Saturday, 18 July 2015
07 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 76

«دشمن دشمن من، دوست من»

2012 February 03

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

گفتیم که اختلافات رییس‌جمهوری وقت و حزب‌جمهوری آن‌چنان بالا گرفت که به درگیری‌های علنی انجامید. از سویی انحصارطلبی همه‌جانبه خط امامی‌ها موجب شد تا تمامی گروه‌ها و افرادی که سهام مناسبی از روی‌داد انقلاب دریافت نکرده بودند به هم پیوسته و درصف حامیان ریاست‌جمهوری قرار گیرند. به نوعی دشمن دشمن من، دوست من شد. از همین روی مهندس بازرگان و نهضت آزادی بخشی از ائتلاف علیه نیروهای پیرو خط امام محسوب می‌شدند و در برخی مواضع هم‌گرایی با سازمان مجاهدین خلق داشتند. دقیقن به همین علت بود که سازمان نسبت به مقاله بازرگان  شیوه و لحن محترمانه و ملایمی اتخاذ کرد و ضمن آن‌که نارضایتی خود را از برخی مطالب آن ابراز کرد. با اشاره به این‌که «ایشان را از نیاکان عقیدتی خود می‌دانیم» گلایه کرد که «متاسفانه حق عدالت و انصاف را به جا نیاورده‌اند و چنان نوشته‌اند که گویی در این روابط و برخوردها٬ مجاهدین خلق نیز تقصیرکارند…»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پاسخ سازمان مجاهدین با تاکید بر خویشتن‌داری خویش٬ مجددن به مقاله قبل بازرگان استناد و استشهاد شده بود:

«شگفت است که آقای مهندس بازرگان درحالی این حرف‌ها را زده و این قضاوت‌ها را می‌کند که درمقاله قبلی خود «مبارزه قانونی و مبارزه مسلحانه»٬ لیستی از عمل‌کردها و تعدیات و قانون‌شکنی‌های انحصارطلبان را ردیف کرده و آن‌ها را نسبت به عواقب جلوگیری از عدالت و آزادی هشدار داده‌اند. کما این که در آن‌جا می‌نویسند…: (توقیف میزان و مدیر مسـوول آن٬ حـملات جسورانه غیرقانونی قبلی که به سایر مطبوعات و اجـتماعات و دفـترها شـده است٬ جـریان محاکمه امیرانتظام٬ طرح قانونی محدودیت احزاب٬ زمینه‌سازی-هایی برای روزنـامه انـقلاب اسلامی و رییس‌جمهوری علارغم اطلاعیه 25 اسفندماه گذشته امام٬ نمونه‌های یادآور پایان مبارزه پارلمانی گذشته است. تحریم و تعطیل مبارزه٬ کار را طبق سنت تاریخی و الهی و همان طور که آثارش ظاهر شده به مبارزه مسلحانه و آشوب داخلی می‌کشاند که وظیفه خود دانستم هشدار دهم.)… در عمل هم همین چندی پیش بود که خود آقای مهندس بازرگان در قبال تـعطیل و تـوقیف روزنامه میزان و زندانی نمودن مدیر مسئول آن٬ آن همه اعـتراض کـردند٬ سـتادحـمایت از مطبوعات تشکیل دادند و مردم را به حمایت و کمک طلبیدند راستی اگر آن موقع کسی آقای بازرگان و «متولیان و کسوت-داران حزبی و مکتبی» را مخاطب قرار داده٬ آن‌ها را بالسویه ملامت و یا نصیحت نموده و می‌گفت که: آقایان پدران و مسـوولین عزیز٬ این همه ستیزه نکنید و این همه دعوا راه نیندازید٬ آقای بازرگان اعتراض نمی‌کرد که این گونه برخورد٬ رسم عدالت و انصاف نیست و ظالم و مظلوم را یک‌سان دیدن است…»

نشریه سازمان٬ خطاب به  بازرگان٬ بعد از برشمردن نکات فراوانی در مورد برخوردهای اجتماعی و سیاسی علیه خود و با استشهاد به دیدگاه خود وی چنین نوشت:

«حال آقای مهندس بازرگان! شما می‌فرمایید ما چه کار کنیم؟ که شما ننویسید که «مجاهدین یک روز شاخ و شانه می‌کشند و به تلافی آن حزب‌اله و پاسداران…»… اگر چه قرارمان این بود که وارد در بحث روی تک تک مواردی که به ما نسبت داده‌اید نشده و هم چنین از تقصیرات و قصورات دولت خود شما در شکل یافتن اوضاع حاضر سخنی به میان نیاوریم اما تذکر چند سطر را ضروری شمردیم… به این امید که در قضاوت نادرستی که تصور فرموده‌اید ما حـق حیات و حرکت و مشارکت را از همه سلب خواهیم نمود٬ تجدیدنظر فرمایید… اکنون آقای مهندس بازرگان! پس از 2سال و چندماه که از تاسیس جمهوری اسلامی می‌گذرد و پس از یک سال و نیم که از کنار رفتن دولت خودتان گذشته پیش‌نهاد می‌فرمایید که: دور هم جمع شویم میزگرد تشکیل دهیم… اما چه کنیم که درد انحصار تاکنون هم‌چنان علاج‌ناپذیر مانده و خلاصه ما را به این نتیجه رسانیده است که چاره‌ای جز خلع ید ندارد. اگر غیر از این است بحث آزاد موردنظر رییس‌جمهور چه شد و به کجا کشید؟ اگر غیر از این است پیش‌نهاد میزگرد اخیر خودتان را دنبال‌گیری کنید…»

اشکوری  می‌نویسد که در واکنش به مقاله  بازرگان  کسی به درخواست وی گوش نداد.

چند روز پس از اعلام موضع سـازمان و هم زمان با اوج‌گیری اقدامات و مواضع براندازانه آن٬ نهضت آزادی به تفسیر تیوریک شرایط پرداخت و خشونت سازمان را نتیجه طبیعی فشار و نقض حقوق مخالفان توصیف کرد. نهضت آزادی درباره درگیری‌های آن زمان چنین اعلام موضع کرد:

«به نظر ما ریشه درگیری‌های اخیر از طرفی در اثر انحصارطلبی‌های تنگ‌نظرانه حاکم و اعمال

فشار و ایجاد محیط اختناق و سلب آزادی تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی و

نادیده گرفتن حقوق اقلیت‌های سیاسی است و از طرف دیگر توطئه‌های مداوم دشمن در ایجاد اختلاف و بدبینی و تشدید ناراحتی‌ها و نارضایتی‌هاست و باید گفت که قسمت اخیر یعنی توطئه‌های دشمنان انقلاب٬ خود تابعی است از قسمت اول. بدین معنی که اشـتباهات رژیـم جمهوری‌اسلامی و سیاست‌های غلط آن است که زمینه‌های توطئه‌های فوق را فراهم نموده است…خشونت٬ خشونت می‌آورد…»

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به پیوند سازمان مجاهدین، بنی‌صدر و نهضت آزادی چنین اشاره می‌کند که به برخی فعالان سیاسی در تابستان 60 چنین گفته است: «در مورد نهضت آزادی٬ گفتم ما از اول انقلاب همیشه به آن‌ها میدان دادیم و کارها را به آن‌ها سپردیم٬ ولی آن‌ها به خط امام وفاداری نکردند و جانب بنی‌صدر و مجاهدین را گرفتند و روزنامه میزان و (نمایندگی)  مجلس را به نفع آن‌ها استخدام کردند.»

پس از مدتی مسوولان جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده بودند که «این‌ها محارب‌اند و قصد براندازی دارند اما دارند خود را آماده می‌کنند» و حتا مطلع بودند که عناصر سازمان «از مدت‌ها قبل٬ خانه‌های تیمی تشکیل داده و افراد خود را مخفی کرده بودند و دنبال براندازی هستند» بهزاد نبوی  می‌گوید:

«… این خط مشی٬ که با نظر مثبت امام هم هم‌راه بود٬ در زمان نخست‌وزیری شهید رجایی اعلام شد و حتا یک اطلاعیه 10 ماده‌ای هم در شرایطی که هنوز قانون احزاب تدوین نشده بود٬ از سوی دادستانی انقلاب… اوایل سال 60 و پیش از حوادث خرداد صادر شد. این بیانیه در نخست‌وزیری جمهوری اسلامی٬ درجلسات متعددی که با حضور شهید بهشتی٬ شهید قدوسی٬ شهید رجایی و شخص بنده تشکیل می‌شد٬ تدوین گردید و بچه-های معاونت سیاسی ـ اجتماعی نخست‌وزیری هم در این زمینه کار کرده بودند. در آن موقع٬ در غیاب قانون احزاب٬ معتقد بودیم که باید ضابطه‌ای موجود باشد که بتوانیم بر اساس این ضابطه با گروه‌های مخالف قانونی برخورد کنیم و حساب آن‌ها را از گروه‌های محارب جدا کنیم. جوهره اطلاعیه 10 ماده‌ای این بود که گروه‌های سیاسی یا باید مبارزه مسلحانه را انتخاب بکنند و یا خلع سلاح و مخالفت درچارچوب قانون را. آن اطلاعیه گفت: اگر گروه‌های سیاسی می‌خواهند درچارچوب مخالفین قانونی فعالیت کنند٬ باید مقرهای خود را معرفی کنند و اسلحه ومهمات خود را تحویل بدهند… تا آن موقع مثلن چریک‌های فدایی دردانش‌گاه‌ها اسلحه داشتند. مجاهدین خلق انبار اسلحه داشتند و گروه‌های سیاسی مسلح هم بودند که صبح‌ها در شهر روزنامه می‌فروختند و شب‌ها در مرزها جنبش‌های تجزیه‌طلبانه را مسلحانه هدایت می‌کردند. در یک چنین شرایطی٬ سخن اطلاعیه 10 ماده‌ای دادستانی این بود که هر گروهی در صورتی که بخواهد فعالیت سیاسی بکند٬ باید رهبران خود را معرفی بکند. نشانی مقرهای خود را مشخص بکند. اگر اسلحه ومهمات دارد تحویل بدهد. فی‌الواقع تدوین اطلاعیه 10 ماده‌ای ـ در شرایط فقدان قانون احزاب ـ از سوی نظام٬ گام مهمی درضابطه‌مند کردن آزادی‌های سیاسی بود.»

پس از صدور اطلاعیه 10 ماده‌ای دادستانی انقلاب اسلامی٬ سازمان مجاهدین از پذیرفتن و متعهد شدن بدان سر باز زد. و اطلاعیه‌ای در این زمینه صادر کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,