Saturday, 18 July 2015
02 December 2020

«باز سرو کله مدحی پیدا شد»

2011 December 03

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

فرامرز دادرس / پژوهش‌گر و کارشناس اطلاعاتی

چند ماه پس از پخش مستندی به نام «‌الماسی برای فریب»  که ضربه سنگینی به اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور وارد کرد، روز چهارشنبه نهم آذر ماه، برابر سی ام نوامبر 2011، مستندی زیر نام «‌روز های پس از الماس‌» پخش شد. این برنامه  یک روز پس از حمله سازمان‌یافته شده به سفارت بریتانیا در تهران، ازکانال سوم دولتی ایران پخش شده است.

خبرگزاری‌ها و رادیو تلویزیون های فارسی زبان اپوزیسیون، سرگرم بهره‌برداری از رخ‌داد سفارت انگستان در تهران بودند و توجهی به این خبر نکردند. هدف جمهوری اسلامی از پخش این به اصطلاح مستند از سویی سرگرم نمودن مردم درون کشور و از سوی دیگر، ‌بی‌اعتبار کردن هر چه بیش‌تر اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بود. رژیم می‌خواست به خارجی‌ها نشان دهد که به دنبال سرمایه‌گذاری روی اپوزیسون ایران بر نیایند. در این فیلم،  با پخش برخی عکس‌ها و صدا‌ها نشان داد شد که عوامل رژیم تا کجا به درون اپوزیسیون ایران نفوذ کرده‌اند و سازمان‌های اطلاعاتی غرب را به بازی گرفته‌اند.

در این مستند، محمد‌رضا مدحی، که از جانب یاران پیشین خود در اپوزیسیون سردار، لقب یافته بود، همه ادعا‌های شرکای پیشین خود را که روی وی بیش از اندازه حساب باز کرده بودند رد کرد، این بار مدحی، دوباره از سفر خود به واشنگتن و تماس با مقامات آمریکایی گفت‌وگو کرد و مدعی شد که هنگام ورود به یک مرکز لابی‌گری نه چندان دور از کاخ سفید، ناچار شده انگشت‌نگاری‌ الکترونیکی شود، و اثر این انگشت‌نگاری می‌تواند ادعای وی در باره ملاقات‌هایش در آمریکا را تایید کند. مدحی از تماس‌هایش با مقامات‌ اطلاعاتی آلمانی و استان‌دار مونیخ گفت‌وگو کرد و مدعی شد که با ویزای شنگن به آلمان رفته و استان‌دار از وی خواسته که برای امنیت بیش‌تر در آلمان پناهنده شود.

مدحی گفت که دخترش چندی پیش در ایران ازدواج‌ کرده است، او با این گفتار خود، ادعای  علیرضا نوریزاده‌، یار پیشین خود را رد کرد. پس از افشای جریان مدحی، نوریزاده‌، در برابر رادیو تلویزیون‌ها مدعی شده بود که رژیم اسلامی دختر مدحی را به گروگان گرفته و او ناچار به بازگشت به ایران و هم‌کاری با رژیم شده است. در این مستند بخش کوچکی از صدای گریه و هق هقی شخصی پخش شد، این صدا به علیرضا ‌نوریزاده نسبت داده شد‌، ولی روشن نیست این صدا به راستی  از آن نوریزاده  است یا صدای وی از سوی کسی تقلید شده است، و یا با بهره‌گیری از تکنولوژی نوین، باز‌سازی و دست‌کاری شده باشد.

مدحی مدعی شد که اتاقی را که در فیلم نخست «‌مستند الماسی برای فریب» از وی فیلم‌برداری شده بود در کشور آلمان بوده و مدارکی دارد که می‌تواند این ادعا را ثابت کند. پس از پخش نخستین افشا‌گری مدحی‌، نوریزاده گفته بود که این اتاق و دکوراسیون آن در شهر بانکوک در کشور تایلند  است، یکی دیگر از دست‌یاران مدحی به بخش فارسی صدای آمریکا گفته بود؛ این اتاق در شهر ازمیر در ترکیه می‌باشد.

مدحی با پخش صدای مهرداد خوانساری نشان داد که همواره در حال ضبط صدا و گردآوری مدارک د رباره دوستانش در اپوزیسیون بوده است، این مدارک ارایه شده نشان می‌دهند که مدحی،  وارونه ادعا‌های امیر حسین جهانشاهی، که وابستگی مدحی را به سازمان‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی رد کرده بود، از آغاز در اپوزیسیون نفوذ کرده بود و عامل جمهوری اسلامی بوده است. در این فیلم، صدای مهرداد خوانساری، هنگام گفت‌وگوی تلفنی با ‌همسر مدحی پخش شد، در این گفت‌وگو به خوانساری به همسر مدحی می‌گوید که تغییری در برنامه آمدن و سکونت ‌همسر مدحی در ‌فرانسه انجام شده است.

در این مستند، تصویر و صدای یک زن جوان که هم‌راه امیر‌حسین جهانشاهی بود پخش شد‌، مدحی ادعا می‌کند که این زن جوان به نام «‌اختا» از افسران اطلاعاتی اسراییل است، و رابط جهانشاهی با سازمان‌های اطلاعاتی اسراییل در فرانسه بوده است. در پایان مدحی قول داد که باز هم مدارک دیگری را افشا خواهد کرد.

بخش‌هایی از گفته‌های مدحی می‌تواند درست باشد. برخی از کارشناسان امور اطلاعاتی که با خصوصیات و روش‌های ‌ایرانیان آشنا هستند، بر این باورند که مدحی توانسته بود با دادن برخی اطلاعات طبقه‌بندی شده با فریب‌ رابط‌های ایرانی سازمان‌های اطلاعاتی غربی، اعتماد  این سازمان‌ها‌ را به دست آورد.

کارشناسان می‌گویند‌؛ اشتباه این سازما‌ن‌ها در این بوده است  که بیش از اندازه به واسطه‌های ایرانی خود در اپوزیسیون ایران اعتماد کرده بودند، این واسطه‌ها همگی مدعی‌ بودند که مدحی دریایی از اطلاعات است.

ماجرای مدحی، نه تنها برای اپوزیسون ایرانی ضربه مهلکی بود، بلکه به سازمان‌های اطلاعاتی غربی که از دور و نزدیک با جریان مدحی در پیوند بودند نیز، شوک وارد کرد.

قرار بود در آبان‌ماه،‌ محمد‌رضا مدحی، به دعوت بسیج ‌دانش‌جویی دانش‌گاه علامه طباطبایی در این مرکز سخن‌رانی کند و به پرسش‌های دانش‌جویان پاسخ دهد، ولی این برنامه به دلیل مخالفت مسوولین وزارت علوم انجام نشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. بهرام
    1

    متاًسفانه و اینطور که از این گزارش بر میاید باز هم باید منتظر افشاگری هایی دراین زمینه باشیم تشکر از نویسنده و مسئولین سایت


  2. طلای منش
    2

    ببینید .. الکی بهتره که شلوغش نکنید … مدحی از ایران فرار کرده بود .. ولی در المان دزدیده شد و ان فیلم را پر کردند .. بعد با تهدید به ایران برگردانده شد .. و خود کلهان بهش لقب جاسوس داد .. و در دانشگاه همه میدانند که از ایران فرار کرده بوده و همین .. منتها سناریو طوریست که شما میبینید.