Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 61

«شما یک شهر را نمی‌توانید اداره بکنید»

2012 January 18

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

رفتار سیاسی آقای بنی­صدر به عنوان اولین ریاست­جمهوری اسلامی و یکی از پایه­گذاران نظام کنونی وقتی مورد بررسی قرار می­گیرد، به غیر از تاریخ­چه عمل­کرد سیاسی­اش، یکی از موارد چشم­گیر اعمالش، کتاب «اصول پایه و ضابطه­های حکومت اسلامی» است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» آن­گونه که از عنوان آن برمی‌آید، برای زمینه­سازی ایجاد یک حکومت اسلامی در سراسر دنیا تحریر شده است. کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی»، که بر مبنای یک سخن­رانی در سال 52 نوشته شده است، دو سال بعد در سال 54 چاپ و منتشر شد.

کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» درباره شرح کلی دو موضوع اصلی است: موضوع اول این کتاب نحوه بیان و کاربرد پنج مورد در جهت ایجاد حکومت اسلامی است:

«توحید، بعثت، امامت، عدالت و معاد.» موضوع دوم کتاب طبقه‌بندی میان کفر و اسلام است.

کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی»، مطابق با عنوان آن، درباره مبانی و رویه‌های اجرایی برای به پا داشتن یک حکومت اسلامی در سطح جهان است. ایجاد حکومت اسلامی مستلزم ادغام حکومت و اسلام بود. انقلاب بهمن 57 این امکان تاریخی را در اختیار قرار داد و به این ترتیب ساختار سیاسی ایران بر پایه ادغام دو نهاد دولت و دین به صورت جمهوری اسلامی درآمد.

سحاب سپهری «تاریخ­نگار» می­نویسد: کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» در عمل ادامه کتاب «حکومت اسلامی» نوشته آیت‌اله خمینی است، که برای اولین‌بار در سال 49 منتشر شده بود. کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» در صفحه 47 خود، در بخشی در رابطه با نقش امام، به طور مشخص به کتاب حکومت اسلامی «تقریرات آیت‌اله خمینی» مراجعه می‌دهد. عین متن به صورت زیر است: «در این زمینه نقش امام، به کتاب حکومت اسلامی، تقریرات آقای خمینی مراجعه کنید.» به این ترتیب همین جمله کوتاه و پرمعنی اتصال بین دو کتاب را به وجود می‌آورد.‌‌ تمامی کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» به صورت تلگرافی نوشته شده است و آشنایی با موضوع‌ها و روابط در آن کتاب به دقت و ممارست احتیاج دارد.

مراجعه دادن به کتاب «حکومت اسلامی» نوشته آقای خمینی از سه نظر اهمیت دارد. اول نشانه آن بوده که نویسنده کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» به خوبی با متن کتاب «حکومت اسلامی» و نیز موضوع محوری «ولایت فقیه» به عنوان امامت جامعه در آن کتاب آشنا بوده است. اهمیت مراجعه دادن به کتاب حکومت اسلامی نوشته آیت‌اله خمینی از دو جهت دیگر هم هست. موضوع امامت که یکی از عنوان‌های پنج­گانه را تشکیل می‌دهد، یک موضوع کلیدی در کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» است. پس مراجعه دادن به کتاب «حکومت اسلامی» نکته‌ای حاشیه‌ای یا خارج از مطلب اصلی نیست. در ضمن موضوع مراجعه دادن به کتاب آیت‌اله خمینی تنها مورد مراجعه به یک کتاب نوشته شخص دیگر در تمامی کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» است.

از سویی با بررسی متن هر دو کتاب، و با توجه به تقدم زمان انتشار کتاب «حکومت اسلامی» نوشته آیت‌اله خمینی در سال 49، دیده می‌شود که کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» منتشر شده در سال 54 به واقع در ادامه کتاب آیت‌‌اله خمینی و در جهت ارایه روش‌های اجرایی کردن حکومت اسلامی در سطح جهان است.

در مورد تاریخ­چه ارتباط بین این دو کتاب، آقای بنی­صدر دو خاطره متفاوت نوشته است که نقل هر دو مورد به دنبال هم در این­جا مناسب است. هر دو خاطره در رابطه با ملاقاتی است که در سال 52 بین آن دو نفر در شهر نجف در عراق صورت گرفت. توجه کنید که این یادآوری‌ها و دو خاطره متفاوت از‌‌‌ همان واقعه 22 سال با هم فاصله دارند.

بنی‌صدر در مصاحبه‌ای که در روزنامه کیهان به تاریخ اول بهمن 57 منتشر شد اظهار داشت: «طرح تئوریک مسئله حکومت اسلامی را من شخصن طرح کردم و مبانی و اصولش را هم منتشر کردیم. البته در سال 47 که مسئله برای اولین‌بار طرح شد، آقای خمینی ابتکار کردند و آن را به صورت درس عنوان کردند و گفتند این اساس را مطرح می‌کنم تا اهل فکر بنشینند و درباره اصول و فروعش بحث کنند…»

در این مصاحبه روشن است که اشاره به کتاب «حکومت اسلامی» است که بر مبنی تقریرات سال 47 آیت‌اله خمینی درباره موضوع ولایت فقیه به طور محدود در سال 49 منتشر شده بود. این مصاحبه منطبق است با‌‌ همان مراجعه در پانویس صفحه 47 و تایید این ادعا که کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی» در ادامه کتاب «حکومت اسلامی» نوشته شده است. این مصاحبه و لحن محترمانه آن نسبت به آیت‌اله خمینی مربوط به پاییز 57 است، زمانی که آیت‌اله خمینی و گروه کارگزاران او هنوز در پاریس بودند. در آن زمان بین این دو نفر روابط بسیار نزدیک وجود داشته است. در ضمن در‌‌‌ همان زمان یعنی بهمن 57، که موضوع تشکیل جمهوری اسلامی در سطح جامعه ایرانی مطرح شده بود، توجیه شد که تشکیل «جمهوری اسلامی» در ایران فقط مقدمه‌ای است برای رسیدن به «حکومت اسلامی» در جهان.

بنی‌صدر، 22 سال بعد، در مورد‌ کتاب «انقلاب اسلامی» روایت دیگری هم بیان کرده است. در مصاحبه‌ای دومی که در صفحه 57 کتاب «درس تجربه»، که در سال 80 توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده، او در مورد یک ملاقات در نجف و‌‌‌ همان کتاب حکومت اسلامی نوشته آیت‌اله خمینی روایتی با لحنی و موضوعی بسیار متفاوت دیگری دارد. او در این مصاحبه دوم گفت: «(قبل از) سفر دوم من به نجف (در سال 52) کتاب ولایت فقیه آمده بود بیرون و توزیع شده بود. من و حبیبی در پاریس آن را خواندیم و گفتیم این دیگه چیه؟ ما گفتیم نظام، اما این دیگه چیه؟ با یکی دو تا روایت تو می‌گویی ولایت داری بر مردم…. چپی‌ها آن را دست­شان می‌گرفتند و می‌گفتند: مانیفست اسلام و دست می‌انداختند.»… «در سفر دوم که به نجف رفتم، راجع به آن کتاب (حکومت اسلامی با آقای خمینی) صحبت کردم و گفتم: آقا، شما یک شهر را نمی‌توانید اداره بکنید، توی کوچه‌های نجف از زیادت کثافت و مدفوع نمی‌شود راه رفت. شما این کتاب را نوشتید که رژیم شاه تا قیامت بماند توی ایران؟ او گفت: من این را نوشتم تا فتح بابی بشود که امثال شما و مطهری بنشینید و یک مبنایی و پایه‌ای بریزید برای این کار.»

در مصاحبه‌ای روزنامه کیهان به تاریخ اول بهمن 57 در جهت توضیح بیش­تر مبانی این کتاب و موضوع حکومت اسلامی، نوشته است: «به اعتقاد ما ماتریالیست‌‌‌ همان ایدالیسم است، زیرا واقعیت ندارد و می‌خواهد چیزی را که واقعیت ندارد به مردم تحمیل کند. دلیل­اش هم این است که ماده هنوز مشخص نشده و مبارزه اضداد نه در جامعه نه در طبیعت و نه در هیچ جای دیگر وجود ندارد. تکامل با سازندگی هم­راه است و با اصل تخریب که‌‌‌ همان مبارزه اضداد باشد در تضاد است.»

صفحه 12 کتاب «اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی»، زیر عنوان «اصول حکومت اسلامی»، هدف نهایی این کتاب را به روشنی تمام مشخص می‌کند: «کار من آن است که توحید را به عنوان یک اصل و به عنوان پایه چهار اصل دیگر که با آن چهار اصل دیگر، یک نظام را می‌سازد و دست‌گاهی را درست می‌کند که در حل هر مسئله، در شناخت جامع و در جست­وجوی راه حل راه‌نما است و البته انسان را از خطا حفظ می‌کند.» قضاوت در این مورد را به شما واگذار می‌کنم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۴ Comments


  1. علی صمدی
    1

    نویسنده گرامی، آنچه نوشته اید براساس نوشته های آسمان ریسمان بافی چون سحاب سپهری اصلا واقعیت ندارد، شما را به تحقیق اخیرم که در رادیو کوچه هم منتشر شده است رجوع می دهم:

    ناشنیده های انقلاب ۵۷ | «حاکمیت ملی»؛ از سانسور قبل از انقلاب تا اختلافات بعد از انقلاب ۵۷
    http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134560.php

    که کاملا مستند نوشته شده است.

    امیدوارم در قسمت بعدی تصحیح بفرمایید

    پایدار باشید


    1. سعیدی
      2

      دوست عزیز
      اگر در فسمتی از این نوشته مطلب غیر مستندی هست، لطفن یادآور شوید تا تصحیح گردد
      اما اجازه دهید نوع پازل چینی رویدادها و مستندات با آزادی افکار همراه باشد.
      تصور می کنم از یک واقعه عینی چند نتیجه گیری متفاوت وجود داشته باشد.


  2. محمد دلخسته
    3

    ان نوشته های سحاب سپهری اصلا پایه نداشت چون فقط به مصاحبه های استاد بنی صدر در کتاب درس تجریه استناد می دهد. نباید به نوشته های سپهری استناد کرد که همه اش اسکن است. باید به به نوشته های دکتر محمود استناد کرد که همه اش به گفته های خود استاد استناد می کند و بس


  3. ahmadi
    4

    استاد بنی‌صدر داناترین فرد در تاریخ بعد از حضرت محمد و علی‌ هستند و تمامی‌ منابع تاریخی‌ هم این مورد روشن نشان میدهند. نظرات استاد بنی‌صدر همتا ندارد. البته ایشان چند اشتباه تاکتیکی هم انجام داده‌اند که در تمام آن مورد‌ها میخواسته اند آزمایش کنند. مثلا همکاری ایشان با خمینی یا رجوی را باید ناشی‌ از علاقه ایشان به تجربه در نظر گرفت. ایشان خط انقلاب اسلامی را ترسیم کردند و خمینی در پاریس در خط استاد حرکت کرد. اگر استاد در پاریس نبودند این احتمال بود که چپیها خمینی را گول بزنند و انقلاب در پاریس منحرف بشود. استاد بنیصدر در پاریس به خمینی خط میداد تا او بتواند مصاحبه کند و مردم ایران هم آن خط را گرفتند و انقلاب کردند. اگر استاد آن خط‌ها را به خمینی نداده بود مردم ایران از کسان دیگری خط می‌گرفتند و در آن صورت انقلاب حتما منحرف میشد. وقتی‌ خمینی آمد ایران داستان عوض شد و بهشتی‌، که قدرتمادر بود، به خمینی خط داد و دیدیم که نتیجه آن چه بود. فرق خط بنی‌صدر و بهشتی‌ این بود که استاد فقط در جهت گفتمان آزادی خط میدادند در حالی‌ که بهشتی‌ قدرتمدار بود. به سحاب سپهری هم که در نوشته‌های خود مراتب به استاد گیر می‌دهد نباید استناد کرد. سپهری باید به نوشته‌های بعد از آزمایش استاد استناد کند نه به نوشته‌های قبل از آزمایش. باز هم تکرار می‌کنم شما قدر استاد را بدانید که ایشان دانا‌ترین فرد هستند.