Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
دایره‌ی شکسته

«نیمکت‌های خالی پارک»

2012 February 05

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

امروز روز آخری بود که بعد از سی سال پا به اداره می‌گذاشت. تمام سی سال به سرعت برق و باد گذشت. گاهی خوب، گاهی بد. اما برای او این دوران شروع یک دوران جدید با آسایش و آرامش نبود، بلکه نگران بود، نگران این‌که حالا چه کاری پیدا کند تا بتواند خرج خانواده‌اش را بدهد. بازنشستگی که همه برای او دوران خوشش را تصور کرده بودند، حالا رسیده بود و او تنها حسی که داشت، نگرانی‌های مضاعف بود. سال‌مندی سرنوشتی است که‏ تمام افراد بشر، به آن گرفتار می‏‌شوند. دورانی‏ که اگر از کیفیت مناسب برخوردار باشد، می‏تواند بسیار مطلوب و لذت‏بخش باشد. انطباق موفقیت‏‌آمیز با سال‌مندی منوط به توانایی شخص‏ برای ادامه و استمرار روش‌های‏ مناسب زندگی در طول حیات، حفظ یک شیوه زندگی و فعالیت‌های مثمر ثمر برای روحیه اوست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آماری دهشتناک از مبتلایان به سکته‏‌های‏ قلبی و عروقی بازنشستگان به علت فشارهای‏ روحی و روانی گواهی این مطلب است هرچند تعدادی از این افراد توان بالای جسمی داشتند، اما فشارهای ناشی از از دست دادن یک موقعیت ثابت و ورود به عرصه‌ی کار به صورت مجدد بدون در نظر گرفتن سوابق شغلی، باعث شده است که این افراد از فشارهای روحی و روانی زیادی برخوردار باشند. بازنشستگان قشر شریف و سال‌مندی که جوانی‏ خود را در راه خدمات دولتی سپری کرده‏اند و اینک تنها راه ارج نهادن به آنان دانستن قدر و منزلت یک کارمند بازنشسته است و فراهم آوردن حداقل امکانات یک زندگی تا او در شروع پا نهادن به کهولت تازه مانند یک جوان به دنبال شغل برای ادامه‌ی معیشت خویش نباشد.

در اصل تلقی یک فرد بازنشسته به‌عنوان شخصی که کارآمد نیست و به فرسودگی دچار شده است، تلقی نا‌به‌جا و بی‌راه است. در واقع یک فرد بازنشسته کوله‏‌باری از تجربیات ارزنده و سازنده و افرادی هستند که  می‌توانند آموخته‏‌های‏ ارزش‌مند خود را در یک‏ برنامه‏‌ریزی اصولی به نسل‌های بعد از خویش انتقال‏ دهند و استفاده از تجربیات این افراد به‌طور حتم هزینه‏‌های کم‌تری را بر سازمان‏‌ها نیز تحمیل می‌نماید. استفاده از بازنشستگان در سطوح مختلف بایستی مطرح و مورد حمایت واقع شود و راه‌کارهای آن تدوین‏ و از ضمانت اجرایی برخوردار گردد. هم‌چنین رفع نیازهای مادی و ‏ پذیرفتن افراد بازنشسته در جامعه به عنوان‏ عناصر با تجربه و کارآمد می‏تواند به‏ ایجاد زمینه‏‌های آرامش روحی و روانی‏ این افراد کمک نماید. در کشور ما خانواده‌ها واحدهای تولیدی اقتصادی به حساب نمی‌آیند، هر عضو خانواده شغلی جداگانه دارد و پس از طی دوره‌ای مشخص ناچار است آن را رها کند، این جدایی، مثل هر جدایی دیگری سخت و دردناک است چرا که بخش عمده‌ای از زندگی افراد شاغل در محیط کارشان می‌گذرد و بنابراین جدایی از آن به واسطه بازنشستگی برای برخی آدم‌ها، به معنی انواع محرومیت‌ها و لحظه‌شماری تا زمان مرگ است.

بازنشستگی باید امکان‌های متفاوتی را برای شخص بازنشسته فراهم آورد. چه از نظر زندگی خانوادگی و چه از نظر زندگی اجتماعی. بازنشستگی باید در شرایطی صورت پذیرد که برای افراد این امکان را فراهم آورد تا نحوه‌ی زندگی با همسر و سایر افراد خانواده‏ را پس از بازنشستگی‏ به تدریج دوباره تجربه نمایند و خود را آرام آرام با زندگی در خانه تطبیق دهند. بازنشستگی گام‏‌به‏‌گام فرد را با روندی نو در زندگی آشنا می‌کند. در این راستا خط مشی و چگونگی اوضاع و امکانات سازمانی می‌‏باشد که‏ با برنامه‌ریزی می‌تواند تعادلی برای یک فرد که تا دیروز شاغل بوده و امروز شغلی ندارد فراهم کند. انتخاب حد سنی برای شروع‏ مراحل بازنشستگی، بستگی به نحوه‌ی ترکیب نیروی انسانی و امکانات‏ سازمان دارد. بازنشستگی به کارکنان امکان می‏‌دهد تا در صورت‏ تمایل به کارهای پاره وقت بپردازند و آمادگی قبول مشاغلی را که نیاز به کار تمام وقت ندارد پیدا کنند. به‌این ترتیب ضمن آن‌که از تجربیات این‌گونه افراد استفاده می‏‌شود کاری مناسب توانایی‌های سنی آنان به‌طور غیر تمام وقت به‏ آن‌ها واگذار می‏‌شود.

این نوع از برخورد با نیروهای بازنشسته در سیستم‌ها نیز اثرات مثبتی دارد و نیروهای آنان به طور کامل جای‌گزین نمی‌شوند بلکه رفته‌رفته تجربیات از یک امکان به امکان دیگری منتقل می‌شود. دوران بازنشستگی هم‌چنین به‌ترین اوقات را برای ارضا کنجکاوی‌هایی که سال‌های دراز به‌خاطر کمبود وقت‌، فراموش شده بوده‌اند، فراهم می‌سازد. دوران بازنشستگی هم‌چنین به‌ترین موقعیت برای ارایه تخصص‌های شغلی به صورت داوطلبانه و در قالب نیکوکاری به جامعه است، فرصتی که شاید در دوران اشتغال به دلایل گوناگون فراهم نیامده است.

هر تغییر و تحولی در زندگی آدم‌ها، چه مثبت و چه منفی ممکن است منجر به بروز احساساتی چون اضطراب و به‌خصوص افسردگی شود. یکی از آن روی‌دادهای مهم زندگی که امکان دارد هر انسانی را اسیر اندوه کند بازنشستگی است و در بسیاری از کسانی که بازنشسته می‌شوند و خودشان را برای بازنشسته شدن آماده نکرده‌اند، به‌عنوان نخستین تفکر فرد به محروم شدنش از بخشی از حقوق اجتماعی‌اش، محسوب فکر می‌کند. بنابراین جامعه در قبال سال‌های خدمت شخص موظف است تا نهایت امکان‌های آرامش و آسایش را برای آن‌ها فراهم آورد. نه این‌که شرایط چنان باشد که فرد بعد از سی سال خدمت و زحمت دوباره تلاش کند تا برای امرار معاش خود را به بازار کارهای پر‌رقابت عرضه نماید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,