Saturday, 18 July 2015
27 September 2021
دایره‌ی شکسته

«آقازاده چه‌کاره هستند؟»

2012 January 10

مهشبتاجیک/ رادیو کوچه

او پیش از طلوع آفتاب در یک دکه‌ با کم‌تر از مساحت یک متر مربع می‌نشیند و به هر کس که دست دراز می‌کند به نسبت پولی که از دریچه‌ی اتاقک فلزی به درون هل می‌دهد بلیط‌های کاغذی اتوبوس شرکت واحد را می‌دهد و گاهی هم به پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد که در مورد ساعت‌های حرکت و یا ایست‌گاه مقصد و مبدا و از این قبیل است. او شب‌ها پوسته‌ی سبز گردو را جدا می‌کند و بعد هم پوسته‌ی چوبی آن را طوری به دقت جدا می‌کند که مغز آن سالم و بی‌نقص بیرون بیاید. بعد هم تمام مغزهای سالم را در یک ظرف شیشه‌ای می‌ریزد و با محلول آب‌لیمو و نمک برای فردا آماده می‌کند. فردا او گردوها را در جایی چون پارک، کوه، معبرهای عمومی و هر جایی که بشود خواهد فروخت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او کفش‌دار است، در جلوی در ورودی حرم یا مسجد پشت به ردیفی از جای‌گاه‌های کوچکی که فقط یک کفش را در خود جای می‌دهد می‌ایستد و در ازای هر کفش یک کارت با یک شماره سریال به صاحب کفش می‌دهد تا در هنگام خروج با تطابق شماره، کفش به صاحب خود برسد. او را همیشه در کنار سطل‌های زباله یا محل جمع‌شدن زباله می‌توانید بیابید. او از میان زباله‌ها، کارتون‌ها، چیزهای پلاستیکی و فلزی را بیرون می‌کشد و در گونی‌ای که به هم‌راه دارد می‌ریزد، بعد هم به جایی می‌برد که می‌شناسد و آن‌ها را می‌فروشد. او را نخواهید دید چراکه در ساعت‌های کار، به جای او یک میکی‌موس یا یک اردک یا هرچیز دیگری که کودکان و والدین‌شان را به سمت غذاخوری‌ها بکشاند را خواهید دید. فرقی نمی‌کند چه روزی از چه فصلی باشد. او جلوی رستوران، فروش‌گاه غذاهای آماده و از این قبیل می‌ایستد و برای کودک شما دست تکان می‌دهد. او کارت پخش کن است، گاهی هم با صدایش کارت‌ها را به گوش شما می‌خواند گاهی به زور چند‌تایی را توی مشت‌های شما می‌چپاند چراکه کارت‌ها باید تمام شوند و این قاعده‌ی بازی است. او نوازنده و خواننده‌ی دوره گرد است، در کوچه پس کوچه‌ها پرسه می‌زند و در پیاده‌روها صدای ساز و آوازش به گوش می‌رسد و گاهی شما را به گذشته‌های موسیقیایی‌تان می‌برد.

او هرکسی می‌تواند باشد، یک فروشنده‌ی مترو با کوله‌پشتی و بسته‌هایش، بلیط‌فروش شهربازی و هر کسی می‌تواند باشد ولی وقتی از او بپرسید که چه می‌کند شاید اگر بخواهد برای شما و یا هر کس دیگری در این زمینه توضیح دهد، کار دشواری باشد. همه‌ی شغل‌هایی که در بالا از آن‌ها یاد شد، به علاوه‌ی فهرست طولانی‌تری از شغل‌هایی که از آن‌ها نامی برده نشد، راه‌های کسب درآمدی هستند که ضرورت وجودی و حتا توجیه حضوری خاصی در اجتماع ندارند. این شغل‌ها گاهی خوشایند و گاهی نوستالژیک هستند و گاهی هم به ریشه فرهنگ فولکلور یک جامعه پیوند خورده‌اند. وقتی به چنین شغل‌هایی فکر می‌کنیم، به چیزی خارج از تعریف یک عمل‌کرد نگاه می‌اندازیم. شاید از آن‌جایی که گزینه‌ای در فهرست‌بندی کارها برای آن‌ها وجود ندارد، عینیتی هم در دنیای واقع برای آن‌ها نمی‌توان تصور کرد به این معنی که ما قادر به ترسیم سازمانی نظامند در حیطه‌ی رفتار منطقی یک پدیده برای آن‌ها نیستیم. البته این مسئله فقط مختص این چنین شغل‌هایی نیست و شغل‌هایی در رده‌های بالای اجتماعی با مزایای مالی و فرهنگی بالا هم در این حیطه قرار می‌گیرند ولی چون منی که شهروند متوسط اجتماع هستم، بیش از هر چیزی با این شغل‌ها در ارتباط بوده‌ام، درک و تصور گروه دیگر این مجموعه برای من سخت‌تر خواهد بود. برای نمونه کسانی که شامه‌ی خوبی برای تست‌کردن عطرها دارند یا صاحبان امکان مثل کسانی که صاحب کانتینرهای باربری هستند یا مجموعه‌دارها و شغل‌هایی از این قبیل.

شاید در سده و هزاره‌ای که می‌آید، شغل و ارزیابی کارایی هر انسان، به گونه‌ای متفاوت از زمان ما قابل بررسی، سنجش و ارزش‌گزاری باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. بهرام شیرزاد
    1

    این بیچاره ها که آقا زاده نیستند


    1. مه شب تاجیک
      2

      :)دوست عزیز منظور از عنوان…تنها عبارت رایج پرسیدن شغل بود…نه استفاده از عبارت آقازاده ها به عنوان افرادی با شرایط خاص در اجتماع