبت به خدای عزیز جهان، بی‌وفایی می‌شود با هم بسوزیم. از این سوختن ریشه این جنایات و معاصی را بسوزانیم.»

از سویی بررسی تعامل «اخوان‌المسلمین» به عنوان جنبش بزرگ اسلامی اهل سنت، با فداییان اسلام به عنوان نهضت اسلامی شیعی از اهمیت ویژه برخوردار است. سازمان اخوان‌المسلمین درسال 1928  توسط «حسن‌البنا» تاسیس شد. این دانش‌جوی جوان با رهبری تشکیلاتی توانست در سریع‌ترین زمان اخوان‌المسلمین را به درجه مهمی از اشتهار و اعتبار برساند. در حالی که شهرهای بزرگ به ویژه قاهره و اسکندریه، محل آمدوشد جهان‌گردانی بود که خود را ملزم به رعایت شئونات اسلامی نمی‌دانستند، حسن البنا به فکر چاره‌جویی برای گسترش مناسبت اسلامی بود. بنابراین گروهی از هم‌فکران در اطراف‌اش جمع شدند و سوگند خوردند که در راه احیای سنت‌ها و ارزش‌های اسلامی، حتا از جان‌شان نیز بگذرند و خود را اخوان المسلمین نامیدند. حسن البنا در ابتدا اخوان‌المسلمین را در جهت خدمات خیریه و آموزش معرفی کرد. او خود را معلمی می‌دانست که اولویت را آموزش دادن به پدران دانش‌آموزان قرار داده بود، آموزش‌هایی در مورد مذهب و رستاخیز.

بنابراین اساس شکل‌گیری این سازمان مبارزه در برابر تهاجم فرهنگی غرب بود. امری که به عینه منشا پیدایش فداییان ‌‌اسلام شد. اولین جرقه‌ها در نواب صفوی نیز به همین دلایل به وجود آمده بود.

نکته جالب توجه این‌که نواب نیز همانند حسن‌البنا در عنفوان جوانی دست به کار شد و بدون شک او در این زمینه از حسن‌البنا الگو پذیرفته بود. علاقه نواب صفوی به حسن البنا چنان بود که او حتا مقاله‌ای از حسن‌البنا را ترجمه کرد و در مقدمه این مقاله نوشت: «برای مسرت روح پر فتوح رادمرد مجاهد، شهید حسن‌البنا، بنیان‌گذار جمعیت مسلمانان مبارز و مجاهدین حقیقی راه تعالی اسلام یعنی اخوان‌المسلمین مصر، ذیلن به ترجمه مقاله از آن رهبر با شهامت که نمونه روح آتشین و کمال علاقه او به سربلندی اسلام و زاییده ایمان و مبانی مقدس آیین آسمانی ما است، می‌پردازیم.»

برخی معتقدند که جمعیت فداییان‌ اسلام در برخی از اهداف خویش به آرمان‌های سید جمال نزدیک بود و به طور غیرمستقیم و در گستره جنبش‌ها و نیروهای سیاسی مذهبی موجود در منطقه، در تداوم حرکت او گام برمی‌داشت. به این معنی که فعالیت‌های سیدجمال‌الدین و هوداران او هم‌چون «عبده» در مصر سنگ بنای اخوان‌المسلمین را در این کشور و سایر کشورهای اسلامی گذاشت و فداییان‌ اسلام نیز سنگ بنای حرکت‌های مسلحانه جمعیت‌های مذهبی را در ایران، بنا نهاد.

پس شکل‌گیری جنبش‌های رادیکال اسلامی در ایران شیعی، ناشی از تاثیرات تعیین‌کننده اخوان‌المسلمین در جهان اسلام است. چرا که اخوان‌المسلمین به عنوان نخستین جمعیت اسلامی متشکل عمل‌گرا، بود که چون طوفانی سراسر کشورهای اسلامی را فرا گرفت. البته حرکت فداییان‌ اسلام پیش‌تاز جنبش مسلحانه رادیکال در ایران است و نظرات نواب صفوی در «ره‌نمای حقایق» نزدیک به نظرات و اندیشه‌های رهبران اخوان‌المسلمین در مصر است و محتوای این اعلامیه شباهت‌های زیادی با پیام حسن‌البنا به سران کشورهای اسلامی دارد.

نواب صفوی نیز مانند حسن‌البنا وضع موجود را دوران سرشکستگی و انفعال جهان اسلام می‌دانست که در برابر جهان غرب دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا برده است. این مسئله را هر دو آن‌چنان باور داشتند که حسن‌البنا در جایی بیان داشت‌: «در گذشته رهبری جهان، شرقی بود، پس از آن در دوران یونان و روم این رهبری غربی شد و سپس با ظهور ادیان نبوی، این رهبری دوباره شرقی شد و پس از آن با عهد رنسانس دوباره رهبری به دست غربی‌ها افتاد و این قانون خداست. زمانی برای ظهور یک قدرت شرقی تحت لوای خدا و قرآن فرا رسیده است. دنیا مسلمان و سعادت‌مند خواهد شد.»

با اندکی تامل می‌توان فهمید که شیوه‌های مبارزاتی و قیام مسلحانه فداییان اسلام نیز نزدیک به اخوان‌المسلمین است و با منها نمودن عنصر مذهب از میان این دو تشکل، باید گفت که فداییان اسلام، در مبانی فکری و عملی ادامه‌دهنده سیره اخوان المسلمین در ایران است اما با ایدئولوژی متفاوت.

به طور کلی بسیاری از محققان معتقدند که نواب صفوی پیش از آن‌که وام‌دار جریان مشروعه‌خواه در نهضت مشروطه و کسانی چون شیخ فضل‌اله نوری باشد، به گرایش پهناورتری تعلق داشت که از مصر و جنبش اخوان‌المسلمین مایه می‌گرفت و بعدها سلفی‌گری، اصول‌گرایی و بنیادگرایی نام گرفت.

سرآغاز هم‌کاری‌ها صرف‌نظر از قرابت فکری و الهام‌گیری درسازمان‌دهی تشکیلاتی فداییان‌ از اخوان‌المسلمین، تماس‌هایی بین این دو سازمان پدید آمد و پیوندهای آنان وارد فاز جدیدی شد. اسناد بسیار مهمی که عبارت از دو نامه «سیدقطب» به خط خودش به نواب صفوی نوشته شده بود، نشان می‌دهد که این دو جریان، مبادلات فکری و احیانن هم‌کاری‌های سازمانی داشته‌اند.

ارتباط میان اخوان و فداییان هنگامی آشکار شد که نواب، زمانی که در نجف مشغول تحصیل بود، در جلسات اخوان در بغداد شرکت می‌کرد و حتا برای آنان به زبان عربی سخن‌رانی می‌کرد. از این رو نواب صفوی برای جنبش اخوان‌المسلمین حکم نماینده مبارزان اسلام‌گرای شیعی را پیدا کرده بود. «شیخ محمد محمود الصواف» موسس اخوان‌المسلمین عراق، در این بین حکم حلقه ارتباطی را داشت و نواب صفوی از طریق او با رهبران اخوان‌المسلمین در قاهره تبادل‌نظر می‌کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,