Saturday, 18 July 2015
02 August 2021
به مناسبت سال‌روز اعدام صدام‌حسین

«صدام، دیکتاتوری که به تاریخ پیوست»

2009 December 30

فرزانه روشن/ رادیو کوچه

«صدام‌حسین» در آوریل ۱۹۳۷ در یک روستای فقیر و محنت‌زده به نام عوجه در «تکریت» به دنیا آمد. در خانواده‌ای که گفته می‌شود خشونت بدوی در آن حرف آخر را می‌زد و تعصب قبیله‌ای تا اندرونی خانه‌ها نفوذ داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پدر صدام پیش از به دنیا آمدن او کشته و یا به نحوی ناپدید شده‌بود. مادر به همسری مردی دیگر درآمد. سرنوشت صدام تا ده‌سالگی به دست ناپدری خشن و پدربزرگ نامهربانش افتاده بود. آن‌ها جز به زبان شلاق و کتک با او سخن نمی‌گفتند.

20091230-news1-saddam

او به سان بچه‌ای سرراهی و بی‌پناه بار آمد، فرزندی ناخواسته که خانواده از وجود او شرم داشت. از همه اذیت و آزار می‌دید. هیچ هم‌بازی‌ای نداشت. بچه‌های هم سن و سال این پسربچه یتیم و فقیر را تحقیر و تمسخر می‌کردند. از این حقارت بی‌کران باید یک نکته را خوب آموخته باشد: در زندگی هرگز نباید ضعیف بود.

پسرک با زخم‌های بی‌شمارش بزرگ می‌شد و حس کینه‌جویی و انتقام گیری در نهاد او شعله می‌کشید. او در نهان به قهرمان قومش فکر می‌کرد: به سردار صلاح الدین که با فتوحات بی‌شمارش پوزه دشمنان را به خاک مالید و امت عرب را متحد کرد.

صدام را در ده‌سالگی از تکریت به بغداد فرستادند. به نزد دایی‌اش، خیراله طلفاح. یک افسر اخراجی که به خاطر گرایش‌های ناسیونالیستی افراطی از ارتش طرد شده‌بود. او را باید پدر معنوی صدام دانست. او بود که مغز این «بچه خیابان» را با افکار ناسیونالیستی شست‌و شو داد. به او آموخت که «نژاد عرب» از هر قوم و ملتی بالاتر است. عرب بودن، آنچنان که پسرک شنیده‌بود، زشت نیست، بلکه مایه غرور و مباهات است. و دایی نزدیک‌ترین راه را به سوی قدرت و سلطه جویی نشان داد: مبارزه سیاسی.

بعث، ندای رستاخیز عرب

در این روزگار «حزب بعث سوسیالیست عرب» بیش از هر جریان دیگری ایده ناسیونالیسم عراق  نمایندگی  می‌کرد. صدام هنوز بیست سال نداشت که به این حزب پیوست. گرایش حزب به کاربرد زور در پیش برد مقاصد سیاسی، بی‌گمان با طبع خشونت‌گرای او سازگار بود. او پیرو وفادار حزب شد: برای حزب اعلامیه پخش می‌کرد، عربده می‌کشید و با مخالفان راست و چپ گلاویز می‌شد. او اینک برای ضعف شخصیت در خور یافته بود: قدرت سیاسی.

انقلاب در عراق

در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ سرانجام یک گروه شانزده نفرى از ارتشیان ناسیونالیست که خود را به پیروى از الگوى قیام مصر «افسران آزاد» مى‌خواندند، به نظام سلطنتى در عراق خاتمه دادند.

بیشتر افراد خاندان سلطنتى به همراه نخست وزیر مقتدر وقت، نورى السعید، به طرز فجیعى به قتل رسید و ژنرال عبدالکریم قاسم قدرت را به دست گرفت. دولت انقلابى قاسم، در آغاز کار، وفادارى خود را به آزادى هاى دمکراتیک اعلام کرد.

اما شور و شعف پیروزی زمان درازی نپائید. در اندک مدتی نفاق و دشمنی در همه جا بالا گرفت. گرایش قومی (ملی) که حزب بعث را نیز در بر می گرفت، اعتقاد داشت که عراق بخشی از امت یگانه عرب است و باید هر چه زودتر با سایر واحدهای این مجموعه پیوند بخورد. اولین قدم عبارت بود از اتحاد با مصر، که در آن جمال عبدالناصر پرچم ناسیونالیسم عرب را به اهتزاز در آورده بود.

با پیروزی قیام افسران، حزب کمونیست به مبارزه سیاسی علنی روی آورد و در مدتی اندک نیروی فراوانی کسب کرد. حزب در میان افراد روشنفکر و تحصیلکرده، سندیکاهای کارگری، اتحادیه های صنفی و سازمان های دانشجویی، نفوذ بی سابقه ای به هم زد

بعد با سوریه، که در آن ملی گرایان بعثی به قدرت رسیده بودند. ملی گرایان، در برداشت تنگ و بسته خود از ملت عرب، طیف بزرگی از مردم عراق را نادیده می گرفتند. کردها، یعنی حدود یک سوم اهالی کشور عرب نبودند؛ و شیعیان، یعنی اکثریت مردم عراق، پایگاه نفوذ دولت های ایرانی به شمار می رفتند.

در برابر جبهه ملی‌گرایان، جبهه‌ای از نیروهای چپ شکل گرفت که خود را میهن‌پرست (وطنی) می‌خواند. بیشتر شیعیان و کردها به این جبهه گرایش داشتند. آن‌ها در برابر عنصر عربیت (العروبه)، بر خود ویژگی‌های جامعه عراق تکیه می‌کردند، که تنوع ملی و مذهبی از مشخصات آن بود. به نظر آن‌ها عنصر عربی تنها یکی از مؤتلفه‌های «هویت عراقی» بود.

حزب کمونیست عراق نیرومندترین بازوی نیروهای میهنی بود. این حزب که در سال ۱۹۳۴ تأسیس شده بود، در دوران پادشاهی همواره زیر پی‌گرد و سرکوب شدید قرار داشت. با پیروزی قیام افسران، حزب کمونیست به مبارزه سیاسی علنی روی آورد و در مدتی اندک نیروی فراوانی کسب کرد. حزب در میان افراد روشنفکر و تحصیلکرده، سندیکاهای کارگری، اتحادیه های صنفی و سازمان های دانشجویی، نفوذ بی سابقه ای به هم زد.

20091230-news1-saddam1

صدام حسین و رفقای متعصب او در حزب بعث از روند رویدادها سخت ناراضی بودند. از نظر آن‌ها قاسم به «اهداف انقلاب و آرمان ملت عرب» خیانت کرده‌بود. به خاطر عدم قاطعیت او بود که کمونیست‌ها در همه جا نفوذ کرده و آشکارا از «برتری اهداف بین المللی بر منافع ملی» سخن می‌گفتند. صدام حسین نقشه ترور عبداکریم قاسم را طراحی و اجرا کرد اما این عملیات نافرجام ماند و صدام از راه سوریه به مصر فرار کرد.

کودتای 1963 و بازگشت صدام به عراق

صبح نهم فوریه ۱۹۶۳ مردم عراق با سرود رزمی «اله‌اکبر» از خواب بیدار شدند تا خبر کودتا را روی صفحه تلویزیون ببینند. رهبران اصلی کودتا که از درون زندان قاسم، کودتا را هدایت کرده بودند، دو افسر ارتش بودند: یک سرتیپ ناسیونالیست به نام عبدالسلام عارف و یک سرهنگ بعثی به نام احمد حسن البکر. بدین ترتیب ائتلافی از نیروهای ملی گرا به قدرت رسید.

رژیم کودتا کار خود را با سرکوب بیرحمانه هواداران عبدالکریم قاسم شروع کرد. در شهرهای بزرگ مانند بغداد، بصره، موصل و دیوانیه به معنای واقعی کلمه جوی خون راه افتاد: ظرف چند روز هزاران دمکرات، سوسیالیست و کمونیست کشته شدند. گروه بیشماری به زندان “قصر النهایه” رهسپار شدند، سیاهچال مخوفی که بازگشتی از آن وجود نداشت.

سرنگونی عبدالکریم قاسم سرورانگیزترین خبری بود که صدام حسین در قاهره دریافت کرد. در عراق نه تنها حزب او به قدرت رسیده بود، بلکه بکر، یکی از دو فرمانده کودتا، خویشاوند و همشهری او بود. صدام بی درنگ راه بازگشت به میهن را در پیش گرفت. در بغداد با دختر دایی خود، ساجده طلفاح، ازدواج کرد. از این همسر او صاحب سه دختر و دو پسر شد.

از فردای کودتا حزب بعث یک رژیم پلیسی را به سر کار آورد، که ستون فقرات آن را دستگاه امنیتی می‌ساخت، و مرد اول این دستگاه صدام حسین بود. او تنها ۳۱ سال داشت.

صدام، حاکم مطلق عراق

صدام‌حسین در دنبال کردن هدف خود برای قبضه‌کردن قدرت از حربه‌های کهن قبیله‌ای استفاده می‌کرد: گردآوری جمعی از اطرافیان وفادار و مورد اعتماد، توطئه علیه رقبا و حذف یا دور کردن آن‌ها از پیرامون قدرت، نزدیک شدن به مرکز قدرت و وابسته کردن رئیس‌جمهوری به خود.

صدام موفق شده‌بود گروه بی‌شماری از جوانان خشن و ماجراجوی قبایل زادگاه خود، تکریت را تربیت و متشکل کند و به تدریج در رأس مهمترین پست های امنیتی قرار دهد. او به هواداران متعصب و خشن خود چنین تلقین کرده بود که مقامات اداری و مدنی هیچ اهمیتی در اداره کشور ندارند، و زمام‌داران واقعی کشور، مقامات امنیتی آن هستند. صدام در مدت زمان کوتاهی توانست با توطئه‌چینی علیه مخالفان و رقبایش آن‌ها را از صحنه حذف کند.

اوج تصفیه‌های خونین صدام در شامگاه هشتم اوت ۱۹۷۹ صورت گرفت که عوامل صدام برخی از برجسته ترین رجال حزب و دولت را سر بریدند.

صدام پس از پایان «عملیات» با خونسردی از کنار اجساد گذشت، با چکمه خونین به بالکن کاخ ریاست جمهوری رفت تا برای جمعیتی که فریاد می زدند: «مرگ بر خائنان» دست تکان دهد.

آخرین گام: حذف البکر

«احمد حسن بکر» که با صدام‌حسین بستگی فامیلی داشت، سیاستمداری کم توان بود و خود. او هرچه بیشتر به صدام و دستگاه ترور او وابسته می‌شد تا این‌که سرانجام در سال ۱۹۷۹ صدام به مقام تشریفاتی او هم خاتمه داد و او را به دلیل ناتوانی جسمی محترمانه از تمام مسوولیت‌هایش خلع کرد.

20091230-news1-saddam2

آخرین نمونه از تصفیه‌های خونین صدام، قتل دو داماد او، صدام و حسین کامل بود که در فوریه ۱۹۹۶ به گونه ای فجیع و به همراه چند تن از بستگانشان کشته شدند.

در این سال‌ها تنها چند تن انگشت‌شمار از سران حزب از تصفیه‌های خشونت‌بار صدام حسین در امان ماندند: طه یاسین رمضان (جزراوی)، عزت ابراهیم دوری، و علی حسن المجید، معروف به علی شیمیایی.

«استخبارات» در تمام زوایای جامعه نفوذ داشت و بر جزیی‌ترین امور شهروندان نظارت می کرد

اهرم اصلی حکومت صدام،  دستگاه امنیتی کارآ و مجهزی بود که صدام بر فراز دولت و ارتش و حزب قرار داده بود؛ «استخبارات» در تمام زوایای جامعه نفوذ داشت و بر جزیی‌ترین امور شهروندان نظارت می کرد. جنایات صدام نه‌تنها دامان مردم عراق را گرفت بلکه در میان همسایگان این کشور نیز داغ مرگ و جنایت صدام هنوز بر دل و جانشان آوار است. وی جنگی هشت ساله را با ایران آغاز کرد و برای نشان‌دادن میزان تعصب و سرکوبش، از سلاح‌های شیمیایی حتی برای هم وطنانش استفاده کرد. بی‌تردید سبعیت رفتار و اعمال صدام در تاریخ پوشیده نماند و تاریخ او و اندیشه‌ی استبدادیش را به زیر کشید.

صدام حقیقتن مرده است اما باید به امید روزی نشست که بازمانده های تفکر به جای مانده از 30 سال دیکتاتوری او  نیز در اذهان مردم عراق مدفون شود تا طلیعه عراق دموکرات از میان خرابه‌های استبداد دیده شود. اکنون نوبت مردم عراق است تا صفحات سفید تاریخ این سرزمین را خود بنویسند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,