Saturday, 18 July 2015
12 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 66

«عمومی کردن پیچیدگی­ها»

2012 January 24

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

همان­گونه که بنی­صدر وعده داده بود، مسیر درگیری­ها را به سوی مردم هدایت کرد. او در این پروسه بخت را یار خود می­دید و گمان داشت که به پشتوانه نظرسنجی­های نهادهای تحت‌ نظارت­اش، رای­دهندگان در قامت طرف­داران­اش، خواهند توانست او را هم­راهی کنند. هم­زمان با انعقاد جلسه 17 شهریور در مجلس و مباحث نمایندگان، رخ‌دادی بسیار مهم، همه مسایل را تحت­الشعاع قرار داد. حتا هاشمی­ رفسنجانی که سعی چشم­گیری در تنش­زدایی به خرج می­داد نتوانست در برابر این واقعه، واکنش نشان ندهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بنی­صدر در مراسمی که به مناسبت سال­گرد 17 شهریور، در میدان شهدای تهران برگزار شد، سخن­رانی بسیار تند و بی­پرده­ای پیرامون مسایل جاری مملکت، وضع کابینه، رقابت­های سیاسی موجود و بالاخره اهداف و امیال سیاسی خود ایراد کرد. شدت سخنان وی در این مراسم به حدی بود که همه ناظران سیاسی را متحیر و شگفت­زده ساخت. بنی­صدر پس از مقدمه­چینی، یک­باره از اقلیتی سخن گفت که قصد تسخیر همه امکانات سیاسی و نظامی کشور را دارند و اولین هدف آن­ها رویارویی با رییس­ جمهوری و از میان بردن قدرت اوست. او گفت که آنان مترسک می­تراشند، القای شبهه می­کنند و دایم این گروه و آن گروه را پیش می­کشند تا مردم بترسند. سپس صریح­تر به ابراز نظر پرداخت: «یک نظریه­ای وجود دارد که باید یک اقلیت منسجم در خطی حاکمیت کامل برقرار کند. این اقلیت برای استقرار حاکمیت خویش کوشیده است و می­کوشد رهبری نهادهای انقلابی را به دست بگیرد. کوشیده است و می­کوشد رادیو و تلویزیون و روزنامه را به دست بگیرد و نگذارد هیچ نشریه­ای که مخالف باشد امکان حیات داشته باشد. می­خواهد سپاه انقلاب، کمیته­های انقلاب، انجمن اسلامی و هر گروه و حزب اسلامی را در قبضه بیاورد و از طریق حاکمیت برنامه­ای را به اجرا بگذارد. این اقلیت می­خواهد حکومت را قبضه کند و مخالفان حکومت را از راه همان روش­هایی که گفتم منکوب کند و از سر راه بردارد و در نتیجه بدون مزاحم و مانعی برنامه خود را به اجرا بگذارد.»

بنی­صدر چنین وضعی را به سود آمریکا خواند و گفت که آمریکا به دنبال تحقق چنین هدفی است. او عدم موافقت با برخی از وزیران را در جهت جلوگیری از حاکمیت همین گروه اقلیت بر کشور خواند و گفت: «… به این گروه که دل­خوش کرده است به قبضه حکومت، هشدار می‌دهم که من نظریه تو را افشا کردم. ضابطه­های خود را گفتم. دفعه دیگر در صورتی که اصلاح نشدی و اصلاح نشوی، نوبت افشای با اسم و رسم می­رسد.»

هاشمی رفسنجانی و جمعی از شورای انقلاب که در منزل «بهشتی» گرد هم آمده بودند، به سرعت از سخن‌رانی تند بنی­صدر با خبر شدند. نخستین عکس­العمل آن­ها تماس با آقای «خمینی» بود. هاشمی رفسنجانی خاطره این واقعه را این­گونه بیان کرده است: «…سخن‌رانی بنی­صدر در 17 شهریور را، ما که در منزل شهید بهشتی جمع بودیم از رادیو شنیدیم و همان­جا به پیشنهاد جمع، من تلفنی از حاج احمد آقا خواستم که از امام درباره جواب گفتن ما به آن اظهارات نظر بدهند و جواب رسید که امام فرموده­اند با توجه به تخلف بنی­صدر از دستور حفظ حرمت دیگران، در جواب گفتن آزادیم.»

این اظهارات سخت به زیان گوینده آن تمام شد. بنی­صدر با عمومی­کردن پیچیدگی­ها و معضلات سیاسی، امکان تفاهم با رقبا را به حداقل رساند. او پیروزی حزب جمهوری اسلامی را در انتخابات مجلس نادیده می­گرفت، اما پیروزی خود را در انتخابات ریاست­جمهوری، دال بر حمایت مردم می­دید. بنی­صدر در کنار همه این مسایل و در چهارچوب روابط و نهاد­ها و مقامات سیاسی حاکم در ایران، در آن مقطع کاملن تنها بود. این تنهایی را می­توانست با استفاده از اهرم­های سیاسی پراکنده کاهش دهد، اما با خروج از قواعد بازی، بهشتی و هاشمی رفسنجانی نیز پاسخ­های تندی به وی دادند. حتا رجایی نیز که به شدت از این گونه جنجال­ها احتراز می­کرد و لااقل در ملا‌عام تظاهر به وحدت و تفاهم با رییس­ جمهوری می­کرد علنن به وی معترض شد.

بهشتی در پاسخ به ادعای بنی­صدر نسبت به آرای مردم گفت: «مردم در مورد دو نهاد یا شخصیت رای می­دهند، یکی در انتخابات رییس­ جمهوری و یکی در انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی. بنابراین باید گفت که مردم به برنامه­های­شان رای نداده­اند. مردم رای داده‌اند و رییس­ جمهوری انتخاب کرده­اند. چگونگی اداره کشور را هم قانون مشخص کرده است نه این­که هر چه که رییس­جمهور گفت باید اجرا شود. طبق قانون، کشور دولت دارد، مجلس دارد و برای اجرای هر برنامه­ای دولت و مجلس وظایفی دارند و برنامه دارند. بنابراین این برنامه و وظایف هر نهاد قانونی مشخص است.» وی در آغاز همین سخنان درباره اشاره بنی­صدر به حاکمیت گروه اقلیت، گفت: «اگر منظور­شان حزب جمهوری اسلامی بود… مواضع حزب در قبال رییس­ جمهوری، دولت، مجلس و انقلاب روشن است… .»

هاشمی رفسنجانی نیز حمله تلویحی بنی­صدر به حزب­جمهوری را این­گونه نقد کرد: «من دل­ام می­خواست که ایشان آن­قدر صداقت به خرج می­دادند که صریح نام آن اقلیت را می‌بردند، آیا این اقلیت حزب جمهوری اسلامی است؟ آیا…؟ این در شان رییس­ جمهوری نبود.»

هاشمی هم­چنین به مسایل اساسی اشاره کرد و گفت: «من آماده­ام تا دلایل خود را مبنی بر عدم توافق صد­در­صد با بنی­صدر اعلام کنم و بگویم که چرا ما نمی­توانیم به طور همه جانبه با ایشان مثل آقای رجایی موافق باشیم. خلاصه همان­قدر که ایشان از حکومت مکتبی­ها وحشت می­کنند ما هم به همان اندازه از حکومت لیبرال­ها وحشت داریم.»

این مسئله سبب شد تا کابینه رجایی به سرعت رای اعتماد بگیرد. مجلس بدین وسیله موضع خود در برابر رییس­جمهوری، به وی تفهیم کرد. دولت نیز بلافاصله در روز 19 شهریور 1359 اولین جلسه رسمی خود را تشکیل داد.

با شروع جنگ در 31 شهریور 1359، نیروهای سیاسی و نظامی کشور و رهبران حزب جمهوری ­اسلامی، تصمیم گرفتند از شدت حملات به بنی­صدر بکاهند. آیت‌اله خامنه­ای که حکم مشاور نظامی آیت‌اله خمینی را داشت و اوضاع بحرانی مرزهای غربی را از نزدیک زیر نظر گرفته بود، در این زمینه گفت: «توضیح تفصیلی نسبت به اظهارات رییس ­جمهوری را در شرایط کنونی به مصلحت انقلاب نمی­دانم و البته اگر روزی این کار به صلاح مملکت باشد از گفتن حقایق دریغ نخواهم داشت.»

اما حوادث بعدی نشان داد که اختلافات اساسی بین دو خط و جریان عمده سیاسی کشور در این زمان، یعنی خط آیت­اله خمینی و بنی­صدر به این سادگی حل­شدنی نبود و این تقابل تا عزل بنی­صدر از ریاست­جمهوری ادامه یافت. پس از چالش­هایی که بر سر انتخاب نخست­وزیر و سپس وزرای کابینه روی داد و اختلافات نظری که پس از شروع جنگ تحمیلی بین بنی­صدر و نیروهای انقلابی بروز کرد.

بنی­صدر بعد از سخن‌رانی 17 شهریور و اعتراضات شدیدی که به سخنان وی شد، سخن­رانی رسمی دیگری نکرد ولی در گوشه  و کنار «از طریق بازدیدها و مصاحبه­ها» هم­چنان مشغول اظهار نظر بود، تا این­که مجددن در روز عاشورا 28/8/1359 در میدان آزادی با علم به این­که جمعیت زیادی به عنوان عزاداری در آن­جا جمع می­شوند برنامه سخن‌رانی گذاشت و با پیش کشیدن مسئله شکنجه و تعدد زندان­ها جو موجود را به نفع خود به حرکت در­آورد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,