Saturday, 18 July 2015
07 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 62

«رینگ انقلاب فرهنگی»

2012 January 18

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

آقای‌ بنی‌صدر پیش از آن‌که صاحب کابینه‌ای منسجم و قابل اطمینان برای ریاست ‌جمهوری شود در بازی قدرت با حزب‌ جمهوری به رینگ انقلاب فرهنگی فراخوانده شد. اتفاقی که موجب آشکار شدن پارادوکس‌های رفتاری و عقیدتی او شد. شورای انقلاب در پروسه انقلاب فرهنگی حداقل سه مقصود مشخص را تعقیب می‌کرد: تسلط تفکرهای جناح سنتی بر کل جامعه و دانش‌گاه‌ها و به وجود آوردن زمینه برای تسلط حوزه‌های علمیه بر ساختارهای دانش‌گاهی، علمی و آموزش عالی کل کشور. عبدالکریم سروش در این مورد می‌گوید: «دانش‌گاه‌ها می‌باید سراپا عطر و بوی اندیشه اسلامی را به خودشان بگیرند»، محو آخرین پای‌گاه‌های عملی گروه‌های دانش‌جویی و استادی از حکومت از طریق بستن طولانی مدت دانش‌گاه‌ها و اخراج کامل و نهایی استادان و دانش‌جویان دگراندیش و تضعیف جناح دوم در داخل ساختار قدرت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از سویی آقای بنی‌صدر پس از برد در انتخابات ریاست‌جمهوری این پیروزی را به حساب درایت و کیفیت نظرات خاص معروف خود به «اندیشه راه‌نما» گذارد. به نظر می‌رسد که او در این دوران یقین داشت با ادامه‌‌‌ همان رویه قبلی، مرحله‌های بعدی رقابت در ساختار قدرت را هم به‌‌‌ همان سادگی مرحله اول خواهد برد.

حسن آیت، یکی از تند رو‌ترین افراد کلیدی حزب جمهوری و عضو هیت رییسه مجلس خبرگان قانون اساسی، در یک جلسه خصوصی به اهداف متفاوت از طراحی و اجرای برنامه انقلاب فرهنگی اشاره کرده است. شخصی که با یکی از سازمان‌های سیاسی مخالف حزب جمهوری ارتباط داشت این صحبت‌های حسن آیت را بدون اطلاع او ضبط کرده بودند. این صحبت‌های ضبط شده، در آخر خرداد 59، زیر عنوان «نوار آیت» به روزنامه‌ها کشیده شد. بر مبنای محتوای آن نوار به نظر می‌رسد که این جلسه گفت‌وگوی خصوصی با حسن آیت مدتی بعد از شروع رسمی انقلاب فرهنگی برگزار شده بود. در بعضی از منابع، از شخصی به نام «عزت‌اله کفایتی» به عنوان عامل نفوذی نام برده شده که نوار آیت را ضبط و منتقل کرده است. موضوع وجود نوار آیت، که برای مدتی مخفی نگاه داشته شده بود. متن این نوار برای اولین بار در روزنامه انقلاب اسلامی روز 28 خرداد 59 (دو ماه بعد از شروع اجرایی انقلاب فرهنگی) منتشر شد.

بعد از انتشار بخش‌هایی از این نوار، مشخص شد که حسن آیت به موضوع‌های متعددی از جمله هدف سوم انقلاب فرهنگی در رابطه با رقابت و بحران بین جناح‌های درگیر در ساختار قدرت هم اشاره کرده بود. در آن زمان به آن بخش از نوار آیت، که در رابطه با درگیری در ساختار قدرت و تضعیف جناح دوم در داخل شورای انقلاب بود، تاکید بیش‌تری شد، و به بخش‌های دیگر توجهی نشد. انتشار متن بخشی از نوار آیت توسط روزنامه «انقلاب اسلامی» با واکنش شدید روزنامه جناح رقیب، یعنی روزنامه «جمهوری اسلامی»، روبه‌رو شد. کش و واکش بین روزنامه‌های دو جناح برای مدتی ادامه یافت. به این ترتیب انتشار نوار آیت زمینه شروع یک نبرد گسترده بین دو جناح را فراهم آورد. با بررسی اطلاعات از آن زمان در جهت یافتن روند‌های تاریخی، آشکار می‌شود که نبرد جناح آقای بنی‌صدر و حزب ‌جمهوری در بهار 59، که زمینه‌های آن از قبل وجود داشت، خود نشانه آن بود که آن دو جناح به طرف یک درگیری تمام عیار می‌رفتند. درگیری گسترده‌ای که یک سال بعد در عمل صورت گرفت و در انتهای بهار 60 به انفجار در ساختار قدرت منجر شد.

درگیری بین دو جناح ساختار قدرت از بهار 59 به بعد شکل عوض می‌کرد. ورود جریان سومی در این دوران به شکل روشن‌تری مطرح می‌شد. از بهار 59 به بعد مجاهدین به عنوان یک گروه سوم سعی در توسعه شکاف بین دو جناح درون ساختار قدرت داشتند. بعضی قراین نشان می‌دهد که آن‌ها امید آن داشتند که، ادامه درگیری بین دو جناح درون ساختار قدرت، منجر به شکاف کامل بین دو جناح درون ساختار قدرت شود و زمینه‌های مورد نیاز در جهت توسعه عمل‌کرد توسط خود آن‌ها را به وجود بیاورد.

به نظر می‌رسد که هدف‌های سه‌گانه حزب جمهوری در رابطه با انقلاب فرهنگی، برای آن‌ها مشخص و برنامه‌ریزی شده بود. روایت است که عبدالکریم سروش بخش نظری انقلاب فرهنگی را هدایت می‌کرد تا دانش‌گاه‌ها باید عطر و بوی اندیشه اسلامی بگیرند، ولی حسن آیت بخش سیاسی آن را پیش می‌برد. اما آقای بنی‌صدر در این دوران در رابطه با اجرای انقلاب فرهنگی آن سال در یک پارادوکس قرار داشت. او از سال‌ها قبل مبلغ اسلامی کردن اندیشه‌های دانش‌گاهی بود و برای مثال او نوشته بود که در جهت ایجاد حکومت اسلامی در جهان «علم را در چهارچوب توقعات سلطه مهار نمی‌کنیم، بلکه با توقعات توحید دم‌سازش می‌کنیم….» با این وجود، بسته شدن دانش‌گاه‌ها، در آن مقطع و در دورانی که درگیری در ساختار قدرت به طرف قطبی شدن و جنگ نهایی قدرت پیش می‌رفت، دیگر مطلوب نظر او نبود. از سویی جناح دوم تشکیلات و انجمن دانش‌جویی هوادار خود در سطح دانش‌گاه‌ها نداشت که نگران تعطیلی تشکیلات‌اش در اثر اجرای برنامه انقلاب فرهنگی باشد، از طرف دیگر تشکیلات دانش‌جویی مستقل هم رابطه خوبی با رهبری جناح دوم به عنوان یکی از بانیان حصار اجتماعی نداشتند. ولی بسته شدن دانش‌گاه‌ها و خارج شدن سازمان‌های دانش‌جویی مستقل از صحنه دانش‌گاه‌ها به نفع جناح دوم نبود. این اقدام منجر به تسلط کامل سازمان‌های سیاسی مربوط به حزب جمهوری در تمامی سطح دانش‌گاه‌ها می‌شد و از این طریق در عمل‌کرد ساختار کل جامعه هم تاثیر می‌گذاشت.

به این ترتیب اجرای سریع انقلاب فرهنگی در سال 59 و بستن دراز مدت دانش‌گاه‌ها جز برنامه‌های حزب جمهوری بود، ولی این روند مسلمن به نفع جناح آقای بنی‌صدر در رقابت قدرتی با جناح حزب جمهوری نبود. در نتیجه موضوع بسته شدن دانش‌گاه‌ها با توجه به درگیری جناحی پیش‌رو، در عمل به نفع رهبری جناح بنی‌صدر نبود. باید توجه کرد که چند سال قبل از آن آقای بنی‌صدر در کتابی به روشنی نوشته بود که «هم کفر امام دارد و هم توحید. اما در کفر امام نماینده گروهی است که قدرت را قبضه کرده‌اند.» آن کتاب به دموکراسی‌های غربی در فرانسه و آلمان ایراد گرفته و آن‌ها را نظام کفر و سلطه در نظر گرفته بود. آقای بنی‌صدر از یک طرف از تصمیم‌های رسمی جناح اکثریت در شورای انقلاب به رهبری آیت‌اله بهشتی در مورد انقلاب فرهنگی و بستن دانش‌گاه‌ها انتقاد می‌کرد، چون خود او در اقلیت‌‌‌ همان تصمیم‌گیری‌ها بود و از روزنامه انقلاب اسلامی و از ستون‌های سرمقاله و کارنامه در آن زمان به صورت ایهامی به سوی رهبران حزب جمهوری اسلامی حمله می‌کرد. ولی از طرف دیگر او سعی می‌کرد به عنوان یک مقام اجرایی «رییس ‌جمهوری بدون کابینه» بر موج به وجود آمده در پی فراخوان شورای انقلاب برای انقلاب فرهنگی سوار شود و در عمل تصمیم‌های شورای انقلاب مبنی بر تعطیل دانش‌گاه‌ها را آن‌گونه اجرایی کند که به نظر برسد به واقع این خود او است که تصمیم‌های نهایی را می‌گیرد.

 این پدیده‌ای بود که برخی در آن زمان آن را هم‌چون موج سواری در دریای متلاطم سیاسی ایران خواندند.‌‌ همان زمان کسانی پیش‌بینی کردند که موج سوار در مرحله بعد خود گرفتار موج خواهد شد. به‌‌ همان رویه سعی می‌شد که گروه‌های دانش‌جویی مستقل از دولت را از خطرات پیروزی جناح حزب جمهوری در رقابت قدرتی پیش رو بترسانند. در این رابطه حتا با رهبران بعضی سازمان‌های دانش‌جویی غیر دولتی هم جلسه‌هایی گذاشته می‌شد. این جلسات معمولن به شکلی صورت می‌گرفت که علنی نباشد ولی در عین حال خبر آن به گوش روزنامه‌ها برسد. شبیه حالت دولت بازرگان، سعی می‌شد به سازمان‌های دانش‌جویی غیر دولتی تفهیم شود که به نفع خودشان است به سهم‌شان قانع باشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,