Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
گفت‌وگو با دکتر ریموند رخشانی استاد دانش‌گاه کالیفرنیای جنوبی در آمریکا

«گذشته چراغ راه آینده نیست»

2012 April 23

 مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

حسین مختارزاده

عاطفه خسروی / ویراستار

منبع: انعکاس تراوشات ذهن من

مدرنیته و مدرنیسم… تعریف ، تفاوتها و الزامات و رابطه این دو با یک‌دیگر از سوالات ذهن پژوهش‌گر آدمی است که در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شده است‌.

کتاب سرچشمه‌های مدرنیته توسعه‌ی هم‌گون در فرگشت‌ فن آوری و علوم‌‌ تازگی‌ها به قلم دکتر ریموند رخشانی استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در آمریکا منتشر شده است. (کتاب در آمازون)

مدرنیته چیست و تفاوت آن با مدرنیسم در چیست؟ ما در ایران به کدام نیاز داریم و کشورهای آسیای جنوب شرقی مانند ژاپن و چین و کره جنوبی چگونه آن را در کشور خود قوام بخشیدند. این سوالات  مواردی بود که با دکتر رخشانی در خصوص آن  به گفت‌وگو نشستیم.

·       برخی معتقدند  مشکل ایران درحال حاضر مدرنیته است، شما این نظر را قبول دارید؟

یکی از مشکلات امروز در «مدرنیته» است. با گذر دنیا از جوامع با ساخت کهن به دنیای مدرن همیشه چالش‌هایی بوده است که به نظر من درجامعه ایران، انقلاب مشروطه را می‌توان آغاز این چالش‌ها دانست که کماکان ادامه دارد. در برهه‌هایی سنت برنده شده است و زمانی نیز مدرنیته ولی نه بصورت همگون. مسلمن در نهایت مدرنیته پیروز خواهد شد. دنیای امروز دنیای علم است. جامعه ما جواناست و بر خلاف قبل از انقلاب 57 درصد بالایی هم باسواد هستند. و با ابزار های ارتباطی آشنایی دارند که سیر طبیعی به قوام گیری مدرنیته می دهد.

·         مدرنیته چیست؟

من قبل از این کتاب کتابی در مورد مدرنیسم (گم گشتگی) نوشتم. ولی این کتاب مباحث مدرنیته و توسعه همگون را مطرح می‌کند. مدرنیته دستاورد جامعه علمی و صنعتی غرب است ولی مدرنیسم دستاورد فرهنگی و هنری و نتیجه چالش های فلسفی غرب است. بنابراین دو پدیده متفاوت هستند. با این‌که به هم مربوط هستند. هدف من دراین کتاب نشان دادن تفاوت‌های این دو بود.

مدرنیته بر بستر علمی و مدرنیسم بر بستر شرایط تاریخی است که شاید زبان‌شناسان بهتر بتوانند معادل این کلمات را در فارسی بیابند یا ایجادکنند ولی من این‌گونه ترجمه می‌کنم

مدرنیته‌: نوسازی – نوگردانی- نو آفرینی

مدرنیسم: نو اندیشی- نو‌نگری- نو‌گرایی توسعه‌یافتگی مدنی است نگرش دیگری به سرنوشت بشر در جامعه خویش.

·         آیا فقط از طریق مدرنیته می‌توان کارآفرینی کرد و  مدرنیسم منجر به کارآفرینی نمی‌شود؟

مدرنیته به ریشه‌های توسعه می‌پردازد و مدرنیسم آمادگی ذهنی انسان معاصر برای قبول این تحولات مدرن است. مثلن در غرب اگر در مورد نظریه اجتماعی صحبت می‌کنیم  این مدرنیسم است یا سبک هنری و فلسفی نیز همینطور ولی تلویزیون ، اینترنت شاخص مدرنیته هستند و اگر از این ابزار مدرنیته استفاده کنیم برای این است که نگرش مدرنیستی را اشاعه دهیم. این دو را حتا دیوار چین از هم جدانکرده و روی هم تاثیر دارند. این دو موتور محرک علم و صنعت و فن هستند. به محض این‌که این‌ها قوام پیدا کردند مانند ساخت خودرو و هواپیما (شاخص مدرنیته) رفتارهای مدرنیستی نیز از طریق آموزش باید تقویت شوند.

گاهی نظرات مدرنیستی مطرح می‌شود که ابزار آن در مدرنیته نیست ولی ایجاد خواهد شد. مثلن طرح ژنیتیک «دی.ان.ای» نظریه مدرنیستی علم بود وقبل از پروژه ژنوم این ابزار را نداشتیم که حال انسان به آن دست‌رسی دارد.

موتور محرک پیش‌رفت مدرنیته علم است  و تا وقتی شواهد و گواه نباشد این علم یک نظریه است. علم متکی بر مشاهدات تجدیدپذیر و اثبات پذیر و دلایل و فرضیات و تدبیرها وآزمون های کنترل شده است. ولی فلسفه این‌گونه نیست.

‌در ذهن انسان سه حوزه وجود دارد. فلسفه‌، علم و هنر.و تفکر بنیان هر سه حوزه است. تدبیر محصول اندیشه است. فلسفه سطح حاضر در همه جا-هنر سطح ترکیبی و زیباگرایانه و علم سطح هماهنگ کننده است.

کار فلسفه تفسیر و ارزیابی مجدد ارزش‌ها و مفاهیم است و بادگرگونی‌ها سر و کار دارد. ولی در علم تحلیل و اثبات و تو ضیح فرضیات است و بامتغیرها سر و کار داریم. ولی هنر کاربرد نیروی حس برای بیان و نمایش گوناگونی‌ها است. با این حال ترکیب این‌ها را نیز داریم. مثلن فلسفه علمی یا هنرهای فلسفی مانند کارهای حافظ و شکسیپیر. و یا علوم فلسفی مانند روان‌شناسی.

·         مذهب درکجای این تقسیم بندی قرار دارد؟

مذهب به فلسفه نزدیک است و برداشت کهن آدمی است و ارزیابی مجدد ارزش‌هاست. ولی بنا به شرایط بومی متفاوت هستند مثلن اسلام اندونزی با ایرانی و یا عربستانی فرق دارد. زیرا مسایل فرهنگی در آن تاثیر دارند.

·         آیا مذهب می‌تواند در مدرنیته تاثیر بگذارد؟

هم پیش‌رو و هم گذشته‌گرا می‌تواند باشد. باورهای انسان می‌توانند رفتار را تغییر دهند و عامل پیش‌روندگی شوند یا بازدارندگی. مثلن اندونزی مسلمان است و مدرن و آقای برکی در مورد توسعه کار کرده است و مسلمان است و‌لی انواع بازدارنده هم وجود دارند.

·         در موردخاورمیانه که بین سنت و مدرنیته قرار دارد، نقش مذهب در مدرنیته را چگونه  می‌بینید؟

مسلما باورهای دینی تاثیر در مدرنیته دارند. مثلن شهرنشین‌های قبل از انقلاب در ایران با این‌که مسلمان بودند ولی مسایل مدرنیته مثل تلویزیونو برق را قبول می‌کردند در عین حال نوع طالبانی آن نیز است که عامل بازدارندگی دارند.

·         ایران برای پیش‌رفت به کدام مورد از حوزه  (فلسفی ،علمی و هنری) در راستای قوام مدرنیته بیش‌تر نیاز دارد؟

تحقیقات من در مورد کشورهای آسیای جنوب شرقی نشان می‌دهد که تمرکز و انرژی روی توسعه علمی و فنی و صنعتی بوده است بدون نادیده گرفتن حوزه های دیگر. یک تلاش ملی در این کشورها بوده و شش نیاز را این‌ها پاسخ داده‌اند تا به قوام مدرنیته برسند.

·        این شش نیاز در کتاب به این صورت لیست شده است

·        پاسخ‌گویی به این شش نیاز،در نهایت منجر به توسعه هم‌گون و قوام‌گیری مدرنیته می‌شوند. اگر فرض کنیم با توجه به سوابق و تحقیقات شما از شما خواسته شود که در مورد ایران برنامه‌ریزی کنید برای مدرن کردن ایران از کجا شروع می‌کنید؟

تغییر ایران زمان می‌برد .همت ملی می‌برد‌. و این یک کار کارستان است. به نظر من مهم‌ترین آیتم تفکر سیستمی و بینش استراتژیک است. به‌خاطر این‌که در تمامیت آن کشور بایستی فکر کرد. بر اساس تحقیقات من بینش استراتژیک را مهم‌ترین گزینه می‌دانم‌. در بررسی‌های من در حدود 44-45 سال ایران و مشاهده اطلاعات سازمان برنامه مشخص شده که کمبود یا فقدان تفکر استراتژیک در ایران واضح است. برنامه‌ریزی بوده ولی این تفکر نبوده است.

تلاش‌های زیادی داشتیم که علم و صنعت را داشته باشیم ولی اغلب برنامه‌ریزی بودند. امروز شروع کردند و به آتیه رفتند ولی بدون این‌که بدانند آن چیست. این برنامه‌ریزی است که از امروزشروع می‌کند و به آتیه می‌رود. اما استراتژی برعکس عمل می‌کند. یک تصویری از آتیه می‌سازید (بر اساس واقعیت‌ها) و مثلن می‌پرسید اگر 20 سال دیگر بخواهیم در فلان نقطه‌ای باشیم‌، 15 سال دیگر باید کجا باشیم، 10 سال دیگر باید بر اساس واقعیت‌ها کجا باشیم، یا 5 سال دیگر چه امکانات و زیر ساخت‌هایی را باید داشته باشیم. این‌که امروز رشته‌های کلیدی را چگونه بشناسیم و برنامه‌ریزی کنیم و پیش‌رفت را چگونه می‌توانیم ارزیابی کنیم. اگر برنامه‌ریزی متکی بر این بینش استراتژی نباشد و تصویر از آتیه نباشد دچار گم‌گشتگی می‌شویم. یا موفق هم‌گون نخواهیم شد.

·         آیا این مسایل و صنایع را در ایران مطالعه و شناسایی کرده اید؟

حدود 14 سال در هر دو رژیم ولایت فقیه و یا شاهنشاهی‌، مطالعه کردم و متوجه فقدان این بینش استراتژی که شاخص شکست‌های ما بوده شدم. در ایران زمانی که در دانش‌گاه شریف درس (شیوه‌های تولید فراورده های نوین ) می دادم سعی می‌کردم به این منابع دست‌رسی پیدا کنم. سال‌نامه‌های آماری را نگاه کردم تاببنیم آیا این صنایع شناسایی شده‌اند.

با توجه به تجربه و مطالعات من در کشورهای آسیای جنوب شرقی به این نتیجه رسیدم که اول برای هر کاری باید منبع آن را داشته باشیم. پس بیینیم چی داریم. این منبع به‌طور طبیعی چه صنایعی را تحت پوشش قرار می‌دهد و نقش کلیدی این صنعت و رشته در دیگر رشته‌ها چگونه است و بر اساس ترکیب سنی و جمعیتی و جنسی وتحصیلی تا چه اندازه کارآفرین می تواند داشته باشد؟ چطور می‌تواند بهره‌وری داشته باشد و سود‌آور باشد و در زنجیره تامین چه تاثیری دارد و نقش زیست محیطی آن چگونه است؟ و با این تحول در زمینه صنعت چه  اتفاق می‌افتد آیا چنین رشته‌ای مثلن در 15 سال آینده ‌امکان بقا خواهد داشت یا نه؟ میزان ریسک رقابتی چقدر است؟ توانایی رقابتی آن چگونه است؟ با توجه به آمارها 6 صنعت راشناسایی کردم. این‌ها نظر من هستند ولی کارشناسان که دست‌رسی بهتری به اطلاعات دارندو افراد دل‌سوز می‌توانند نتیجه‌گیری بهتری بکنند.

·         این 6مورد کدام صنایع هستند؟

1- ‌ پتروشیمی 2- نساجی و پوشاک و چرم 3- محصولات معدنی غیر فلزی به جز نفت و زغال سنگ 4- ماشین آلات و تجهیزات فلزی 5- مواد غذایی 6- خودرو سازی (با این‌که ابتدا مخالف آن بودم ولی در زنجیره تامین وارد شده که می توان مدرنتر نمود با این‌که نمی‌توان با کره و ژاپن رقابت کنیم. )

اتلاف انرژی را می‌توان در آن‌ها کم کرد که با کارگاه‌های کم‌تر از 50 نفر قابل اجرا است. و با حمایت این‌ها می‌توان در 6 مور بالا تاثیرمثبت گذاشت.

.         با توجه به اطلاعات شما و موج خروج جوان‌ها برای ادامه تحصیل در خارج از کشور آیا می‌توان به آن‌ها سمت و سویی داد که رشته‌های صنعتی کلیدی مطالعه کنند که در دراز مدت به درد ایران بخورد؟

من نیز خودم این کار را می‌کنم ولی من در حد خودم این کار راانجام می‌دهم و در کشورهای دیگر که این کار به خوبی انجام می‌شود به دلیل این است که نگاه استراژی را یاد گرفته و فرضن فردی که از چین به استرالیا می‌آید و روی پروژه‌ای از چین کار می‌کند می‌داند چه چیزی به درد آتیه چین می‌خورد. و لازم نیست که دولت به او بگوید و در طول تحصیل به این آگاهی رسیده است. ولی ما این بینش رانداریم. و یکی از ضعف‌های ما گذشته‌گرایی است که می‌گویند «گذشته چراغ راه آینده است» که غلط است‌، گذشته راه‌کاری به آتیه نمی‌دهد، شناخت گذشته برای مرتکب نشدن اشتباهات است. البته من نمی‌گویم که نباید گذشته را شناخت.

·         آیا این کتاب را در ایران هم عرضه کرده‌اید؟

بعد از شرایط حساس انتخابات 88 به من گفته شده که احتمال این‌که کتاب در ممیزی زمان زیادی گیر کند وجود دارد و من به‌دلیل اهمیت مسئله در خارج از ایران‌ این کتاب  را چاپ کردم. و چون عضو هیت مدیره انجمن استادان و پژوهش‌گران ایرانی بودم آن را به‌صورت رایگان در اینترنت قرار دادم (خلاصه کتاب).

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,