Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
مجله جاماندگان - مستان مسیر ترسیم کردند - قسمت 60

«رفع قبح ذبح مخالف»

2012 January 17

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در ابتدای ریاست‌جمهوری آقای بنی‌صدر یکی از بزرگ‌ترین راه‌کارهای نظام اسلامی برای به بن‌بست رساندن فعالیت گروه‌های شریک در واقعه انقلاب 57، طراحی و اجرا شد. اتفاقی که هم‌راه با طراحی و تایید ریاست‌جمهوری، به نهادینه کردن فضای خشونت در جامعه و از بین بردن قبح ذبح مخالف در منظر عمومی و حتا با مشارکت مردمی انجامید. اتفاقی که سال‌های بسیاری دوام آورده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در 8 اسفند 58 مصطفی میرسلیم، معاون سرپرست وزارت کشور در نامه‌ای به وزیر علوم از وی خواسته بود تا روسای دانش‌گاه‌ها «از اجازه دادن به گروه‌های سیاسی به هر عنوان برای برگزاری مراسم سخن‌رانی و تبلیغات سیاسی خودداری کنند.»

آیت‌اله خمینی در پیام نوروزی سال 1359 گفت: «باید انقلابی اساسی در تمام دانش‌گاه‌های سراسر ایران به وجود آید، اساتیدی که در ارتباط با شرق و غرب‌اند، تصفیه گردند و دانش‌گاه محیط علم شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.» این تصمیم در زمان رویارویی حاکمیت جمهوری اسلامی با گروه‌های سیاسی مخالف به مرز تعیین‌کننده دانش‌گاه رسیده بود و تا این اتفاق صورت نمی‌پذیرفت، تغییر رویه دانش‌گاه به آن شکلی که قابلیت کنترل از سوی حاکمیت داشته باشد، خارج از تصور می‌نمود. دانش‌گاه‌ها در تمامی کشور محلی برای فعالیت غیرقابل کنترل تمامی گروه‌های درگیر و سهم‌خواه در انقلاب 57 بود و این کانون‌های بسیار فعال از سوی اقتدارگرایانی که خیال سهم‌دهی نداشتند، غیر قابل قبول بود. با توجه به سخن‌رانی نوروزی آیت‌اله خمینی و هم‌آهنگی‌های پنهانی، شورای انقلاب در روز 29 فروردین 59 جلسه‌ای طبق معمول مخفی، داشت و به این ترتیب از ریز مذاکرات داخلی آن خبری در اختیار جامعه قرار نمی‌گرفت. حتا تغییر رییس شورای انقلاب در نیمه بهمن 58 هم در روال عمل‌کرد شورای انقلاب تفاوتی به وجود نیاورده بود و جنگ روانی هر دو جناح قدرت هم‌چنان ادامه داشت. جلسه روز 29 فروردین 59 اعضای شورای انقلاب یک تفاوت با جلسه‌های دیگر آن شورا داشت، مصوبه نهایی این جلسه در رابطه با انقلاب فرهنگی، این بار برای عموم منتشر شد. شورای انقلاب بر اساس این مصوبه به گروه‌های سیاسی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و حتا ورزشی دانش‌جویی سه روز فرصت داد تا فعالیت‌های خود را تعطیل و از محوطه دانش‌گاه‌ها خارج شوند. شورای انقلاب تاکید کرد که «تصمیم شورا در مورد برچیدن ستاد‌ها و دفا‌تر فعالیت گروه‌های مختلف، کتاب‌خانه‌ها، دفترهای هنری و ورزشی و نظایر این‌ها را نیز در برمی‌گیرد. روز بعد روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود بر «ادامه انقلاب در دانش‌گاه‌ها تا زیر و رویی کامل این نهاد» تاکید کرد.

پاسخ گروه‌های مختلف دانش‌جویی به این مصوبه شورای انقلاب در عمل یک طیف را به ‌وجود آورد. انجمن‌های دانش‌جویی هوادار حزب جمهوری‌اسلامی از آن استقبال کردند. در مقابل آن‌ها، برخی انجمن‌های دانش‌جویی کوچک در طرف دیگر طیف قرار گرفتند و مصوبه شورای انقلاب را یک اعلان جنگ تلقی کردند و در شعار آماده مقاومت تا آخرین نفر شدند. بقیه گروه‌های دانش‌جویی هم جایی در میانه این طیف بسیار گسترده قرار گرفتند. در این زمان بیش‌ترین مقاومت در برابر تخلیه ستادها از جانب گروه‌های چپ دیده می‌شد و حتا گروهی از چریک‌های فدایی که کم‌تر از دو ماه بعد با عنوان گروه اقلیت انشعاب کردند، در اطلاعیه‌ای خطاب به مردم و دانش‌جویان گفتند: «اجازه ندهید «شورای انقلاب و رییس‌ جمهوری» بدون برخورد با مقاومت و چشیدن ضرب دست شما به خواست‌های ضد انقلابی خویش دست یابند.»

اقدام عملی برای تعطیلی دفاتر سیاسی پیش از آغاز مهلت سه روزه، یعنی از روز جمعه 29 فروردین آغاز شده بود. در این روز مراکز آموزش عالی در تهران، شیراز، مشهد، بابلسر، کرج و جهرم شاهد درگیری‌های گسترده میان انجمن‌های اسلامی و دیگر گروه‌های سیاسی بودند. در تهران شدیدترین خشونت‌ها در دانش‌گاه تربیت معلم روی داد و اعضای انجمن اسلامی پس از ساعت‌ها درگیری توانستند به کمک نمازگزارانی که از نماز جمعه آمده بودند، دانش‌گاه را تحت کنترل خود درآورند. سه روز بعد از 29 فروردین 59، یعنی در بعد از ظهر روز اول اردیبهشت آن سال، نیروهای مسلح کمیته اقدام به محاصره دانش‌گاه تهران کردند و سپس وارد محوطه دانش‌گاه تهران و با تعدادی از دانش‌جویان درگیر شدند. طی این درگیری‌ها تعدادی کشته و زخمی شدند. به گزارش روزنامه کیهان در پیوند با حوادث روز اول اردیبهشت 59 در محوطه دانش‌گاه تهران سه نفر کشته و 349 نفر زخمی شدند. صبح روز بعد، یعنی دوم اردیبهشت سال 59، آقای بنی‌صدر، به هم‌راه تعدادی از مقامات بسیار بلندپایه حکومت، وارد محوطه دانش‌گاه تهران شدند و در آن‌جا ضمن تاکید بر مصوبه شورای انقلاب به طور رسمی شروع عملیات انقلاب فرهنگی را ابلاغ کردند. با اوج‌گیری خشونت‌ها، ابوالحسن بنی‌صدر که تا این زمان از حامیان اصلی انقلاب فرهنگی بود، به این گمان رسید که آشوب‌های موجود از دایره انقلاب فرهنگی و زمینه‌سازی برای تغییر محتوای علمی دانش‌گاه‌ها فراتر رفته و اقتدار او را نشانه گرفته است. او در سرمقاله مورخ 31 فروردین روزنامه انقلاب اسلامی نوشت: «اصرار بر تعطیل آن هم از راه تصرف دانش‌گاه چرا؟ … اگر گروه‌های مخالف بر این کار اصرار می‌ورزیدند، می‌شد فهمید که مقصودشان چون موارد مشابه تضعیف دولت است. اما از سوی نیروهای خودی این کار قابل فهم و توجیه به نظر نمی‌رسد.»

او البته تاکید کرده بود: «اگر تصمیم شورای انقلاب به اجرا درنیاید، دانش‌گاه دیر یا زود سنگر مخالفان خواهد شد … مشکل چپ با این شیوه‌ها حل نمی‌شود.» بدین سان روشن شد که حمایت رییس‌ جمهوری از انقلاب فرهنگی تا حد زیادی ناشی از تمایل وی به «حل مشکل چپ» به عنوان اصلی‌ترین منتقدان وی بوده است.

در روز اول اردیبهشت که پایان ضرب‌الاجل شورای انقلاب بود، خشونت‌ها به ویژه در دانش‌گاه تهران به اوج رسید و پس از آن که به گزارش روزنامه کیهان، 349 نفر زخمی و 3 تن کشته شدند، دانش‌جویان پیش‌گام وابسته به سازمان چریک‌های فدایی خلق به عنوان بزرگ‌ترین گروه مقاومت‌کننده، پذیرفتند دانش‌گاه تهران را تخلیه کنند. با خروج اینان، سایر گروه‌ها از جمله گروه پیکار که اقدام چریک‌ها را سازش‌کارانه خواند، دست از مقاومت کشیدند.

دو روز بعد اعضای شورای سرپرستی دانش‌گاه تهران در اعتراض به حوادث خونین این دانش‌گاه استعفا کردند و در گزارشی که سه هفته بعد انتشار دادند، چهار گروه پیش‌گام، پیکار، راه کارگر و مبارز را مسوول خون‌ریزی‌ها دانستند. این شورا پیش‌تر و در همان روز حادثه، ورود قوای انتظامی به دانش‌گاه و ضرب و شتم دانش‌جویان را به شدت محکوم کرده بود. با این حال و به رغم آن که بنی‌صدر صبح روز 2 اردیبهشت هم‌راه با انبوه مردم تهران به دانش‌گاه تهران رفت و دوباره بر ضرورت انقلاب فرهنگی تاکید کرد، خشونت در شهرستان‌ها ادامه یافت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,