Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
دایره‌ی شکسته- برای نسرین ستوده که عزم و ارداه را معنا می‌کند

«آن‌که در بند است»

2011 December 13

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

هرگونه رفتار خشونت‌آمیز فیزیکی، روانی و یا اقتصادی که بر انسان اعمال گردد خواه ناخواه باعث آسیب دیدن او می‌شود. خشونت بر انسان‌ها آن‌قدرها ربطی به پای‌گاه طبقاتی و موقعیت اجتماعی آنان ندارد. اگرچه آسیب‌های ناشی از خشونت در کشورهای دیکتاتوری با اعمال زورهای بی‌منطق و بدون دلیل تا سال‌ها انسان‌ها را از یک زندگی عادی محروم می‌کند و این سنگین‌تر است. انسان‌هایی که تنها دلیل دربند بودن‌شان، تلاش برای تعریف دموکراسی است، که به سادگی و در سایه قوانین آن نتوان به هر بی‌گناهی انگی زده و او را از زندگی محروم کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همه‌ی مشکلات «نسرین ستوده» از زمانی شروع شد که این وکیل آگاه و انسان‌دوست تنها به وظیفه‌ی وکالت خود عمل کرد و به دفاع از موکلانش پرداخت، موکلانی که فارغ از عقیده و مرام‌شان به دفاع از آنان می‌پرداخت. بعد از چندین بار تهدیدهای مکرر و احضارهای شفاهی و تلفن‌های نابهنگام، در هشتم شهریور ماه بعد از تفتیش خانه‌اش و جست‌وجو در میان جای جای زندگی شخصی خود و خانواده‌اش، برگه‌ی احضاریه را به دستش سپردند. «نسرین ستوده» در جریان انتخابات 1388، به هم‌راه بسیاری از فعالان جنبش زنان، «هم‌گرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» را شکل داده و در مبارزات انتخاباتی تلاش کردند تا مطالبات زنان را در سطح عمومی و با کاندیداها، مطرح سازند. پس از انتخابات نیز وی تعهدش را به حقوق برابر و حق انتخاب هم وطنانش با هم‌راهی و هم‌گامی با هم‌گرایی سبز جنبش زنان نشان داد. «نسرین ستوده» تنها یک وکیل مسوول و متعهد به کار وکالت‌اش بوده که سال‌های سال با تلاش خستگی‌ناپذیر خود به دفاع از موکلین‌اش پرداخته است‌. هیچ‌کس، هیچ‌گاه، و در هیچ‌کجای دنیا تصور نمی‌کرد که روزی یک وکیل متعهد و سرشناس چون او که همیشه قدم‌هایش برای احیای حقوق مردم کشورش بوده چنین دربند کشیده شود و از ابتدایی‌ترین حقوقش نیز محروم شود.

وقتی سرگذشت نسرین ستوده را در این روزهای بازداشت به دقت مرور کنیم واقعن به درستی نمی‌توان فهمید که گناه‌اش چیست؟ و به چه جرمی به تحمل این حبس سنگین و محرومیت از بودن با فرزندانش محکوم شده است. او در واقع هیچ جرمی به جز انجام وظایف قانونی‌اش در قبال موکلان‌اش انجام نداده است و به دلیل همین از جان گذشتن‌ها و ایفای وظیفه وکالت‌اش بوده که وقتی روز سیزدهم شهریورماه هم‌راه با وکیل‌اش، «نسیم غنوی» به دادسرای اوین مراجعه کردند، او را نگه داشتند و به وکیل‌اش گفتند که آن‌جا را ترک کند، بدون این‌که بگویند قرار بازداشتی برای نسرین ستوده صادر خواهد شد یا نه. اما وقتی زمان به نیمه‌های شب رسید دیگر همه می‌دانستند که نسرین ستوده را فعلن باز نخواهد گذاشت. به این ترتیب با بازداشت او فشار بر فعالین وارد فاز جدیدی شد تا وکلای دیگر حساب کار خود را بکنند. روزهای سخت نسرین ستوده با گذراندن در سلول انفرادی آغاز شد‌. هنوز چند روز از بازداشت این وکیل سرشناس حقوق زنان و حقوق بشر نگذشته بود که موجی از اعتراض‌های بین‌المللی به بازداشت‌اش شروع شد اما هیچ‌کدام از این اعتراضات نتوانست سیستم قضایی را وادار به آزادی نسرین ستوده و تجدید نظر در برخورد با وی کند.

اما حرکات نسرین ستوده بعد از دستگیری و محکومیت سنگینی که برایش صادر شد این بود که سکوت نکرد و سکوت نکرد. در برابر همه از بی‌عدالتی‌هایی که به موکلانش شده بود سخن گفت‌. او وکیلی بی‌گناه است که تنها جرمش دفاع از موکلین و کودکان زیر هیجده سالی بود که به اعدام محکوم شده بودند. دلیل بازداشت او به هیچ وجه مشخص نبود و کسی برای بازداشت وکیل باسابقه و انسان‌دوستی که تنها دغدغه‌ی فکری‌اش حمایت از حقوق انسان‌ها بود، توضیحی نداد. او گذشته از قبول وکالت فعالان جنبش زنان، تاکنون پرونده‌ی بسیاری از فعالان سیاسی و نیز پرونده‌های کودک آزاری و اعدام کودکان زیر هیجده سال را هم تقبل کرده، و نیز وکالت برخی از افرادی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به اعدام محکوم شدند را برعهده گرفته است.

هم‌اکنون او دوران محکومیتش را می‌گذراند، به دور از دو فرزند نوجوان و خردسالش که نیازمند آغوش او هستند. نسرین ستوده اما این مقاومت خستگی‌ناپذیر و عزم و اراده‌ی آهنین خود را در مطالبات بر حقش بارها بر صورت کسانی که او را بی‌گناه بر بند کشیدند، کوبید. او اعتراض می‌کند، به هر حرف زور و ناحقی که بر او روا می‌دارند، واکنش نشان می‌دهد، ندیدن و دوری از فرزندانش را بر خود روا می‌دارد، اما به حرف‌های بی‌پایه و بنیان می‌شورد، به انفرادی می‌رود، اعتصاب غذا می‌کند اما نامه می‌نویسد و تند و محکم تمام بی‌عدالتی‌ها را محکوم می‌کند.

نسرین ستوده زن بزرگی است که در سطرها و کلمات نمی‌گنجد، ای کاش روزی برسد، که سکوت، نباشد، در قبال مادری که ندیدن فرزندانش و دوری از آن‌ها را به جان می‌خرد، تا مادری دیگر بر دار رفتن نوجوانش را نبیند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,