Saturday, 18 July 2015
22 September 2020
پاسخی به دوازده مرد خبیث،

«آقایان سرتیپ‌ها! آن امامزاده‌ای که بر گورش زار می‌زنید دیگر حاجت نمی‌دهد»

2012 January 16

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

مهیار فرآورده

به نام مردم ایران و به نام زندانیان سیاسی

در وب‌سایت خبرگزاری‌فارس خواندم، دوازده تن از پاسداران سرتیپ شده، شاکی‌ی سردار حسین علایی شده‌اند که؛ مگر شما نمی‌دانید چرا امام(ره) به جبهه ملی و ملی‌گراها اجازه اردوکشی خیابانی نمی‌داد؟

آقایان سرتیپ‌ها! درست از همین رو بود که کشور ما دچار سرطان ولایت‌فقیه شد و هر تفکر دیگری را با چوب «اسلام ناب محمدی» که مورد ادعای شماست در جامعه سرکوب کردند! چون امام(ره) برخلاف آن‌چه به مردم قول داده بود عمل کرد و پایه عهدشکنی و اعمال رای شخصی و استبداد را در حکومت حاکمه نهادینه نمود.

همین ملی‌گراها بودند که امام(ره) را از زیر یک درخت سیب در نوفل‌لوشاتو با هواپیما از فرانسه به ایران آوردند؟! مگر خمینی به آن‌ها قول نداد که پس از انقلاب کلیه افکار می‌توانند در جامعه محل رشد داشته باشند؟ مگر خمینی به مردم نگفت روحانیون حق دخالت در حکومت را ندارند و خود او نیز در قم ساکن خواهد شد؟ ماشااله ماشااله که خودتان قهرمان دنیای سایبری هستید، یک دور کوتاهی که روی شبکه جهانی بزنید، همین گفته‌های او را به صورت‌های نوشتاری، شنیداری و یا دیداری خواهید یافت.

 امام(ره) در بریدن دست ملی‌گرایان از قدرت، هم نمک خورد و نمک‌دان شکست، هم همان‌طور که به بنی‌صدر گفت؛ «خدعه» کرده بود و برای رسیدن به قدرت به دروغ و حیله متوسل شد، و هم به مردم ایران خیانت کرد. و آن‌چه که امروز جای آزادی‌خواهی سال 57 را در قدرت گرفته، چماق ولایت است که یک عده سودجو و متملق و دروغ‌گو و خودفروش و که به‌راستی دشمن مردمند، برای بالا نگاه‌داشتن آن چماق تلاش می‌کنند. نه از مردم شرم می‌کنند، نه از هم‌سر و فرزندان خود خجالت می‌کشند.

امام(ره) ممکن نبود بدون پشتیبانی ملی‌گرایان و جبهه‌ملی، که صلاح خود و مردم خویش را تشخیص ندادند و به‌جای پشتیبانیی از دولت بختیار زیر عبای او رفتند، بتواند نک پایش را بر خاک ایران بگذارد و به قدرت برسد! علاوه بر این، هزینه هواپیما را هم یک یا چند بازاری ملی‌گرا پرداختند.

شاید با خود گفته‌اید، کی به کی است، خمینی که امام شد، خامنه‌ای هم بر جای خدا تکیه زده، پس تا خرتوخر است ما دوازده تن هم بر جای دوازده امام بنشینیم و کار شیعه اثناعشری را یک‌سره کنیم، شاید زد و صاحب دستک و بارگاهی شدیم، آن‌وقت آینده‌گان‌مان یک عمر از محل نذر و نیازی که مردم برای امامزاده‌مان خواهند کرد، راحت زندگی می‌کنند. اگر در این کشور معیار «لیاقت» بود و نه ارادت به ولایت، و قانون بالای همه چیز قرار داشت، خیلی‌ها را ممکن بود ته تیپ هم نگذارند چه رسد که بخواهند به‌عنوان فرمانده تیپ بگمارند.

آن بصیرتی که شما در نامه خود از آن سخن می‌گویید، یک بیماری‌ی کوری‌ی واگیردار است که از بیت رهبری به بیرون سرایت کرده و سران کشور و از جمله شما دوازده تن به آن گرفتار شده‌اید و درمان آن تنها با به‌زیر کشیدن ولی‌فقیه از کرسی قدرت و خرد کردن آن کرسی امکان پذیر است.

من نه سردار علایی را از نزدیک می‌شناسم و نه شما دوازده تن را، اما از نامه‌تان برمی‌آید که چه ذلیل هستید و در این برحه حساس تاریخی در کدام  جبهه ایستاده‌اید.

نوشتید؛ «استکبار جهانی چقدر باید سرمایه گذاری کند تا چهره انقلاب اسلامی را تاریک و منکدر نشان دهد؟»

نیازی به سرمایه‌گذاری استکبار جهانی نیست آقایان، زیرا از برکت امام سیزدهم که منجر به کشتار مردم شهرهای کرد‌نشین، درست شش ماه پس از انقلاب شد، و اعدام هزاران تن از جوانان این سرزمین در دهه شصت، و به‌خصوص در زمان ولایت «آقا» که انقلاب رسانه‌ای در جهان صورت گرفت و خبر سرکوب‌ها و تجاوزها و کشتار مردم توسط مزدوران درگاه، به خارج از مرزها منتقل شد، کوس رسوایی‌ی انقلاب اسلامی در جهان به صدا درآمد. اگر چند کشور آمریکای لاتین با شما رابطه‌ای دارند، به این خاطر است که به‌جای ساختن مدرسه برای روستاییان سرزمین‌مان، به آن‌ها وام‌هایی می‌دهید که در خواب هم نمی‌توانستند ببینند!

آقایان سرتیپ‌ها! «آموزه‌های اصیل اسلام ناب محمدی» که در نامه‌تان آوردید، مقوله‌هایی توخالی هستند که از همان اوان انقلاب دست‌مایه امام(ره) قرار گرفت و برای افراد ذلیل این فرصت را فراهم آورد تا از پاسداری به درجه سرتیپی برسند

آقایان سرتیپ‌ها! «آموزه‌های اصیل اسلام ناب محمدی» که در نامه‌تان آوردید، مقوله‌هایی توخالی هستند که از همان اوان انقلاب دست‌مایه امام(ره) قرار گرفت و برای افراد ذلیل این فرصت را فراهم آورد تا از پاسداری به درجه سرتیپی برسند!

نوشتید؛ «درد ما از تلخی لبخند رضایت دشمن، بدان جهت است که دشمن احساس می‌کند توانسته است از اهالی جبهه اهل حق به اسارت بگیرد.»

سرگیجه‌ی شما دوازده تن و دیگر افراد مانند شما در حکومت، از آن‌جا می‌آید که شما می‌خواهید به زور یک فیل را داخل سوراخ موش کنید. خوب نمی‌شود. اگر مردم خواستار این حکومت بودند، ده‌ها از این گونه نامه نمی‌توانست خللی در ارکان حکومت به‌وجود آورد، چون مردم پشتیبان آن بودند. مشکل شما و حکومت این است که به دلیل جنایت‌های 33 ساله گذشته که توسط امام(ره) و جانشینان او در این کشور صورت گرفته، مردم از نظام بریده و به آن پشت کرده‌اند! این درد شما است. اگر یک نامه بتواند به آن قداستی که شما از آن سخن می‌گویید لطمه وارد آورد، بی‌تردید از نامه نیست، از جنسیت قداست من‌درآوردی است!

در نامه‌تان هم‌چنین نوشتید؛ «افتخار و آرزوی رهبران و پیش‌قراولان حرکت‌های مردمی بوسه زدن بر بازوان رهبری است»!

منظور شما از رهبران مردمی، هوگو چاوز کمونیست است که سرخ‌پوشانش همان وظیفه چماق‌داران ولی‌فقیه در ایران را به‌عهده دارند یا فیدل کاسترو که نیم قرن است از کوبا زندانی ساخته و خیابان‌های آن‌جا پر است از ماشین‌های قراضه‌ی آمریکایی‌ی هم‌عمر فیدل، که گرچه آب و رنگ آن را هر روز نو می‌کنند، اما باک بنزین آن‌ها داخل ماشین و درست جلوی پای سرنشین کنار راننده کار گذاشته شده است! فیدل کاسترو هم آخر عمری چه ننگی بر خود خرید.

اصلن شاید منظور آقایان از آن «پیش‌قراولان حرکت‌های مردمی» که آرزوی «بوسه زدن بر بازوان رهبری را دارند»، حافط اسد باشد که ولایت امام زمان، خرج تحصیل و سرپرستی‌ی «کودکان‌کار» در کشورمان را، هزینه سرکوب مردم آزادی‌خواه آن کشور می‌کند. البته هر کس به‌جای اسد بود، بازو که هیچ، باید عبای «آقا» را بالا می‌زد و پای او را می‌بوسید که در این موقعیت، تمام نیروی خود را برای سرپا نگاه‌داشتن آن شاخه شمشاد گذاشته است.

زیرا «رهبران و پیش‌قراولان حرکت‌های مردمی» در تونس، مصر و لیبی با صدای بلند چند بار گفتند و در خبرها نیز آمد که هدف آن‌ها از انقلاب، برپایی‌ی یک حکومت مشابه با ولایت‌فقیه در ایران نیست! و هیچ‌کدام از این کشورها با ولایت‌فقیه رابطه‌ای ندارند. حتا مصر، با تمام کوششی که از سوی ایران صورت گرفت.

مجلس جدید تونس در یک انتخابات آزاد «منصف المرزوقی» رهبر 66 ساله حزب «کنگره برای جمهوری» را که تشکیلاتی لیبرال و لاییک است به ریاست جمهوری انتخاب کرد! ازخواب خرگوشی برخیزید و از توهم ولایی بیرون آیید و به مردم بپیوندید آقایان سرتیپان! فکر فرزندانتان را بکنید که می‌خواهند در این آب و خاک زندگی و زادوولد کنند. مگر آن‌که از مرهمت «آقا» و ذلت و بنده‌گی‌ی شما، آن‌قدر پول به جیب زده باشید که تا تقی به توقی بخورد دست زن و بچه را بگیرید و به چین و ماچین فرار کنید.

در پایان‌نامه شعری آورده و در آن «راه رهبری را راه سعادت» معرفی کردید.

لطفی به خودتان و زن و فرزندان خویش بکنید، به‌جای آن درجه‌های جوراجور که بر شانه لباستان دوخته‌اید بروید دانش و معرفت بیاموزید تا دریابید راه سعادت در چیست و آدرس غلط به فرزندان خود ندهید. گرچه تردید دارم نسل جوان کشور (به‌جز ذوب‌شده‌گان ولایت)، فرزند هر مقامی که می‌خواهند باشند، متوجه نباشند سرزمین‌مان دچار چه طاعونی شده است.

احتیاط چیز خوبی است آقایان! پیش آن‌که نام شریف خود را در پای چنین نامه‌های ننگینی بگذارید، دو بار اندیشه کنید. شاید فیلم دوازده مرد خبیث را دیده باشید، این‌گونه شباهت‌ها در یاد مردم می‌ماند و ممکن است در ایران آینده انسان به جرم پشتیبانی از دیکتاتور و دشمنی با مردم به محاکمه کشیده شود. همان‌گونه که علایی‌ها در ذهن مردم می‌مانند و جای‌گاهی خاص پیدا می‌کنند!

مگر آن‌که مردم برای ساختن آینده ایران آزاد، از گذشته عبور کنند و تنها به آینده‌ای بنگرند که می‌خواهند با کوشش و کار مداوم و مشترک خویش، اهریمن نادانی، دروغ و جهل را از سرزمینشان برانند، به‌جای گورستان گلستان بسازند و فرزندانی پرورش دهند که سربلندی و پایداری ایران را در تکثرگرایی، تحمل آرای دیگران، نیک اندیشی و نیک کرداری و راست‌گویی جستجو کنند.‌

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,