Saturday, 18 July 2015
06 August 2020
ولایت فقیه از آغاز تا امروز

«نگاهی به اصل ولایت فقیه در قانون اساسی»

2009 December 20

فرزانه روشن / رادیو کوچه
یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر فرآیند توسعه سیاسی ساختار حقوقی است لذا بررسی قانون اساسی ج.ا.ا که تجلی عینی آن ساختار سیاسی است حائز اهمیت می‌باشد.
قانون اساسی، اصول و موازین حاکم بر روابط سیاسی افراد در ارتباط با دولت و نهادهای سیاسی کشور است و شیوه تنظیم آنها و همچنین کیفیت توزیع قدرت را مشخص می‌کند.
قانون اساسی در واقع میثاق میان ملت و دولت و تعیین کننده‌های آزادی فرد در برابر نهاد حاکم است.
آغاز کشمکش‌ها
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57. طی حکمی مرحوم مهندس بازرگان به دستور آیت الله خمینی مامور تشکیل دولت موقت شد و مهم ترین وظیفه ایشان،‌تهیه پیش نویس قانون اساسی و تشکیل مجلس خبرگان (موسسان) بود.
اولین کشمکش‌ها و تعارضات میان انقلابیون درباره شکل و فرم حکومت بروز کرد و نهایتا بدون اجماع نظر و توافق میان گروه‌ها، قبل از تهیه پیش نویس قانون اساسی، نوع حکومت از طریق رفراندوم «جمهوری اسلامی» انتخاب شد.
پیش نویس قانون اساسی که با الگو برداری از جمهوری پنجم فرانسه در 1958 تنظیم شد به دموکراسی گرایش داشت و یک نظام ریاست جمهوری مبتنی بر آراء مردم را پیشنهاد داد و نهایتا از سوی شورای انقلاب در 12 فصل و 151 اصل تصویب شد و در 24 خرداد 58 جهت اظهار نظر مردم منتشر شد اما
مجلس خبرگان، پیش نویس را کنار گذاشت و خود شروع به تدوین قانون اساسی جدید کرد. اصل ولایت فقیه در پیش نویس پیش‌بینی نشده بود اما براساس پیشنهاد به دبیرخانه مطرح شدو در نهایت به تصویب رسید .
فردی برتر از قانون
مهم ترین ویژگی این قانون اساسی چه بود : منبع قدرت در قانون اساسی به ترتیب اولویت از خداوند، ‌فقیه،  فقها و مردم سرچشمه می‌گیرد.
قانون اساسی صراحتا می‌گوید که قدرت متعلق به خداست. خداوند انسان را مسوول سرنوشت خود قرار داده و هیچکس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.
و این پیچیدگی‌هایی را در ساختار حقوقی نظام سیاسی ایران موجب شده است چراکه با توجه به  محوریت رهبری و نهاد ولایت فقیه و نقش مرکزی روحانیت در شورای نگهبان در تایید و تنفیذ رئیس‌جمهور منتخب مردم، حاکمیت ملی نه به صورت مستقیم و از طریق آراء مردم بلکه به صورتی غیرمستقیم اعمال می‌شود و به نظر می‌رسد در یک برداشت کلی، قانون اساسی ج.ا.ا بیشتر تامین کننده مطالبات تاریخی طبقه روحانیت که تاپیش از این بدان پاسخی داده نشده بود.
ساختار حقوقی و سیاسی ولایت فقیه که مقام حاکم نظارت و اشراف و سلطه همه جانبه بر کل امور (تشریحی، تنفیذی و قضایی) برعهده دارد اصولا و حقوقا با نظریه تفکیک قوا منافات جدی دارد. زیرا زمینه بنیادی پذیرش اصول تفکیک قوا مقابله با تمرکز قدرت استبدادگونه است شیوه انتخاب رهبر متضمن آن است که فقیه ولی بر مردم است ونه وکیل از سوی مردم و معیار تصمیم گیری در حوزه عمومی نظر ولی فقیه است و مردم بایستی اعمال خود را با نظر ولی فقیه سازگار و هماهنگ کنند ونه برعکس.
در بررسی مفصل تر می‌توان موارد بسیاری پیرامون ماهیت متنازع اصل ولایت فقیه با حاکمیت مردم، دموکراسی و جمهوریت نظامرا مطرح نمود.
جمهوری اسلامی ،قطاری بی سرنشین
اگر جمهوری اسلامی را به قطاری تشبیه کنیم وقتی سوت حرکت کشیده شد مسافران زیادی را با خود داشت اما در پس هر برهه ی تاریخی عده ای را جاگذشت و عده ای را به بیرون پرتاب کرد این قطار همچنان با سرعت به مقصدی نامعلوم در حرکت است به نظر میرسد به زودی سر نشین در کابین اش  نباشد .
اگر دولت موقت و پس آیت آلله منتظری را از جمله نخستین اشخاص و گروههای سیاسی  منتقد و مخالف جدی و علنی این اصل بدانیم که هیچ وقت التزام و تعمدی نسبت به آن نپذیرفته اند اما گردونه حوادث تاریخی هر روز بر شمار منتقدان و مخالفان اصل ولایت فقیه افزود.
تاپیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم،  بسیاری از بزرگان حکومت و بخشی از بدنه جدا مانده از قدرت رسمی  تلاش کردند تا مواضع خود را پیرامون این اصل روشن کنند میر حسین موسوی و مهدی کروبی نامزدهای اصلاح طلبان در جریان رقابت های انتخاباتی سعی داشتند با انتقاداتی ظریف و ایهام آلود مرزبندی خود را با بدنه مجذوبان ولایت تعریف و تعیین نمایند .
شکستی بزرگتر از پیروزی
تقلب در انتخابات در ظاهر پیروزی احمدی نژاد را رقم زد و حمایت کامل آیت الله خامنه ای بی توجه به  نتیجه ابهام آلود و پر اعتراض صندلی قدرت را برای 4 سال بعد تضمین کرد اما اتفاقی بس بزرگتر در ساحت جامعه در حال وقوع بود ، این بار اعتراضات پیکان حمله را به سوی راس نظام نشانه رفته بود . دیگر شعار ولایت مطلقه فقیه برای مردم توجیه گر عمل و گفتار رهبر نبود ، اعتماد اکثریتی از نظام سلب شد و اسطوره فقیه فرو ریخت چراکه او دیگر مرجعی بالاتر نبود او خودذی نفع و صاحب قدرتی بود که برای ماندن در قدرت می جنگید، او صلاحیت اش را در بازی قدرت از دست داد و این شکستی بزرگ در پس یک پیروزی کوچک می نمود.
آیا آنهایی که امروز بر کرسی قدرت نشسته اند می خواهند با اعتمادهای از دست رفته مردم چه کنند.  چه کسانی به براندازی می اندیشند ، برانداز واقعی کیست ؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,