Saturday, 18 July 2015
12 August 2020
مجله جاماندگان- مستان مسیر ترسیم کردند- قسمت 78

«تکلیف نهایی»

2012 February 07

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

پس از اطلاعیه 10 ماده‌ای در مورد گروه‌ها و احزاب، به صورت آشکار سازمان مجاهدین در مرحله انتخاب و تصمیم قرار گرفت. در کتاب تروریسم ضدمردمی٬ واکنش سازمان مجاهدین٬ اقدامی در تدارک شورش مسلحانه توصیف شده و در تشریح آن چنین آمده است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«پس از اتمام حجت امام، سازمان تاکتیک نوشتن نامه به امام و درخواست راه‌پیمایی به سمت جماران را به کار برد. منافقین حساب کرده بودند که اگر امام آن‌ها را بپذیرد به معنای آن خواهد بود که امام مندرجات نامه را در محکومیت جناح خط امام و ادعای قانون‌شکنی و سرکوب‌گری‌های آن و هم‌چنین عمل‌کرد مظلومانه سازمان را پذیرفته است. علاوه بر آن با بسیج کلیه نیروها برای راه‌پیمایی، می‌توانست حرکت سیاسی، مشروعیت بخشیدن به کلیه مخالفان خط امام و تقویت آن‌ها باشد. حالت دوم این که امام تقاضای آن‌ها را نپذیرد، در این صورت در افکار عمومی،این گونه وانمود می‌شد که مجاهدین خلق می‌خواستند کارها با تفاهم پیش‌رفته و مملکت درحال جنگ دچار بحران و تفرقه، نشود. اما با اعلام این مطلب از سوی امام که (اگر یک در هزار هم در این‌ها صداقتی سراغ می‌داشت خودش به نزد آن‌ها می‌رفت) و هم‌چنین اعلام این مطلب که (شما دارید تهدید به قیام مسلحانه می‌کنید و بایستی سلاح‌های‌تان را تحویل بدهید)٬ سازمان نه تنها به هیچ یک از اهداف دوگانه خود دست نیافت٬ بلکه در برابر سوالت جدیدی قرار گرفت.»

سازمان در نامه خود بدون پذیرش خلع سلاح٬ از خطاب به آقای خمینی این گونه به تهدید برخاسته بود:

«بی‌گمان شما در هر موقعیتی که مقتضی بدانید (تکلیف نهایی) مورد اشاره در سخنان ده اردیبهشت را مقرر خواهید فرمود٬ لیکن ما باز هم به عنوان انقلابیون یکتاپرست بـه عرض می‌رسانیم (تلاش خواهیم کرد) از عکس‌العمل‌های خشـونت‌بار و قهرآمیز بپرهیزیم، در برابر (تکلیفی) که گوش‌زد فرمودید چه چاره‌ای جز نوشتن و تقدیم وصیت‌نامه‌ها باقی می‌ماند؟»

قسمتی از سخنان آقای خمینی در سخن‌رانی مورخ 21 اردیبهشت 60 در پاسخ به نامه سازمان مجاهدین که در واقع آخرین سخنان او با سازمان محسوب می‌شود در پی می‌آید:

«آن‌هایی که این طور با قلم‌های‌شان٬ علاوه بر تفنگ‌های‌شان٬ با ما معارضه دارند٬ به آن‌ها کرارن گفته‌ایم و حال هم می‌گوییم که مادامی که شما تفنگ‌ها را در مقابل ملت کشیده‌اید٬ یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کرده‌اید٬ نمی‌توانیم صحبت کنیم و مجلسی با هم داشته باشیم. شما اسلحه‌ها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید٬ اسلام شما را می‌پذیرد. در آن نوشته‌ای که نوشتید٬ در عین حالی که اظهار مظلومیت‌های زیاد کرده‌اید٬ لکن باز ناشی‌گری کردید و تهدید به قیام مسلحانه کردید. ما چه طور با کسانی که می‌خواهند بر ضداسلام قیام مسلحانه بکنند می‌توانیم تفاهم کنیم؟ اسلام دین رحمت است٬ دین عدل است٬ دیانت قانون است. شما به قوانین اسلام سربگذارید٬ گردن فرو بیاورید٬ کشور اسلامی٬ همه شما را می‌پذیرد، و من هم که یک طلبه هستم با شما حاضرم که در یک جلسه٬ نه در یک جلسه٬ در ده‌ها جلسه با شما بنشینم و صحبت کنم، و من اگر یک در هزار احتمال می‌دادم که شما دست بردارید از آن کارهایی که می‌خواهید انجام بدهید٬ حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم٬ لازم هم نبود شما پیش من بیایید. و حال هم به موجب احکام اسلام به شما نصیحت می‌کنم. شما در مقابل این سیل خروشان ملت نمی‌توانید کاری انجام بدهید،‌ برگردید به دامن اسلام، دست بردارید از قیام مسلحانه، مادامی که اسلحه در دست شماست، تهدید به قیام می‌کنید٬ ما نمی‌توانیم از شما این طور مسایل را قبول کنیم.»

«سعید حجاریان» در مورد تحلیل درونی سازمان نسبت به پاسخ آقای خمینی با استناد به یک سند کشف شده درون گروهی به‌نام «تحلیل تابلو» می‌گوید:

«رجوی در همین تحلیل تابلو می‌گوید ما با این رندی نفهمیدیم که چکار باید بکنیم. قبل تحلیل کرده بودیم که یا می‌گوید (بیایید) و ما میلیشیا را راه می‌اندازیم و قدرت‌نمایی می‌کنیم و یا می‌گوید: (نمی‌خواهد بیایید) و ما می‌گوییم ما را قبول ندارد. اما این که بگوید اگر شما اسلحه‌تان را بر زمین بگذارید من می‌آیم٬ قابل پیش‌بینی نبود.»

سازمان عدم تمکین برای خلع سلاح را طی نامه‌ای٬ اعلام کرد و شرط گذاشت که اگر آقای بنی‌صدر٬ به عنوان «عالی‌ترین مقام رسمی کشور»٬ اجرای قانون اساسی را تضمین کند و وسایل اجرای این تضمین را ارایه نماید و تامین سیاسی کافی برای سازمان فراهم نماید٬ برای تحویل سلاح‌های خود اعلام آمادگی خواهد کرد.

آقای بنی‌صدر هم در یک مصاحبه مطبوعاتی از دادن تضمین٬ اظهار ناتوانی کرد. به نوشته روزنامه کیهان که در آن زمان تحت مدیریت «سیدمحمد خاتمی»  بود٬ «آقای رییس‌جمهوری به عنوان فرمانده کل قوا تلویحن به مجاهدین خلق می‌گویند که سلاح بر زمین نگذارید چون قانون اجرا نمی‌شود.»

با این حرکت آقای بنی‌صدر به نوعی موضع‌گیری علنی در مقابل آقای خمینی دست زد. چه٬ آقای خمینی گفته بود که سلاح‌های‌تان را تحویل دهید درحالی که آقای بنی‌صدر عمل عکس این را توصیه کرده بود و این خود عامل مهمی در عزل او گردید. از سوی دیگر برخی مسوولان و نمایندگان مجلس با استقبال از سخنان آقای خمینی٬ سازمان را محکوم کردند. «بهزاد نبوی»٬ وزیر مشاور و سخن‌گوی دولت٬ تاکید کرد: «در رابطه با مجاهدین خلق به‌ترین سخنان و ره‌نمودها همان بود که امام فرمودند.»

«سیدعطااله‌مهاجرانی»٬ نماینده مجلس نـیز ضمن تجلیل و تمجید سخنان آقای خمینی چنین اظهارنظر کرد: «دقیقن این طور به نظر می‌رسد که مخالفت‌های سیاسی مجاهدین خلق بـه طور مشخص زمینه‌ساز اقدامات مسلحانه آن‌هاست. با این توضیح که حرکت سیاسی خود را طوری تـنظیم کرده‌اند که ظاهرن به هواداران خود این طور بباورانند که مـبارزه مسـلحانه و براندازی جمهوری اسلامی تنها راه نجات آن‌هاست.»

«بهزاد نبوی»، سخن‌گوی دولت٬ نیز مجددن در واکنش به مکاتبه سازمان با رییس‌جمهوری٬ اعلام کرد: «دولت تمامی گروه‌های مسلح را چه آن‌ها بخواهند و یا نخواهندخلع سلاح خواهد کرد و آن‌ها را به حوزه قانون خواهد کشانید و به فعالیت غیرقانونی آنان خاتمه خواهد داد.»

مقارن این اوضاع٬ شایعه افشای تلاش برای سرقت اسناد محرمانه از وزارت امور خارجه توسط عوامل دفتر آقای بنی‌صدر و دست‌گیری متهمان آن رخ داد که یک بخش اصلی آن به روابط آقایان بنی‌صدر و رجوی مربوط می‌شد. یکی از مهم‌ترین اسناد کشف شده در حال سرقت٬ مربوط به وابستگی «کاظم رجوی» برادر «مسعود رجوی»  به ساواک و رژیم شاه بود که در دولت موقت به سفارت و نمایندگی دایمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو منصوب شده بود و سپس کاردار سفارت ایران در سنگال گردید. آقای بنی‌صدر در مصاحبه‌ای ضمن رد این شایعه در مورد تلاش برای سرقت «اصل» پرونده برادر رجوی گفت: «من احتیاج به رسیدگی به پرونده چنین فردی را نداشتم چون او نه می‌خواست در دفـتر مـن استخدام شود و من نیز او را از اروپا می‌شناسم و محتاج پرونده استخدامی‌اش نبودم. این همه داد و قال نمی‌خواست. می‌گفتید این پرونده استخدامی این آقاست. این جور کارها همان سلب امنیت است، وقتی از رییس‌جمهوری سلب امنیت بشود مساله مردم دیگر روشن است.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,