Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
امنیت داخلی یا امنیت خارجی،

«آیا ترور احمدی‌روشن با مرگ مشکوک احمد رضایی ارتباط دارد؟»

2012 January 14

مهیار فرآورده

در هفته گذشته، خبری روی شبکه اینترنت قرار گرفت که حاکی از روابط گسترده احمد رضایی، فرزند محسن رضایی با اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بود و خبر مدعی شده که احمد رضایی بین یک «شخص» و یک «دانشمند اتمی» ایران قرار ملاقات گذاشته و این دانش‌مند قرار بود یک فلاش اطلاعات مهم را با خود بیاورد تا فعالیت‌هایی که در زمینه توسعه بمب هسته‌ای توسط حکومت ایران صورت می‌گیرند را ثابت کند.

این خبرها می‌افزایند؛ عوامل سپاه پاسداران که مدت‌ها احمد رضایی را زیر نظر داشتند و در هتل به سراغ او رفتند، ساعت‌ها او را بازجویی کرده و وی را آن‌قدر کتک زدند تا جان داد. آن‌ها در اتاق وی به‌دنبال فلاش حافظه گشتند ولی بدون این‌که آن‌را پیدا کنند دبی را ترک کردند.

اگر خبرهای بالا واقعیت داشته باشند، آن «دانش‌مند اتمی» که قرار بود فلاش اطلاعات مهم را توسط احمد رضایی به آن «شخص» برساند چه کسی بوده است و اگر هویت این فرد بر سپاه فاش شود، چه آینده‌ای در انتظار او خواهد بود؟!

گرچه هیچ‌کدام از راویان این خبر؛ مانند «ایران پرس نیوز»، وب‌سایت «تلویزیون آذربایجان جنوبی» در باکو و یا «آژانس ایران خبر»، منبع خود را ذکر نکرده‌اند و کلیه وب‌گاه‌های دیگر که آن را نقل کرده‌اند، کمابیش کپی‌ی همان خبر است که با «گزارش دریافتی از درون رژیم:» شروع می‌شود، اما از آن‌جا که تخصص حکومت ولایت‌فقیه در ترور است و حتا پیش از روی کار آمدن، این هنر را در آتش‌زدن سینما رکس آبادن به معرض تماشای عمومی گذاشت، و هم‌چنین به‌دلیل این‌که تا کنون گزارش روشنی از پی‌گیری ترورهای پیشین «دانش‌مندان اتمی» ارایه نشده و عوامل واقعی آن قتل‌ها شناخته نشده‌اند، ممکن است مصطفی احمدی‌روشن، معاون تاسیسات هسته‌ای نطنز و به قولی دیگر، معاون بازرگانی سایت نطنز، همان «دانشمند اتمی» باشد که قرار بود توسط احمد رضایی، فلاش حافطه‌ی اطلاعات مهم را به «شخص» مورد نظر برساند.

رسانه‌های دبی به‌طور رسمی مرگ احمد رضایی را «مرگ طبیعی» گزارش کرده‌اند، اما رسانه‌های داخل ایران دلیل مرگ او را «اتصال جریان قوی برق به بدنش»‌ ذکر کردند و مرگ در اثر برق‌گرفته‌گی یک مرگ طبیعی نیست. از سوی دیگر در خبرهای هفته پیش هم‌چنین آمده: «حکومت ایران پلیس دبی را تحت فشار سختی قرار داده است تا آن [آن‌ها] را از تحقیق در باره قتل احمد رضایی، پسر محسن رضایی، در اتاقش در هتل گلری، منصرف سازد.»

خبرهای بالا و ترور اخیر می‌توانند قطعات پازلی باشند که یک تصویر کلی به دست می‌دهند و گذاشتن آن‌ها در کنار هم می‌تواند موید این نظر باشد که ترور مصطفی احمدی‌روشن کار عوامل حکومت بوده است زیرا او همان فردی بود که می‌خواست اطلاعات مهم را به خارج بفرستد و به آن‌ها خیانت کند. ترور یک «دانشمند اتمی» در ایران این امتیاز را هم به گرداننده‌گان حکومت می‌دهد تا ژست مظلوم‌نمایی و قربانی ترور را که از پیش به‌خود گرفته بودند در عرصه بین‌المللی و به‌ویژه نزد کشورهای آمریکای لاتین که احمدی‌نژاد این‌روزها از آن‌جا دیدار می‌کند پررنگ‌تر کرده و دلیل تازه‌ای برای مقابله با دنیای آزاد به دست آورند.

اگر ادعای نظام درست باشد و ترور دانش‌مندان و یا افراد در ارتباط با برنامه‌ی هسته‌ای در ایران به دست عوامل اسراییل و آمریکا صورت گرفته باشد، پس چرا امنیت آن‌ها را تامین نمی‌کنند؟

حکومتی که می‌تواند با گماردن لشگریان زره‌پوش خود در سراسر کشور و با استفاده از روش‌های وحشیانه در سرکوب و قتل، خیابان‌های شهرهای ایران را از حضور میلیونی مردم خالی کند، طبعن باید توان این‌را داشته باشد از افراد حساسی که برنامه هسته‌ای او را هدایت می‌کنند محافظت کند. این مهم از آن‌جا کلیدی می‌شود که حکومت موجودیت خود را بر سر قمار اتمی گذاشته است، و این نتیجه‌ی یک حساب منطقی است که ادعای حکومت را زیر سوال می‌برد.

در جایی که فرزندان فرمانده‌هان سپاه پاسداران دارای محافظ هستند، چه‌گونه می‌توان باور داشت هیچ‌گونه محافظت امنیتی در مورد افراد کلیدی‌ی برنامه هسته‌ای در نظر گرفته نشود؟

خود احمد رضایی، زمانی که در ایران در خانه پدر زندگی می‌کرد، حتا در ساعات بازی فوتبال نیز با محافظ به محل بازی می‌رفت. چرا معاون بازرگانی سایت نطنز که خریدهای حساس برنامه هسته‌ای را انجام می‌داده، و قبلن امثال او را ترور کردند، بدون اسکورت در پژوی خود در سطح شهر جابه‌جا می‌شود؟

گماردن حداقل دو موتورسوار برای اسکورت هر یک از این «دانش‌مندان اتمی»، از میان ده‌ها هزار موتورسوار بسیجی که برای سرکوب مردم به خیابان‌ها می‌فرستند، حداقل کار و کم‌هزینه‌ترین راهی است که حکومت می‌تواند از آن‌ها محافظت کند. بر فرض که موتورسوار بمب‌گذار بسیار فرز باشد، بمب را نصب و سپس فرار کند، بی‌تردید موتورسواران اسکورت باید بتوانند با تعقیب موتورسوار بمب‌گذار، او را دستگیر نمایند!

حکومتی که می‌تواند با گماردن لشگریان زره‌پوش خود در سراسر کشور و با استفاده از روش‌های وحشیانه در سرکوب و قتل، خیابان‌های شهرهای ایران را از حضور میلیونی مردم خالی کند، طبعن باید توان این‌را داشته باشد از افراد حساسی که برنامه هسته‌ای او را هدایت می‌کنند محافظت کند

اگر قبول کنیم این ترورها توسط عوامل بیگانه انجام می‌شود، لاجرم باید بپذیریم در میان دست‌گاه عریض و طویل حکومت ولایت‌فقیه، با آن شورای نگهبان و آن مجمع تشخیص مصلحت و آن مجلسیان باریش و بی‌ریش و باعمامه و بدون‌عمامه، و دم‌ودست‌گاه امنیتی-نظامی با آن همه سردار و ته‌دار، یک نفر هم عقلش به چنین راه‌کار ساده و کم‌هزینه‌ای برای جلوگیری از این‌گونه ترورها و دستگیری «عوامل خارجی» نرسیده است.

از زاویه دیگری به این ترورها نگاه کنیم؛ پس از چنین سو‌قصدهایی پلیس از روی قاعده نخست باید محل حادثه را مسدود کند. سپس موادی که در اثر انفجار خرد و پراکنده شده‌ را جمع آوری کرده و به آزمایش‌گاه بفرستد تا از روی نتایج به‌دست آمده، مواد به‌کار گرفته شده در بمب را شناسایی کنند و دست‌مایه تحقیقات بعدی خود قرار دهند. در عکس‌هایی که پس از حادثه در محل گرفته و سپس منتشر شده، می‌بینیم برخی از آثار جرم کف خیابان جلوی پای مردم پخش است و رفته‌گران دارند خیابان را می‌روبند!

حال از بررسی شمار بسیاری از دوربین‌های مداربسته در سطح شهر و دانش‌گاه‌ها، از جمله در دانش‌گاه علامه که سو‌قصد در مقابل دانش‌کده علوم ارتباطات آن واقع شده درمی‌گذریم.

آیا بمب‌هایی که محققان و استادان فیزیک و افراد متخصص برنامه اتمی را از بین بردند مشابه هم بودند؟ کسی نمی‌داند. آیا موادی که بمب‌ها از آن ساخته می‌شوند طوری در دست‌رس است که عوامل دشمن بتواند خود آن‌ها را در ایران تهیه کرده و بمب را بسازند، یا از بیرون ازمرزها به ایران وارد شده است؟ حکومت پاسخی ندارد.

اگر می‌گویند جمهوری اسلامی در عراق و نقاط دیگر دنیا دست به آشوب و ترور می‌زند، چون مهمات و تجهیزات ساخت کارخانه‌های نظام و شرکای نظامی او را در آن مناطق پیدا کرده‌اند و محموله‌های سلاح را در راه غزه و سوریه بارها در مرزهای کشورها و آب‌های بین‌المللی توقیف نموده‌اند و حتا یک صف از کامیون‌های حامل اسلحه را در سودان نابود کردند و چند کامیون دیگر از همین دست که قصد سوریه را داشتند همین روزها در مرزهای ترکیه متوقف شده‌اند. حکومت و شرکا تا کنون کدام مدرکی دال بر دست‌داشتن عوامل خارجی در ترور دانش‌مندان ایرانی ارایه کرده؟ البته شنیدم یک سال پیش یک اعتراف تلویزیونی از «عامل موساد» در رابطه با یکی از ترورها از سیمای ضرغامی پخش شد. جای تعجب است در حالی‌که برای آزادی‌خواهان حکم اعدام صادر می‌کنند، چرا این «عامل موساد» هنوز اعدام نشده!

گرچه مخالفین سرسخت برنامه اتمی ایران می‌توانند منافعی در ترور افراد در رابطه با برنامه اتمی ایران داشته باشند، اما حکومتی که نیروهای خود را به آب‌های خلیج پارس می‌فرستد تا بستن تنگه هرمز را تمرین کنند، نخست باید بتواند امنیت افراد خود را در داخل تامین نماید. این دومین نتیجه منطقی از کاوش در رفتار حکومت است. از هر سو که به رفتار حکومت نگاه کنیم و هرگونه که آجرهای ادعای «عوامل خارجی» را در ترورها روی هم گذاریم، این بنا بالا نمی‌رود و جایی از آن می‌لنگد.

اگر بخواهیم باور کنیم این ترورها کار عوامل اسراییل و آمریکاست، لاجرم باید بپذیریم حکومتی که برای تامین امنیت خود، با دوربین‌های حرفه‌ای در خیابان‌ها از شورت مردم معترض هم تصاویر کلوزآپ برمی‌داشت، آن‌قدر در تامین امنیت «دانش‌مندان اتمی» خویش و شهروندان عاجز و یا لاابالی است که عوامل خارجی می‌توانند طرح‌های زنجیره‌ای ترور، حتا در قلب پایتخت پیاده کنند بدون این‌که آب از آب تکان بخورد و ردی از خود بر جای گذارند.‌

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,