Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
زخم

«۸۰ درصد کودکان ایرانی، محروم از آموزش‌های مهدکودک»

2012 April 18

افشان برزگر /رادیو کوچه

چند روز پیش یکی از دوستان روی فیس‌بوک مطلبی گذاشته بود. گفته بود که امروز برای اولین بار، پسرم را بردم مهدکودک. خیلی سخت از من جدا شد. الان هم که رفتم دنبالش و آمدیم خانه، هم پسرم افسرده است و هم خودم. نمی‌دانم برگشتنم به سر‌کار ارزش این را دارد که پسرم را بفرستم مهدکودک؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نظرهای مختلفی زیر این مطلب بود، خیلی‌ها موافقت کرده بودن و بعضی‌ها هم مخالف سپردن کودک به مهدکودک بودند. اما فکر کنم این پسر دو ساله مجبور است که مثل خیلی از کودکان دیگری که مادرانشان شاغل هستند، به مهدکودک برود و جزو کم‌تر از 20 درصد کودک ایرانی باشد که محیط مهدکودک را تجربه می‌کند.

اما در سایر کشورها به ویژه کشورهای پیش‌رفته، داستان کاملن برعکس است، به طوری که 80 تا 95 درصد کودکان ساکن در کشورهای پیش‌رفته به مهدکودک می‌روند، به طور مثال در کشوری مانند آلمان، دولت موظف است برای هر کودک سه ساله یک جا در نظر بگیرد. هم‌چنین مهدکودک‌ها از طریق دولت بودجه دریافت می‌کنند که بنابراین شهریه دریافتی از خانواده‌ها بر اساس درآمد والدین تعیین می‌شود.

در فرانسه نیز فرستان کودکان به مهدکودک یک سنت است و بیش از 90 درصد والدین، کودکان سه تا پنج ساله خود را در مهدکودک‌ها ثبت‌نام می‌کنند. کودکان 56 ساعت در طول هفته در مهدهای کودک درس می‌خوانند، آن‌ها در ساعت درس باید روی صندلی بشینند و گوش کنند و برای پرسیدن هر سوال اجازه بگیرند.

در کشوری مانند سوئد نیز بیش از  80 درصد کودکان به مهدکودک می‌روند و تحت آموزش مربیان آموزش دیده قرار می‌گیرند، به طوری که بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده، اغلب کودکان در پایان دوره مهدکودک علاقه زیادی به یادگیری الفبا و شمارش نشان می‌دهند.

به طور کلی گذراندن دوره‌های مهدکودک در همه کشورهای پیش‌رفته اجباری است، زیرا در این دوره‌ها توانایی‏ها و ناتوانایی‏های ذهنی و میزان آمادگی کودکان برای حضور در آموزش‏های دبستانی مورد سنجش قرار گرفته و کودکانی که نیازمند آموزش‏های جبرانی هستند، قبل از ورود به آموزش‌های رسمی شناسایی می‌شوند.

اما در حال حاضر بیش از پنج میلیون کودک زیر شش سال در ایران زندگی می‌کنند که بنابر آمارهای رسمی تنها 700 هزار نفر از این کودکان به 14 هزار مهدکودک دایر در کشور می‌روند که با این وجود کم‌تر از 20 درصد کودکان از آموزش‌های دوران قبل از مدرسه برخوردار می‌شوند و 80 درصد مابقی محروم می‌مانند.

این در حالی‌ست که از سال 1387 تاکنون تعداد کودکانی که به مهدکودک رفته‌اند 9 درصد و تعداد مهدکودک‌ها حدود سه درصد افزایش داشته است.

به گفته مسوولان سازمان بهزیستی کشور سالانه رقمی حدود 140 میلیارد ریال به امور مهدکودک کشور اختصاص می‌یابد که بخش زیادی از آن در مهدهای روستایی هزینه می‌شود، البته باید گفت که میزان توزیع مهدهای کودک در شهرها و روستاهای کشور به یک اندازه است، به طوری که 50 درصد مهدها، شهری و 50 درصد روستایی هستند.

در حالی تعداد اندکی از کودکان ایرانی راهی مهدکودک می‌شوند که به گفته کارشناسان، بیش از 70 درصد رشد کیفی مغز کودکان در سنین زیر شش سال شکل می‌گیرد، به طوری که پایه‌های اولیه اعتماد به نفس، مسوولیت‌پذیری، استقلال و خلاقیت کودکان در دوران پیش از دبستان شکل گرفته و استعدادها در طول این دوره شکوفا می‌شود.

به اعتقاد کارشناسان، کودکانی که دوره مهدکودک را می‌گذرانند در مقایسه با سایر هم‌سن و سالان خود که بنا به دلایلی از گذراندن این دوره محروم شده‌اند، باهوش‌تر و اجتماعی‌ترند و آینده موفق‌تری هم خواهند داشت، چراکه کودک برای برخورداری کامل از آموزش‏های دوره ابتدایی که سنگ بنای زندگی آینده است، نیاز به انضباط فکری دارد که به طور معمول خانواده قادر به فراهم کردن آن نیست و این مربیان مهدهای کودک‌هستند که از طریق فعالیت‏های مختلف مثل بازی و کارهای دستی به تدریج نظم و انضباط ذهنی لازم را در کودکان ایجاد می‏کنند.

در حالی که در صورت نبود در محیط مهدکودک، بعضی کودکان به علت نداشتن مهارت و زمینه لازم، برای سازگار شدن با مقررات و انضباط، یا نسبت به محیط مدرسه نگرش منفی پیدا کرده و آن محیط را کسل کننده و عذاب‏آور می‏بینند و یا حالاتی چون گریز و یا ترس از مدرسه در آن‌ها ایجاد می‏شود.

اما چرا نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که اکثر مادران ایرانی تمایلی ندارند که کودکانشان به مهدکودک بروند و 60 درصد مادران هم از روی اجبار و به دلیل شاغل بودن، کودکان خود را در مهدها ثبت‌نام می‌کنند؟

کارشناسان اعتقاد دارند که در حال حاضر اعتمادی از سوی خانواده‌ها به سیستم تربیتی دولتی در کشور وجود ندارد که این امر باعث شده که خانواده‌ها ترجیح دهند که کودکانشان در خانه بمانند و توسط مادران و یا مادربزرگ‌ها تربیت شوند، البته جنبه اقتصادی این موضوع را نباید فراموش کرد، چراکه شهریه‌های فعلی مهدهای کودک برای بسیاری از خانواده‌ها سنگین است.

ظاهر و محیط ناایمن اکثر مهدهای کودک، اولین مانع حضور کودکان در این محیط است، به طوری که ساختمان اغلب مهدهای کودک، خانه‌های قدیمی هستند که روی در و دیوار آن نقاشی شده است، در حالی که طراحی محیط مهدکودک کاملن متفاوت است و ضوابط خاص خودش را دارد، به طوری که اگر بخواهید مهدکودک‌های موجود در کشور را با استاندارهای آن مقایسه کنید، شاید به اندازه انگشتان دو دست هم مهدکودک استاندارد به لحاظ ظاهری و ساختمانی در کشور وجود نداشته باشد.

محتوای آموزشی مهدهای کودک نیز مورد انتقاد بسیاری از خانواده‌هاست، به طوری که به وضوح می‌توان تفاوت دو کودک هم سن که یکی به مهدکودک می‌رود و دیگری در خانه است را در نوع شعرها و سرودهایی که می‌خوانند را متوجه شد.

محتوای آموزشی در مهدکودک‌ها، حتا در مراکز خصوصی که 95 درصد مهدهای کشور را تشکیل می‌دهند، هم‌سان‌سازی شده و به تمام کودکان آموزش‌های دیکته شده ارایه می‌شود که تخطی از این برنامه‌ها در برخی مواقع با واکنش‌های شدید مواجه می‌شود، که آخرین نمونه آن اجرای برنامه رقص و آواز در مهدهای کودک بوده، به طوری که مسوولان اجرای حرکات موزون توسط چند کودک خردسال را غیراخلاقی خطاب و اعلام کرد‌ه‌اند که با این برنامه‌ها برخورد شدید صورت خواهد گرفت که البته در نهایت قرار شد این فعالیت‌ها تحت عنوان ورزش ایروبیک در مهدکودک‌ها ساماندهی شود.

قبل از این موضوع نیز ممنوعیت اختلاط کودکان دختر و پسر در مهدکودک‌ها و مراکز پیش‌دبستانی و اجرای طرح‌هایی هم‌چون «مهدکودک‌های قرآنی» و «عمو روحانی در مهدکودک‌ها» مطرح شده بود.

شهریه مهدهای کودک نیز از دیگر موانعی است که باعث می‌شود خانواده‌ها از فرستادن کودکانشان به مهدکودک پشیمان شوند که این موضوع در دو سه سال اخیر و با اجرای طرح ستاده‌دار کردن مهدهای کودک حادتر نیز شده است.

بر اساس این طرح، سازمان بهزیستی بر اساس فاکتورهایی که اعلام کرده، اقدام به ارزیابی مهدهای کودک می‌کند و رتبه‌هایی بین بی‌ستاره تا سه ستاره به مهدکودک‌ها می‌دهد و هر مهدکودکی که تعداد ستاره‌هایش بیش‌تر باشد، می‌تواند شهریه بیش‌تری از مشتریان خود دریافت کند.

اما صاحبان مهدکودک به شیوه اجرای این طرح به شدت انتقاد و در بسیاری از موارد بهزیستی را به عدم رعایت عدالت در ارزیابی متهم کرده‌اند، به طوری که کارشناسان این سازمان به «مهدهای نورچشمی» امتیاز و ستاره بیش‌تری داده‌اند و بدین ترتیب برخی مهدهای قدیمی و دارای حسن فعالیت در رتبه‌های پایین قرار گرفته‌اند.

در هر صورت با آماری که سازمان بهزیستی ارایه داده، تاکنون بیش از دو هزار مهد مورد ارزیابی قرار گرفته که بیش از 500 مورد فاقد ستاره، 700 مهد یک ستاره، 600 مهد دو ستاره و تنها حدود 180 مهد در سراسر کشور سه ستاره بوده‌اند.

البته مشکل صاحبان مهدهای کودک به همین جا ختم نمی‌شود، چراکه آن‌ها به صورت دقیق نمی‌دانند که متولی آن‌ها کیست.

از چند سال پیش این بحث مطرح شد که سازمان بهزیستی صلاحیت لازم برای متولی‌گری مهدهای کودک را ندارد و اداره این مراکز باید به وزارت آموزش و پرورش سپرده شود. این موضوع سرمنشا اختلافات میان وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش و رفاه شد، به طوری که حاجی‌بابایی، وزیر آموزش و پرورش با ادبیات ویژه خود گفت: «مهدکودک که بقالی نیست، جای تعلیم و تربیت است، اگر مرا منع نکنند، می‌گویم مدرسه از چهار سالگی آغاز شود».

اختلاف بین دو وزارت‌خانه به کمیسیون‌های مجلس، مرکز پژوهش‌های مجلس و حتا مجمع تشخیص مصلحت هم نیز کشیده شد که رسانه‌ها با عنوان «مهدکشی» از آن یاد کردنند، اما با این حال هنوز مشخص نیست که متولی اصلی مهدکودک در ایران کیست، اما رییس سازمان بهزیستی در آخرین اظهارنظر خود عنوان کرده که برای احترام به تفاهم‌نامه مشترک بین بهزیستی و آموزش و پرورش، به مدیران مهدهای کودک توصیه می‌شود که برای پذیرش کودکان چهار و پنج سال تمام از ادارات آموزش و پرورش مجوز اخذ کنند.

با تمام این وجود هم‌چنان ابهامات زیادی وجود دارد، چرا که مهدها مربوط به گروه سنی خاصی نیستند و کودکان یک تا شش ساله به مهد می‌روند. مهدکودکی که در عین حال کودک یک ساله و دو ساله را پذیرفته است و کودکان چهار سال به بالا را هم می‌پذیرد، در سیاست‌گذاری خود باید پیروی سیاست‌گذاری بهزیستی باشد یا آموزش و پرورش؟ از طرف دیگر، هنوز معلوم نیست که بحث متولی‌گری آموزش و پرورش تنها در بعد آموزش و نظارت است یا ابعاد دیگر را هم شامل می‌شود و یا هنگام توزیع منابع مهدهای کودک باید این منابع را از بهزیستی دریافت کنند یا آموزش و پرورش؟

با تمام مشکلات موجود بر اساس برنامه پنجم توسعه تعداد کودکان تحت پوشش مهدهای کودک از 20 درصد موجود باید به 40 درصد افزایش یابد، چراکه برنامه‌ریزان کشور نیز به نتایج تحقیقات ایمان آورده‌اند که به ازای هر یک دلار سرمایه‌گذاری بر روی کودکان، هفت دلار بازدهی در بزرگ‌سالی نصیب جامعه می‌شود.

حال باید نشست و دید که آیا این هدف محقق خواهد شد و آیا مهدکودک‌های کشور که اکثر آن‌ها در آستانه ورشکستگی قرار دارند، می‌توانند متضمن سودهی افراد در بزرگ‌سالی باشند یا نه.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,