Saturday, 18 July 2015
07 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 72

«نقطه ضعف مرجع تقلید»

2012 January 31

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

پس از اتفاقات روز 14 اسفند سال 59 نامه‌های بسیاری به سوی آقای خمینی ارسال شد. پس از نامه‌ی آقای بنی‌صدر، اعضای حزب‌جمهوری نیز به نوبت نامه‌هایی فرستاده و از رقیب گلایه می‌کردند. یکی از این نامه‌ها که شاید موثرترین آن باشد، نوشته آقای بهشتی است که در روز 22 اسفند (تقریبن یک هفته پس از 14 اسفند) برای خمینی فرستاده شد. در این نامه آقای بهشتی نقطه اتکا تمامی متن‌اش را به نقطه ضعف یک مرجع‌تقلید گذارده و از خطر نابودی اسلام توسط رقیب می‌گوید، نکته‌ای که توسط جناح مقابل نادیده گرفته می‌شود. و شاید تنها نقطه اشتراک‌شان فراموش نمودن جنگ، جنوب و هجوم بیگانه بود. به قسمت اول این نامه توجه کنید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

استاد و رهبر بزرگ‌وار

السلام علیکم و رحمت‌اله و برکاته

سنگینی وظیفه، فرزندتان را بر آن داشت که این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایق را به عرض‌تان برساند. دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه‏ی شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‌‏شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت‏ باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏‌ها و برداشت‏های بینابین، که نه به کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند. گفته‏‌ها، نوشته‏‌ها و کرده‏‌ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول، در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام، سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏‌ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دل‌اش همین را می‌‏خواهد و زبان‌اش همین را می‌‏گوید و قلم‌اش همین را می‌‏نویسد، اما چون همه‏ی مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول، به نظام و شیوه‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیش‌رفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏‌ها در دست‌آوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر، با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می‌‏کشاند که خود به خود در‌ها را به روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام می‌‏گشاید.

بینش اول، روی شرایطی در گزینش مسوولان تکیه می‌‏کند که جامعه را به سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه‏ی سطوح راه می‌‏برد. بینش دیگر، بیش‌تر روی شرایطی تکیه می‌‏کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏‌ها یا کم مبالات‏‌ها در همه‏ی سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏‌ها برسرنوشت انقلاب هموار می‌‏سازد.

شاید برای شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول سال‏های اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعه‏ی ما کوشیده و رنج‏‌ها برده‏اند و در طول این سال‏‌ها به مقتضای طبیعت و ماهیت نظام اداری رژیم شاهی، درهمه‏ی سازمان‏های لشکری و کشوری همواره در اقلیت‏ بوده و زیر فشار اکثریت غرب‌گرا یا شرق‌گرای حاکم بر این سازمان‏‌ها به سر برده‌‌اند، هم اکنون در جمهوری اسلامی هم که امام در راس آن است و تنی چند از فرزندان امام نیز بخشی از مسوولیت‏‌ها را برعهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنه‌ها حضور دارند، دوباره تحت فشار‌‌ همان اکثریت قرار گرفته‌اند، این اقلیت مومن که اگر حمایت‌اش کنند، می‌‏رود که اکثریت ‏شود، امروز ذلت و خذلان مومنان را در جمهوری‌اسلامی با پوست و گوشت و استخوان لمس می‌‏کنند که با چماق ارتجاع می‌‏کوبندشان و با کارشکنی‏‌های رنگارنگ، سد راه حرکت اسلامی و اصلاحی آن‏‌ها می‌‏شوند، با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همه‏ی این سازمان‏‌ها جا خوش کرده‏اند و با اطمینان به حمایت گروهی از مسوولان امروز و دیروز.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری‌اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنجدیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد… نظر ما این است که رشد کمی و کیفی دارندگان بینش اول «اسلام فقاهتی و خط اصیل امام» به لطف الهی امروز به آن درجه رسیده است که نهادهای لشکری و کشوری به وسیله صاحبان این نوع بینش اداره شود و اداره جمهوری اسلامی بر پایه یک بینش استوار شود.

برادران گفتند که نوارهای مربوط به سخنان رییس‌جمهوری در اصفهان را خدمت‌تان داده‌اند که دانش‌آموزان و کارمندان را به مقاومت در برابر اقدامات دولت تشویق می‌کند که با نظرات شخصی رییس‌جمهوری منطبق نیست. نوارهای مربوط به ارتباط مستقیم برخی از کارگردانان اعتصاب اخیر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با دفتر رییس‌جمهوری و آقای زنجانی دست‌یار رییس‌جمهوری نیز در اختیار مسوولان قضایی است.

با کمال تاسف، نواقص موجود در این انجمن‌های اسلامی و برخی از اعضای آن‌ها و نفوذ عناصر ناخالص در این انجمن‌ها و نهاد‌ها را وسیله‌ای برای سرکوبی کل نهاد‌ها و خارج کردن آن‌ها از صحنه قرار داده‌اند تا همین چند قدم کوتاه نیز که در راه حاکمیت اسلام بر سازمان‌های لشکری و کشوری جلو رفته‌ایم، خنثا شود.

امروز در بیش‌تر دست‌گاه‌های نظامی و انتظامی و موسسات و سازمان‌های دیگر، جریان‌هایی می‌گذرد که عناصر متدین و دل‌سوخته را بسیار افسرده کرده و می‌کند. این‌ها احساس می‌کنند به جرم این‌که در راه حاکم شدن اسلام تلاش کرده و با مخالفان حاکمیت اسلام بر ارتش و شهربانی و ژاندارمری و نهادهای دیگر دولتی درگیری و ستیز داشته‌اند، امروز در جمهوری اسلامی با حمایت رییس‌جمهوری و هم‌فکران ایشان در جبهه ملی و نهضت آزادی و با هم‎دستی خلقی‌ها همه جا سرکوب می‌شوند و می‌روند که به سرنوشت مومنان در جنگ اصحاب اخدود دچار گردند «و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید».

امام عزیز،

به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره‏ی افسرده‏‎ی این‏‌ها را ببینم و ندای «یا للمسلمین» آن‏‌ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‌‏کنم «و فی‌العین قذی و فی‌الحلق شجی.»

این روز‌ها مکرر با خود می‌اندیشم که ‌ای کاش زیر بار این مسوولیت سنگین که با تاکید بر عهده‌ام نهادید نبودم، تا می‌توانستم به کمک آن‌ها لااقل فریادی برآورم، زیرا فریاد از یک طلبه زیبنده است اما از یک مسوول انتظار اقدام می‌رود، نه فریاد و اگر اقدام کنم با این شایبه جگرسوز روبه‌رو می‌شوم که دفاع از مظلومان نیست، جنگ قدرت است میان سران، از روی هوا‌ها.

با استفاده از حمایت‌های مکرر شما اینک همه نهاد‌ها کوبیده می‌شوند، مجلس، دولت، دست‌گاه قضایی و نهادهای انقلاب و هر چند در کوبیدن این‌ها موفق نشده‌اند، ولی نه خطرشان را می‌توان نادیده گرفت، نه ضررشان، که همه را از خدمت گسترده‌تر به مردم محروم و ایثارگرمان باز می‌دارند.

آقای رییس‌جمهوری در کارنامه‌شان که پریروز به صورت سرمقاله در روزنامه‌شان منتشر شده و رسمن دست‌گاه قضایی را به ایجاد یک بلوای جدید در جامعه تهدید می‌کند که اگر دست‌گاه قضایی بخواهد ایشان را با کسانی که در حوادث روز چهاردهم اسفند دانش‌گاه تهران زخمی و مصدوم شده و در دادسرای تهران از ایشان شکایت کرده‌اند، از نظر رسیدگی قضایی در دو کف مساوی بگذارد، از ریاست‌جمهوری کناره‌گیری خواهد کرد، آیا ایشان خواهان آن نوع دست‌گاه قضایی هستند که اگر کسی از رییس‌جمهور شکایت کرد، با دو طرف شکایت یک‌سان رفتار نکند؟

لازم است به اطلاع حضرت‌عالی برسانم که طبق سندی که به مقامات قضایی داده شده و مربوط به دستور کار مراسم چهاردهم اسفند است صریحن گفته شده‌است که اگر درگیری پیش آید، ماموران انتظامی موظف‌اند افرادی را که دستگیر می‌کنند به گارد ریاست‌جمهوری تحویل بدهند.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده‌است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,