Saturday, 18 July 2015
01 November 2020
دایره‌ی شکسته

«خوراک فلسفه با طعم شعر»

2011 November 19

مه‌شب ‌تاجیک / رادیو کوچه

پس از دوره ادبی روشن‌گری در آلمان، نهضتی ادبی پدید آمد که آن را توفان و طغیان نامیدند. ویژگی اصلی این دوره، نبوغ بود و بسیاری در این دوره اعتقاد داشتند که ادیب و نویسنده را نمی‏‌توان در کتاب‌خانه‏‌ها و یا دانش‌گاه‌‏ها یافت، بلکه نابغه خود راه خویش را می‏‌گشاید و از نبوغ خود بهره می‏‌جوید و شاه‌کارهای ادبی می‏‌آفریند. تردیدی نیست که «فریدریش شیلر» از نمونه‏‌های این نبوغ است.او در شهر «لورش» دیده به جهان گشود و چون پدرش سمتی در دربار آن منطقه داشت، پسر ناگزیر به مدرسه شبانه‏روزی حاکم آن ناحیه رفت و به تحصیل پزشکی پرداخت، اما پنهانی آثاری را نگاشت که در اوان جوانی باعث شد شیلر از خدمت بگریزد و مدت‌‏ها مخفیانه زندگی کند. بعدها، در سیر تکامل آثار شیلر، هم‌سویی و هم‌کاری با گوته نیز پدید می‏‌آید و این چنین گوته، تا لحظه مرگ شیلر، دوست صمیمی او می‏‌ماند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«یوحان کریستف فریدریش شیلر» به سال هزار و هفت‌صد و پنجاه و نه میلادی یعنی ده سال بعد از تولد بزرگ‌ترین سخن‌ور دانش‌مند آلمانی گوته پای در این دنیا نهاد. پدرش یوحان گاسپار، مردی کارگزار و هوشیار بود و از شغل سلمانی‌گری به سربازی و از آن به مقام نویسندگی رسید و تالیفاتی در اقتصاد و درختکاری بوجود آورد و رساله‏‌ای به منظور دعا و نماز خانوادگی نوشت. مادرش «الیزابت دوروتئا» زنی بود ساده و مهربان‏ و خانه‏‌دار و بسیار نازک‌دل و خداشناس و مورد علاقه و پیوستگی خاص شوهر و فرزند بود.نخستین تحصیلات خود را شیلر در «لودویکسبورگ» در دبستانی لاتینی زبان آغاز نمود، سپس در یک آموزش‌گاه دینی به یاد گرفتن رسوم دین پرداخت و در تاثیر آن‌جا فاجعه نامه‌ای به نام «عیسویان»به تحریر کشید که به روزگار ما نرسیده است، در موقع تحریر آن هنوز چهارده سال خود را به پایان نرسانده بود. بعد از این مرحله‏ تحصیلات دینی به آموزش‌گاه نظامی «ورتمبرگ» داخل شد که در آن‌جا علاوه بر تعلیمات‏ لشکری، علوم کشوری هم می‌آموختند و شیلر در این مدرسه به فراگرفتن علم حقوق‏ همت گماشت و پس از انتقال مدرسه مذکور به شهر «اشتوتگارت» تحصیل حقوق را به تحصیل پزشکی تبدیل نمود و هشت سال در آن‌جا بماند و به سمت‏ جراح نظامی خدمت میکرد. در خلال این مدت شیلر که قریحه‌ی خداداد شعر و فلسفه داشت به مطالعهی آثار و افکار برخی از نامداران عالم ادب مانند «روسواوسیان»‌‏ و «گوته» پرداخت. حتا در نمایش فاجعه نامه گوته موسوم به «کلاویگو» که از طرف دانش‌‏آموزان برگزار شد به شیلر رل عمده را دادند گرچه‏ خوب از عهدهی آن برنیامد. کمی قبل از این نمایش بود که شیلر در همان شهر یعنی‏ اشتوتگارت به نخستین دیدار گوته که در راه مسافرت به سویس بود نایل آمد و تحت تاثیر شخصیت قدرت‌مند او قرار گرفت. در این ایام قریحهی مستعد شیلر او را بیش‌تر به جهان شعر می‌کشاند و با شاعران می‌آمیخت و فطرت نا‏آرام او و عواطف سرشارش بود که در شعر و درام تحریر می‌گشت و بر ضد قواعد و قیود و موضوعات گذشته برمیخاست و از همان جوانی به مرحلهی اول دورهی کشش و کوشش تاریخ ادبیات آلمان که آن‌را دورهی عصیان بر ضد سبک کهنه‏ توان نامید، قدم می‌نهاد.

بررسى موضوعات تاریخى و مقاله تحقیقى برخاسته از آن به نام «تاریخ سقوط هلند متحد در مقابل دولت اسپانیا» که بر براساس سنت‌هاى روسو و ولتر نوشته شده بود و پایان فشار و استبداد را حق طبیعى مردم مى دانستند، موجب شد که شیلر در سال ۱۷۸۹ و با میانجی‌گری گوته، به درجه پروفسورى تاریخ در «ینا» برسد. به علاوه شیلر، طى سال هاى ۱۷۹۲ – ۱۷۹۰، تاریخ جنگ سى ساله را در سه مجلد به رشتهی تحریر درآورد و در همین دوران، بررسى و اندیشه در مورد فلسفه‌ی ایده‌آلیستى کانت را آغاز کرد. شیلر در ۲۲ فوریه ۱۷۹۰ با «شارلوته فون لانگه فلد» ازدواج کرد. شاعر سی سال داشت که مراسم ازدواجش را انجام داد و خانواده‏‌ای با  عشق و فداکاری برپا گشت و چهار فرزند بوجود آمد. شاعر با نیرویی که از زناشویی سعادت‌مند پیدا کرد به کار تالیف پرداخت ولی در این هنگام بیمار گشت و با مسافرت کوتاهی به «کارلسباد» کمی بهتر شد.  او وسایل تامین هزینه‌ی معالجه نداشت و یکی از تقدیرکاران دانمارکی‏ او به نام «ینس باگیزن» اقدامی نمود و انعامی به مبلغ هزار تالر از شاهزاده «فریدریک کریستیان» برای او فرستاد و او از این‌رو فراغی حاصل نمود. سال بعد مبتلا به بیمارى بسیار شدیدترى شد و به ناچار از تدریس چشم پوشى کرد.

شیلر و گوته از بزرگ‌ترین شاعران زمان خودشان بودند، که نمی‌توان تاثیر این دو بر یک‌دیگر را انکار نمود. این واقعیت که اتمام کار بخش اول فاوست گوته، براساس تشویق‌هاى شیلر بوده و در مقابل گوته هم شیلر را در سرودن قصایدش تشویق می‌کرده است، نشان مىدهد که این دو شاعر متقابلن براى یکدیگر الهام بخش بوده‌اند. گفت‌وگوها، پروژه‌ها، نظریه‌ها و کارهاى مشترک انجام شده، سبک «کلاسیک وایمارى» را به وجود آورد که براساس الگوهاى عهد عتیق و دوران رنسانس بود. سپس نمایش‌نامه‌هاى «ماریا استوارت»، «باکره اورلئان»‌ و «ویلهلم تل»‌ پشت سر هم و به سرعت زیاد نوشته شد. شیلر در ۹ ماه می ۱۸۰۵ در وایمار و در اثر عوارض بیمارى شدیدى که سال‌ها پیش مبتلا به آن شده بود، از دنیا رفت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,