Saturday, 18 July 2015
07 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 57

«آغاز زورآزمایی»

2012 January 10

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گفتیم آقای بنی‌صدر در مرحله «قبل از تجربه» یکی از کسانی بود که «حق شرعی» را به واسطه ترجمه‌های تحریفی و سپس سکوت در برابر وضوح آن، ابتدا بدون ایجاد سر‌و‌صدا به کشور وارد و پس از آن موجب استقرار بدون هیاهوی آن در متون اساسی و کلی مملکتی شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

فهرست اعضای شورای انقلاب در زمان انتشار حکم تشکیل این شورا در دی 1357، و مدت‌ها پس از آن مخفی بود. چند سال بعد مشخص شد که پنج عضو بنیان‌گذار شورای انقلاب که از طرف آیت‌اله خمینی تعیین شده بودند، عبارت بودند از آقایان مرتضی مطهری، محمد حسین بهشتی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد جواد باهنر. شورای انقلاب بعد از بهمن 57 توسعه یافت و اعضای جدیدی را جذب کرد، ولی آقای خمینی تمامی اعضای جدید شورای انقلاب را هم، بعد از معرفی و پیشنهاد گروه پنج نفره اولیه، معین و منصوب کرد. آقای بهشتی «یکی از پنج عضو اولیه شورای انقلاب»، درباره تشکیل توسعه شورای انقلاب، گفته است: «افراد را امام تعیین می‌کردند به این معنی که اول امام به یک گروه پنج نفری از روحانیت مسوولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیت‌اله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. … قرار بود روی آن‌ها (افراد جدید) مطالعه کنیم و نظر نهایی‌مان را بدهیم و امام نیز تایید نمودند.»

شورای انقلاب نهادی بود که گرچه وجود علنی داشت، اما پوششی محدود بر عمل‌کرد آن صورت می‌گرفت. به گونه‌ای که اطلاعات کنونی ما از آن نهاد محدود به خاطره‌نگاری‌های حلقه اول منسوبین این تشکل است.

اکبر هاشمی، یکی از پنج عضو گروه اول تشکیل‌دهنده شورای انقلاب، در پیوند با روش تشکیل و توسعه شورای انقلاب گفته است: «امام اجازه داده بودند که افراد دیگری به اتفاق نظر این پنج نفر (اول) به شورای انقلاب اضافه شوند.»

توسعه شورای انقلاب در چندین گروه متوالی صورت گرفت. گروه اول همان پنج نفر موسس شورای انقلاب در آبان 57 بودند. گروه دوم شامل افراد جدیدی بود که بعد از آبان 57 تا بیست‌و‌دوم بهمن 57 به شورای انقلاب اضافه شدند. افراد گروه دوم به ترتیب اسم عبارت بودند از آقایان مهدی بازرگان، علی خامنه‌ای، یداله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، محمود طالقانی، ولی‌اله قره‌نی، مصطفی کتیرایی، علی‌اصغر مسعودی و محمدرضا مهدوی کنی. بعد از تشکیل دولت موقت در نیمه بهمن 57، آقایان بازرگان، سحابی، کتیرایی، حاج سیدجوادی و قره‌نی از شورای انقلاب خارج و به دولت موقت منتقل شدند.

گروه سوم شامل افرادی بود که در اسفند 57 یا در اوایل بهار 58 از طرف آیت‌اله خمینی به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. گروه دوم به ترتیب اسم شامل افراد زیر می‌شود: ابوالحسن بنی‌صدر، حسن حبیبی، عزت‌اله سحابی، عباس شیبانی و صادق قطب‌زاده.

گروه چهارم شامل حبیب‌اله پیمان، احمد جلالی و میرحسین موسوی می‌شد که در اردیبهشت 58، به دنبال ترور مرتضی مطهری، به عضویت در شورای انقلاب تعیین شدند. بعد از سقوط دولت موقت در نیمه آبان 58، مجددن تعدادی از اعضای قبلی شورای انقلاب مثل مهدی بازرگان و یداله سحابی به شورای انقلاب بازگشتند. اطلاعات موجود حکایت از آن دارد که در فاصله نیمه آبان 58 تا آخر تیر 59 اعضای شورای انقلاب تغییر نکردند.

اکبر هاشمی در خاطرات خود به‌طور مشخص نوشته است که «امام عضویت او (بنی‌صدر) را با توجه به موافقت ما، تایید کردند.» در جایی دیگر آقای هاشمی به‌طور مشخص‌تری در پیوند با عضویت آقای بنی‌صدر به شورای انقلاب اظهار داشته است که «ما بایست پیشنهاد می‌دادیم که امام تصویب کنند تا بنی‌صدر به شورای انقلاب بیاید.»

هاشمی در همان منبع به رقابت پیوسته بین اعضای گروه مترجمان آیت‌اله خمینی هم اشاره کرد و ادامه داده است که قطب‌زاده و بنی‌صدر، چشم دیدن هم‌دیگر را نداشتند.

شورای انقلاب در دوران عمل‌کرد خود به واقع چهار رییس داشت. اولین رییس شورای انقلاب آیت‌اله مطهری بود که در ضمن پایه‌گذار شورای انقلاب در پاییز 57 نیز بود. مطهری در یازدهم اردیبهشت 58 توسط گروه فرقان ترور شد. دومین رییس شورای انقلاب آیت‌اله طالقانی بود که که در روز نوزدهم شهریور 58 درگذشت. سومین دبیر اجرایی شورای انقلاب آیت‌اله بهشتی بود که تا پانزدهم بهمن 58 در این موقعیت بود، اگرچه آیت‌اله بهشتی حتا در زمان حیات مطهری و طالقانی هم جلسه‌های شورا را در عمل اداره می‌کرد. چهارمین و آخرین رییس شورای انقلاب، ابوالحسن بنی‌صدر بود که از پانزدهم بهمن 58 تا بیست‌و‌نهم تیر 59 در این موقعیت قرار داشت. در حالی که اکثریت نسبی اعضای شورای انقلاب در زمستان 58 در رابطه با حزب جمهوری اسلامی بودند، بنی‌صدر که در اقلیت بود به ریاست شورای انقلاب انتخاب شد. این مصالحه‌ای بود در جهت تخفیف تنش در درون شورای انقلاب، ولی در عمل به تعمیق تنش در شورای انقلاب منجر شد. رقابت بین ابوالحسن بنی‌صدر و آیت‌اله بهشتی در داخل شورای انقلاب از نیمه آبان 58 شکل گرفت.

انتخابات اولین دوره‌ی رییس‌جمهوری در عمل به صورت اولین مرحله از زورآزمایی بهشتی و بنی‌صدر درآمد. رقابت‌های انتخاباتی برای دست‌یابی به پست رییس‌ جمهوری در روز اول دی 58 رسمی شد. این خود کوتاه زمانی پس از انجام رفراندوم قانون اساسی بود، که در روز دهم آذر 58 برگزار شده بود. فهرست نامزدهایی که توانستند از مرحله‌های مختلف نظارت حکومتی بگذرند و همگی شامل بدنه قبلی خود حکومت بودند، شامل ده نفر می‌شد، ولی پنج نفر نقشی مهم در روند حوادث ایفا کردند. این پنج نفر عبارت‌اند از آقایان بهشتی، بنی‌صدر، فارسی، تهرانی و حبیبی. رقابت‌های رسمی انتخاباتی برای تسلط بر کرسی اولین ریاست‌ جمهوری کشور ایران با یک‌سری اتفاق‌های پشت پرده در داخل ساختار حاکمیت هم‌راه شد. تبلیغات انتخابات رییس ‌جمهوری در بهمن 58، از یک سال قبل از آن در بهمن 57 با سخن‌رانی‌های تبلیغاتی بهشتی، بنی‌صدر و بقیه نامزدها در عمل شروع شده بود.

اما آقای خمینی که در راس ساختار قدرت قرار داشت، با یک حکم شرعی، آیت‌اله بهشتی «رییس حزب جمهوری اسلامی» را از شرکت در انتخابات رییس‌ جمهوری نهی کرد، اگرچه این موضوع در آن زمان علنی نشد. این موضوع مدت‌ها بعد، از طریق اطلاعات کتاب‌های خاطرات منتشر شد. در مورد تصمیم آقای خمینی مبنی بر نهی بهشتی از شرکت در انتخابات رییس‌ جمهوری تفسیرهای متفاوتی وجود دارد. اما آن‌چه آشکار است، آن ‌است که آقای خمینی، در اوایل دی‌ماه سال 58، حکمی شرعی مبنی بر نهی کلیه روحانیون از شرکت در انتخابات رییس جمهوری صادر کرد. خبر این حکم شرعی آیت‌اله خمینی با عنوان «روحانیون نباید رییس‌ جمهوری شوند» در صفحه اول کیهان روز نهم دی 58 چاپ شد. پس از مدتی آشکار شد آن حکم شرعی آقای خمینی به طور مشخص در رابطه با اقدام‌های اولیه بهشتی برای شرکت در انتخابات رییس ‌جمهوری بوده است. به همین رویه بعدها آشکار شد که آقای بهشتی از مدتی قبل اقدام به چاپ عکس‌های تبلیغاتی انتخاباتی کرده بود و آقای خمینی از این موضوع مطلع بوده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. محمد دلخسته
    1

    شما تا کی می خواهید از روی نوشته های سحاب سپهری کپی کنید بدون ان که به ان ها مرجع بدهید. استاد بنی صدر هیچگاه ان نوشته ها راتاییدنکردند به این ترتیب این نوشته ها سندیت تاریخی ندارند.


  2. محمد دلخسته
    2

    استاد بنی‌صدر داناهستند، و بس.